Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'April 2004'
نوشته های April 2004
Lord & Gmail
خب جی میل هم تست كردیم nintood [at] gmail [.] com LostLord [at] gmail [.] com دو تا اكانت منهمیشه دو گیگ دیگه !ما هم كه زیاد حرس و طمع نداریم كه بگیریم و بفروشیمولی واقعا از نظر سرعت و خیلی از امكانات و از همه مهمتر حجمش كه میشه باهاش فیلم...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 29, 2004 6:58 PM
آینده نگری
یكی از دوستام نوار قلب گرفتنوار مغز هم گرفته بودجواب نوار مغز را اشتباها به جای نوار قلب به دكتر نشان داددكتر گفت آقا شما مردیدخدا رحمتتان كند ، این خط صاف صاف استبعد كه موضوع مشخص شد دوستم را به تیمارستان بردند و گفتند مغزت تعطیل استجریان فقط این...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 28, 2004 6:43 PM
مالشی در اعتصاب معلمین
1- معلمان قرار است فردای روز معلم اعتصاباتشان را از سر بگیرند2- آموزش و پرورش با همكاری وزارت بهداشت طرح معاینه و پیشگیری از سرطان سینه ی معلمین را در این هفته اجرا میكند (صد البته مال آقایون نیست)3- دیشب تو ماشین داشتیم از یه جایی بر میگشتیم مادرخانوم از...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 27, 2004 7:23 AM
Love angel
بریزبریزبریزراستی شیطون هم فرشته بوده هاشاید به همین خوشگلی و نانازیآقا به خدا كسی عاشق نشده اینقدر فكر و خیال نكنیناصلا مگه آدم عاقل عاشق میشه؟...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 26, 2004 7:02 AM
افزایش سرعت اینترنت با حذف كردن تبلیغات
اگه وبگردی كار هر روز و شبتونه و اگه شما هم از اون دسته افرادی هستین كه وقتی به اینترنت وصل میشن، سعی میكنن كل اینترنت رو یك شبه بگردن و اگه هر چی سایت تو دنیا هست رو یه بار دیدین و اگه مواقعی كه به اینترنت وصل هستین...
نوشته جناب lost در تاریخ April 25, 2004 7:08 AM
ای برادر
نمی بازم به بی رنگیبه كوه و معبرسنگی به پاییز و غروب عصر دلتنگینمی بازم...نمی سازم من خاكیسرایی با دل شاكی تو دنیایی كه خالی مونده از پاكینمی سازم...اگه یه روزی زن بگیرم...راستی چرا میگن زن بگیرم؟مگه دو طرفه نیستمگه نباید اونم انتخاب كنهاصلا اصطلاح قشنگی نیستبگذریممیخواستم بگم اگه یه...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 24, 2004 5:51 PM
كافی شاپ آرزوها
پسرك طبق معمول هر شب از محل كارش بر می گشت و طبق معمول هر شب خسته بود و امیدوار به آینده ای نیمه تاریك و نامعلوم كه هر اتفاق به ظاهر كم تاثیر می تونست به كلی تغییرش بدهحاج آقا مرتضوی كه به تازگی از آمریكا برگشته بود سر...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 23, 2004 6:35 PM
نوبت عاشقی!
ظریفی از دوستان دیروز داشت میگفت تمام شعرایی كه میشنومچه تو شركت ، چه خونه و چه تو تاكسی و بقالی و چقالیاز در پیت ترینش تا سنگینترین و قشنگترینش یه جورایی داره به من ربط پیدا میكنهغیر از اونایی كه میگه از دوریت قدم كمان شد و لاغر شدم...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 21, 2004 6:57 AM
به زودی
غربت و خلوت و فال حافظو چه فرخنده شبی طولانی میخوام یه كارایی بكنمهمه میگن چی تو سرته؟یه چیزاییه كه هیچ ربطی به این نوشته هایی كه اینجاس نداره این آخوندا رو كه دیدین آخر حرفاشون همیشه یه گریزی به صحرای كربلا و عاشورا میزننكلاسای این ترم ما همه ی...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 19, 2004 8:48 AM
A fool in love
Look at the light coming out of the earthShow me a man who's gentle and kindAnd I'll show you a loserNow show me a man who takes what he wantsLook at that boy sitting on the moonLook how excitingLook how excitingSo the poets say When you're a fool in loveAnd nothing...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 17, 2004 4:36 PM
رو سیاه
نوشته جناب Lord در تاریخ April 16, 2004 6:59 AM
دوزش فایلهای ویدویی
دوزش بر وزن پوزش اسم مصدر فعل دوزیدن است و معنی و مفهوم آن این است كه بابا جون میخوایم دوتا تیكه فیلم رو به هم بچسبونیم یا بدوزیم دیگه...توی آموزش قبلی دیدیم كه برای بریدن یه فیلم به قطعات كوچیكتر چیكار باید كرد. حالا میخوایم اون قطعههای بریده شده...
نوشته جناب lost در تاریخ April 15, 2004 9:08 PM
مرگ آبی
ترسناكترین رنگ به نظرتون چه رنگیه؟اكه با ویندوز كار كرده باشین، حتما میگین آبی...چرا؟! چون وقتی ویندوز حسابی قاطی كنه و دیگه كاری ازش بر نیاد یه صفحه آبی نشون میده با كلی چرت و پرت كه واقعا به درد هیچ كس نمیخوره. مثلا یه وقتهایی بیخودی ویندوز حس میكنه...
