Info
تاریخ:
ماه: 'December 2006'
نوشته های December 2006
روایت دیوانگی ها
آدم یه وقتایی در اوج سلام ، شاید از روی اینکه دیگه غربت شده عادت، حس می‌کنه چقدر دلش برای دلگرفتگی ِ خداحافظی و بغض و دوری تنگ شده و انتظار و بی‌جواب موندن چقدر خوب بود ...بعد آدم دعوا راه می‌ندازه یا یه چیزی می‌گه که ناراحت کننده باشه و...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 30, 2006 4:21 AM

بازی یلدا
شرتو خانم که ما فکر می‌کردیم آقا هستن (!) دعوت فرمودن که ما هم به جمع خودافشاکنندگان مراسم یلدا بپیوندیم و به نیت پنج تن (!) 5 نکته ای که کمتر ممکنه خوانندگان وبلاگمون بدونن رو بگیم!هرچند این بازی ِ هرمی هم اقتباسی است از خارجکی بازی و این حرفا ولی...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 23, 2006 11:11 AM

ی ل د ا
خوش خبر باشی ای نسیم شمال                          كه به ما می‌رسد زمان وصال    قصةُ العشق  ِ لا انفِصام لها (1)                        فُصِمَت‌ها هُنا لسانُ القال (2)    ما لِسَلمی و مَن بزی سَلَم ٍ(3)                         أین جیرانُنا و كیف الحال (4)    عَفَتِ الدارُ بعد عافیه ٍ (5)                      فاسألوا حالها عن...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 22, 2006 1:00 AM

درویش گرگعلی
اول پنبه ؛ آخر پنبه ... الله و محمد و علی گفت بده!شیطان رجیم، دشمن دین، گفت نده!!می‌خوای بده می‌خوای نده!!!کشکول درویش پر می‌شود از سکه و اسکناس و می‌رود فکر می‌کنم که کاش در دلش معنی أنتم الفقراء را دوره کرده بود و اینگونه نمی‌شد ... بعد دیگر دست خودم نیست...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 16, 2006 2:10 PM

آن مرد رفت
نمی‌دونم الان این نوشته رو برای تسلیت گفتن به مرتضی (Lost)، بخاطر از دست دادن پدرش باید بنویسم یا نه نه به این دلیل که اینجا رو هم شاید بخونه ... نهفقط برای اینکه پسرخاله و دوستمه و پدرش مردی بود که حقیقتاً دوستش داشتم و ازش خیلی چیزا یاد...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 12, 2006 1:12 AM

عادت نکنیم 2
با صورت تازه اصلاح شده تا حالا شده توی سرما دویده باشی ...امشب توی مه جنگل ِ نیمه روشنک نیم ساعتی دویدم تا رسیده باشم به هیچ جا بازم دل ِ دندونام از هوا خوری و سرما درد گرفت و باعث شد نتونم ادامه بدم ...اما بوی نم جنگل و صدای...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 9, 2006 11:16 PM

Untitled 27
درباره فضیلت می‌گفت که فضیلت همواره ما بین دو رذیلت استیعنی فضیلت نقطه ی اعتدال و معتدلی است و در مقابل این اعتدال هرآنچه داشته باشیم فساد و تباهی خواهد بود ...با قاطعیت تمام این را می‌گفت فکر می‌کردم که آخر چه کسی اعتدال را تعیین می‌کند؟! طبع و فرهنگ یا فطرت و...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 8, 2006 11:02 PM

پیشه ی شوریدگی
می‌گویند کلمات را به انسان‌ها آموخت تا نخست به ربوبیتش اقرار کنند و بعد نیز هرگاه خواستند به اشیاء اشارتی داشته باشند، یک یک نام ببرند و از این نام بری، تصویر آن شیئ در ذهن تصدیق شود و در نظر آید و اموراتشان به حسب ظاهر مرتفع گردد ...به اسم اعظم و اینکه...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 5, 2006 2:40 PM

اینجا تهران است پایتخت ایران
عصر ، برای همه ی دنیا عصر ارتباطات است و برای ما غروب ارتباطاتیک ماه به سال 2007 مانده و در امارات نمایشگاه جیتکس برگزار شد و ما با دهانی نیمه باز مرعوب ساخته های شیطانی ِ غرب بودیم و فکر نکردیم که در کجای این دنیا ایستاده ایم زیرا که...

نوشته جناب Lord در تاریخ December 2, 2006 10:05 PM