Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'December 2004'
نوشته های December 2004
زلزله ی عزیز من!
خشم طبیعت - بلایای طبیعی - حوادث غیر مترقبهوقتی اینا رو از تلویزیون میشنوم فكر میكنم چرا اینجوری میگن؟خب من به خاطر همون سندرم معروفی كه دارم یجور دیگه فكر میكنم (سندرم من با بقیه فرق دارم)فكر میكنم باید بگم دیدی وقتی یه جا یه مدت طولانی میشینی پاهات خواب...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 30, 2004 10:11 AM
بهترینهای 100 سال اخیر
یكی از درپیت ترین رای گیری های آنلاین رو میتونید در سایت فدراسیون جهانی وزنه برداری شاهد باشین. من كه تا حالا اینطور رای گیری ندیده بودم. خیلی از بچه ها گفتن رفتن به سایت IWF.NET كه به رضا زاده به عنوان بهترین وزنه بردار قرن رای بدن ولی...
نوشته جناب lost در تاریخ December 29, 2004 1:27 PM
مشتری فضایی!
مشتری:سلام آفروشنده: سلام . بفرماییدمشتری: یه بلیط گتار برای مراغه میخواستم(فروشنده به جای مسئول فروش بلیط قطار كه هیچ وقت خدا نیست مینشیند)فروشنده: برای كِی؟مشتری:فردافروشنده: چند نفر هستید؟مشتری:دو نفرفروشنده: اسامیتون رو لطف میكنید؟مشتری: بله.فروشنده: خب بفرماییدمشتری: یهنی بیگم؟فروشنده: بله بفرماییدمشتری: ابوالفضلی عباسی ... دومیشم گلی رحیمیفروشنده كارش را تمام میكند،...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 29, 2004 8:05 AM
سوزان سانتگ
وقتی گفتن رحمت خدا رفته كلی حالم گرفته شد!سوزان سانتگ (Susan Sontag) كه دیگه همه میدونن چقدر ازش خوشم میومد از معدود آدمایی بود كه تو آمریكا بود ولی نذاشت مثل بقیه تحمیقش كننتقریبا مثل مایكل مور خودمون!حالا نگید ایرانی جماعت مرده پرسته دیگه ...تا زنده بود یادم نبود!امیدوارم دیگه تكرار...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 29, 2004 8:04 AM
ما اولیم ...
- ایران قویترین مرد جهان را دارد- ایران خیلی نفت دارد (به عبارتی یه عالمه نفت ، توشه)- ایران در المپیادها یك چیزی میشود و مقامی می آورد!- ایران در بین كشورهای جهان مقام اول كشته های تصادفات جاده ای را دارد!- ایران حتی آمار كشته هایش در زلزله هم از...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 28, 2004 2:05 PM
عقامت!
احسان یه مطلبی راجع به لپ تاپ و اینكه گرماش میتونه روی سیستم تولید مثل آقایون تاثیر بذاره نقل كرده بود که البته خارج از شوخی و جهت آگاهی های جنبی عزیزان خواننده که خودشون اینکاره میباشند عرض کنم این نابودی اسپرمها به علت گرمای ناشی از زیر Laptop نیست وگرنه الان نسل...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 28, 2004 1:32 AM
یادش گرامی باد
امروز با کم و زیادش دو ساله که دارم تو وبلاگ مینویسم و به عبارتی سالگرد بدبختیمونهوبلاگ قبلیم رو كه دیلیت کرده بودم یادتونه؟ دیدم وقتی من ازش استفاده نمیکنم و اسمش به درد یکی میخوره خب برای چی بلوکش کنم یکی اومد تووش انگلیسی نوشتبه هر حال نوشته های اولم...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 26, 2004 11:58 AM
ویروسی به نام Excel
آره خبوقتی آدم صبح كله سحر خودش توی رختخواب باشه و صدای هوهوی فن كامپیوتر و تلق و تولوق كیبوردش بلند شده باشه نتیجه ای جز این نمیتونه بگیره كه یه ویروس خفن در حال سرویس نمودن كامپیوتر بیچاره س و اونقدر پیشرفته س كه داره كیبورد رو هم میتركونه!با...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 26, 2004 10:25 AM
نشخوارهای ذهنی یك بیننده
"What makes a man a man?A friend of mine once wonderedIs it his origins?The way he comes to life?I don't think so.It's the choices he makes,Not how he starts things...But how he decides to end them." last scene Hell Boy...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 25, 2004 8:09 AM
الهاماتی نیچه وار
قبل از آنكه همسری باشیمادری خواهی بود از برای فرزندانی كه نه پدرشان، بلكه پدریشان را بر عهده دارمفرزندانی كه خون ما را بعد از ما همچنان در خود جاری نگاه میدارند و آینده را خواهند ساختپس مادری مهربان باش مهربانتر از همسری مهربانزیرا كه ما از آن فرزندانمانیم و نه...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 23, 2004 6:27 PM
تلقینی در برداشت آزاد!