نوشته جناب lost در تاریخ April 15, 2004 10:20 AM
ای بابا
بالاخره اومد جلو و سلام كرداز این مرتیكه همون موقع كه پنجم دبستان تو یه كلاس بودیم و هنوز مرتیكه نشده بود هم خوشم نمیومد از بس چاپلوسی همه رو میكرداز ترم دوم اومده دانشگاه ما و این دو ماهه كلی تلاش كردم چشمم تو چشمش نیوفتهآخرش امروز از پشت...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 15, 2004 7:38 AM
بچه پررو
آقا در ساعات اولیه ی صبحی بهاری آدم بشینه تو تاكسی كه بره دانشگاهبعد یه دختره چند ثانیه بعد بیاد كنار آدم بشینه اونم چی؟جلو (استغرالله)بعد آدمیزاده وسط بشینه در حالی كه شلواره داره میتركه از تنگی و این وسط ماشین یه چیزی هی فشار دردناكی به استخون دنبالیچه وارد...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 14, 2004 6:12 AM
بنویسم الدنگ خوبه؟
ابروهاش رو نازك كرده و موهاش رو كه پركلاغی بود قهوه ای روشن زده و یه فرق از وسط دقیق باز كردهیه شلوار لی تنگ پوشیده و یه تیشرت یقه باز سفید و یه زنجیر طلای كت و كلفت هم انداخته و یه عالمه پودر زده به صورت تازه اصلاح...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 12, 2004 6:54 AM
ای عشق
هرچند كه از آینه بی رنگ تر استاز خاطر غنچه ها دلم تنگ تر استبشكن دل بینوای ما را ای عشقاین ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 12, 2004 6:52 AM
تاریخ اسلام
این استاد تاریخ اسلام یه پیر آخوند 70 ساله س كه عمامه ش رو هنوز كه هنوزه كج و كوله و یخلی میبندهدكترای الهیات داره و خودش میگه از هفت سالگی كه پیش خامباجی مكتب میرفته به بچه ها درس میداده و معاون خانوم باجی بوده تا حالا كه هفتاد...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 12, 2004 6:50 AM
بازم سلمونی
شاید به خاطر اون كاغذ بی مزه ی طالع بینی ماهها باشه كه بوف كف سینی غذا میذارهبعد كه خوندمش دیدم عجب خصوصیاتی داریم و خودمون خبر نداریمیكیش این بود كه ما انسانی هستیم كه به وضعیت ظاهریمون اهمیت می دهیم !تا اون موقع اینطوری نبودااز وقتی خوندمش انگار بهم...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 10, 2004 3:11 PM
یه پست كاملا شخصی از طرف یكی
وقتی این شهر بزرگ رو از بالا میبینم انگار دارم یه دریا میبینم پر از ماهیدرست با همون تنوعبا ماهی های كوچولو و تنها ، كوسه ها و ماهیای انگل كه زیر باله ی كوسه زندگی میكنن ، هشت پاهایی كه بازوهای مكنده دارن ، ماهیای مركب كه رنگ عوض...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 5, 2004 8:43 AM
دختره با اون كفشای مسخره
دختره با اون كفشای مسخره و شلوار پاچه كشدارش اومد وایساد سر خیابون (ببخشید اسم این شلوارا رو نمیدونم!)یه پرایده براش زد رو ترمزیه گالانته هم پشت پرایده براش بوق زددختره یه نگاه به سرنشینای گالانته انداخت و یه نگاه به دوتا پسر پراید سوارسوار پرایده شدگالانته خواست حال پرایده...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 4, 2004 5:26 AM
كاغذ دیواری هفته
حالشون رو ببرین...
نوشته جناب lost در تاریخ April 3, 2004 12:42 PM
به جان خودم
به صورت كاملا تابلویییه روز از همین روزا روی شب پا میذارمتوی قاب لحظه هام عكس فردا میذارممن مسافر و غریب اما لبریز یقینمیدونم تو راه عشق همه رو جا میذارم!Lord...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 3, 2004 5:31 AM
برش و دوزش فایلهای AVI
همونطور كه قبلا هم مشخص كردم خیلی به فایلهای AVI علاقه دارم. بخصوص كه كیفیت و اندازشون دست خودمونه و محدودیتهای «Mpeg» معمولی رو نداره.كاری كه ایندفعه قراره بكنیم اینه كه یه تیكه از یه فایل بزرگ «AVI» رو ببریم و بعد به یه تیكه دیگه از همون فایل بچسبونیم....
نوشته جناب lost در تاریخ April 2, 2004 6:00 PM
سیزده به در هشتاد و سه در منزل
Natural Born KILLERS یكی از مزخرفترین فیلمایی بود كه تو عمرم دیدمععععقققققبه همون اندازه كه حالم به هم خورد HEAT با دیالوگای قشنگ و بازی آلپاچینو و رابرت دنیرو لذتبخش بوداینم سیزده بدر لرد در منزلی كه خود در طبیعت محض استواقعا شما هم كنار خونتون یه رودخونه با كلی...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 2, 2004 8:37 AM
سیزده به در هشتاد و سه
این سیزده به در ماهیه رفت ...نمیدونم چراولی فكر كنم یكی منتظرش بودكاشكی بارون نیاد و همه بتونن برن دریاعین ماهیه ...
نوشته جناب Lord در تاریخ April 1, 2004 4:47 AM