كالین پاولو ((: ...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 22, 2004 9:13 AM
خر پول!
مردك روبروم نشستهاز مغازه اش برای آقای رئیس تعریف میكنه كه یك میلیارد و سیصد میلیون تومن می ارزهاز درامدهای دیگش میگه كه اگر به جای شام و ناهار، اسكناس هم میل كنه ماهی خدا میلیون تومن اضافه میاره و دوباره سرازیر همون حساب میشه و پوله كه روی پولش میاداز پسر...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 21, 2004 4:21 PM
آدم خرافاتیی نیستم ولی شب یلدا كه میشه دیوان حافظو باز میكنم و اولین بیتی كه به چشمم بیاد رو میخونممعمولا هر کی که از فالش خوشش بیاد برای بقیه هم تعریف میکنه خب دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانمبا كافران چه كارت گر بت نمی پرستیتفسیرش...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 20, 2004 6:40 PM
دریا زدگی
در راستای دریازدگی همه بخصوص خلیج زدگی ما ها این را اینجا میگذارم تا حال بنمایید. در مورد آن جانور معلوم الحالی که بر عصای ایشان تکیه کرده و قرار بوده سوسمار یا سوسکمار تا تمساح یا تسماح بوده باشد نیز سخنی بر زبان نمی آورم. از خصوصیات دماغ اصیل عربی...
نوشته جناب lost در تاریخ December 20, 2004 6:59 AM
یار غار من
وقتی نگاهم كرد كه قدّم به ابرها رسیده بودمی دانم كه درونم را میخوانند و فریب ظاهر را نمیخورندآخر سگ ها مثل آدمها نیستندروزهایی بوده كه از من ترسیده اند و با زوزه ای فرار كرده اندروزهایی هم تنها روبرویم نشسته اند و نگاهمان در هم بوده استیادش بخیر...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 17, 2004 5:56 PM
مسیر موقت برای ارتباط
تمام راههای ارتباط با من قطع شده ، اونم تو عصر ارتباطاتآی دی و آدرس میلم از طرف یاهو به دلیل امنیتی یه طرفه بسته شده و در نتیجه فعلا بایكوتمپیشنهاد میكنم برام هیچ پیغامی به آدرسهای قبلی نفرستید تا اطلاع ثانوی جهت کارهای ضروری (که خودمم واقعا نمیدونم چیه!) میتونید با قفس...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 16, 2004 12:44 PM
حس بچه ی متوسط الحالی كه سر جلسه ی امتحان نشسته و جواب همه ی سوالها رو میدونه به جز یكیزمان زیادی هم تا آخر امتحان نمونده و همه رفتن مراقب میاد و بهش میگه آروم هر كاری خواستی بكن فقط صدات بیرون نرهو نمیدونه تقلب كار خوبیه یا نهاما...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 15, 2004 1:37 AM
Saviour
كلاسهای امدادگری هم به سلامتی تموم شدفقط من نمیدونم این آدمك لاتكسی رو كه برای تمرین ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی ساختن چرا فكری به حال ضد عفونی كردنش نكردن بابا روزی صد نفر دهنشونو بمالن به یه جا دیگه آدم آفت نگیره خیلیهباحالیه این روش دهان به دهان هم...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 13, 2004 5:53 AM
بررسی های همزمان
دخترای عزیز اینكاره امیدوارم مثل بقیه خودتون گول ظاهر رو نخورید! این خودرویی كه ملاحظه می كنید همون سمند خودمونه كه جلو پنجره و رینگش رو عوض كردن و دور چراغاش رو با لنت ِسیاه گرد كردن كه عقده ی BMW داشتنشون رفع بشهبنده خدا فكر كرده گنگیشك داره رنگ میكنه...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 12, 2004 7:53 AM
هم بازی
دختره خوب بلد بود مهره ها رو بچینهیجوری دورت میزد كه ندونی چطوری برای هزارمین بار كیش شدیو هر موقع باهاش بازی میكردم به این فكر بودم كه كاش مقابلم همونی بود كه باید باشهبعد خنده م می گرفت و میگفتم هیچكس بلد نیست مثل این بازی كنهحیفوقتی چهل...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 10, 2004 5:16 PM
دوره آخر زمان
تا حالا شده توی خیابون یا محل کار چیزی پیدا کنید. فکرش رو بکنید، آقای پدر محل کارشون رو ترک میکردن که به یه کارت ویزا (VISA) بر میخورند. از اونجایی هم که میدونستن ما بهش خیلی علاقه داریم آوردن و به ما دادندش. حالا کی میتونه از این...
نوشته جناب lost در تاریخ December 10, 2004 7:38 AM
كمی عربده
میگه تا حالا برگشتی به عقب نگاه كنی و بگی اینا برای من زیاد بوده؟میگم نه بعد با خودم که فكر میكنم میگم ولی پسر اینا خیلی برام زیاد بودهكی گفته من اندازه ی این همه عذاب و چیزای عجیب غریبم؟میگه حالا سبك شدی؟وقتی نگاه می كنم می بینم،...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 8, 2004 7:05 PM
غم خرسندی
سرم رو به شیشه ی بزرگ و نیمه بخار گرفته ی اتوبوس تكیه دادم و نگاهم به آسفالت نمناك خیابونی كه داره برق میزنه گره خوردهاز صدای رادیوی راننده یه آهنگی داره پخش میشه كه شعرش خیلی برام آشناست ... شادم كه سودایی ندارمدر سینه غوغایی ندارمآئینه ام خو كرده...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 8, 2004 6:00 AM
انت فهمت؟
این دیگه خیلی باحال بود.مخصوصا با اون عربی دست و پا نشکسته اش! خلاصه ما که کلی حال فرمودیم! شما هم بفرمایید لطفا! ولی واقعا دستشون درد نکنه....
نوشته جناب lost در تاریخ December 4, 2004 5:02 AM
اوسون و كمی بالاتر
خب به جرات امروز رو یكی از باحال ترین روزهای امسالم میتونم به حساب بیارمتجربه كوهنوردی یا بهتره بگم همون كوهپیمایی، با گروهی چهل نفره و به غایت با صفا باورتون میشه بعد از كلی پیاده روی فقط عضله های فكم احساس خستگی میكنه!و به یاد ندارم تو عمرم اینقدر...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 3, 2004 7:56 PM
دفترچه های خصوصی
همه ی دختر ها حرفهایی دارند كه فكر میكنند خصوصی ِ خصوصی اند بعد چون خیلی خصوصی اند آنها را در دفترچه هایی مینویسند كه اسمش دفترچه ی خصوصی است و برای اینكه جلب توجه نكند (یا جلب توجه كند) میشود دفترچه ی خاطرات اغلب موضوعات به پسران مربوط...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 2, 2004 6:12 PM
همایش بین المللی زن و حقوق كیفری
همایش بین المللی زن و حقوق كیفری گذشته ، حال ، آیندهبرگزار كننده : انجمن ایرانی حقوق جزابا همكاری: انجمن بین المللی حقوق جزا دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتیكرسی حقوق بشر، صلح و دموكراسی یونسكومركز امور مشاركت زنان ریاست جمهوری مركز مطالعات توسعه قضایی محورهای همایش:الف) زن و حقوق...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 1, 2004 9:04 PM
گروه كوه و تور
امروز چهارشنبه ستا جمعه وقت دارید فكراتونو بكنیدالبته قبلش اینو ببینید(:فكر كنم خوش میگذره! اینم كامیونیتی گروه تو اوركات به مدیریت آقای طواف...
نوشته جناب Lord در تاریخ December 1, 2004 7:40 AM