Info
تاریخ:
ماه: 'February 2004'
نوشته های February 2004
یك خواب
صدایی كه از درون مجرای حلق عبور كرده بود به محبس دهان رسیدبعد از برخورد با میله های قفس و عبور از آنها به دیوار لب خورد و تنها كاری كه از دستش برامد لرزاندن خفیف لبها بودرگهای دو طرف گردنم منقبض شده بودصورتم سرخ بود و گرمای شقیقه هایم...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 29, 2004 4:00 AM

shady
چند وقتی میشه كه دیگه مستقیم به آدمای تو خیابون نگاه نمیكنمشعاع دیدم یا مستقیم و بی هدفه یا به آسمون یا اینكه به سایه هاشون خیره شدمبه نظرم میاد سایه ها خیلی واقعی تر از خود آدما باشناما وقتی چشمم به سایه ی خودم میوفته خندم میگیره ...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 28, 2004 1:47 AM

اتوبوس
كمی موهایش سفید شده بود ولی صورتش چین و چروك روزگار را با خود نداشتكنارم بود و پسری هم كه ده دوازده سالی داشت كنارش بودهر سه با هم سوار شده بودیماتوبوس طبق معمول شلوغ بود و مردم مانند گوشتی كه در قصابی آویزان است به نرده های افقی آویزان...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 27, 2004 1:12 AM

وای كه مردیم از كار
امروز خسته كننده ترین روز كاری در شركت بودخیلی زود گذشتامروز با احتساب نهار چهارده ساعت كار كردیمواقعا باوركردنی نیستالان كه رسیدم خونه تقریبا یه مرده متحركماین جناب لاست كه الان فكر كنم رو به موت باشن هم جدا خسته نباشن و خدا زودتر بیامرزدشونآقا امشب تو تاكسی نشسته بودیم...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 25, 2004 1:24 AM

باز این چه شورش است
كه در خلق عالم است؟!امروز اول محرم بودسال جدید قمری از امروز شروع شده(میدونستین یكی از دلایل سال قمری داشتن تعصب عرب روی مرد هاست! و ماه هم یه لغتیه كه مذكر مجازیه بر عكس خورشید خانوم)عربها این روزای اول محرم رو جشن میگیرن و یه چیزی تو مایه ی...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 22, 2004 11:25 PM

چخوف ، من (پیرمرد) و دریا
1- گویند دو صد گفته چون نیم كردار نیستپس خوشا آنان كه... 2- شده تا حالا با یکی یه دو ساعتی حرف بزنی ، بعد تو حرفات به این نتیجه برسی که طرف چقدر شبیه تو فکر میکنه و یا تو چقدر با فکرایی که داره موافقی ؟... ولی یه...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 22, 2004 3:34 AM

من چه سبزم امروز
* یه جوری كه كاملا نمیتونم بگم چجوریه فقط اینجوریه كه نمیتونم بگم چجوریهخدایا ممنونبابت همه چیز ممنونبابت خودت بابت عكسی كه پدر بزرگ ازم خواسته بود و امروز كه چشمم به بساط دوره گرد خورد براش پیدا كردمخدایا خودت باقیش رو میدونیحالا نه اینكه این بالاییا رو نمیدونستیخواستم یه...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 21, 2004 1:31 AM

طنز تلخ انتخابات
1- اینكه نمیشه با شناسنامه مرده ها رای داد به نظرم خیلی ستم میباشدچرا كه این بندگان خدا آرزوی محقق شدن خیلی از وعده های گذشتگان را به گور برده اند2-كاش انتخابات هر هفته برگزار میشد ؛ چرا كه زنان و جوانان و كودكان و بازنشستگان و فرهنگیان و تمام...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 19, 2004 9:39 AM

انتخابات نزدیك است
امروز كه به خاطر دیر اومدن جناب لاست بالاجبار جلوی یكی از این تابلوهای خر در چمن و شیر تو شیر تبلیغات نامزدهای انتخاباتی وایساده بودم یه نگاهكی هم به برنامه های اعلام شده از طرف هر كدومشون انداختمداشت گریه ام میگرفتبابا دست خودم كه نبود بی اختیار یاد كتاب...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 17, 2004 2:18 AM

انتخابات
فكر میكنم به نحوی از انحاء در انتخابات این دوره مجلس تعداد كاندیدا ها از تعداد رأی دهندگان بیشترهپس پیشنهاد میكنم كاندیدها به مردم رأی بدهند تا مملكت مورد هجوم دشمن قرار نگیره امشب آخرین قسمت سریال كیف انگلیسی (تقدیمی به نمایندگان مجلس!) رو نشون دادمن سری پیش قسمت آخرش...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 16, 2004 1:59 AM

ولایت فقیه
- بهترین اصل در قانون اساسی همین ولایت فقیه است. امام خمینی ره- ماست من شیرین است. علی آقای سوپر دریانی پ.ن: حالا من خواستم به یكی لینك بدمماهپری هم نیستولی شعراش قشنگهحرفیه ؟...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 15, 2004 4:08 PM

پول و معادلات فیمابین تعجب و سوال و عشق
تصمیم گرفتم تا یه مدتی بسته های اسكناس رو معكوس بشمرم یعنی از صد به صفر برسمكی میگه چی بهتر از پوله ؟این معادله ی من دراوردی پایین هم بد نشدروی هر كدوم وایسین معلوم میشه چیه= × ...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 15, 2004 1:20 AM

Alone again
وقتی كه همه میرن مهمونی و آدم حال نداره از خونه بره بیرون چون حال لباس عوض كردن نداره و خودش هم میدونه خیلی دلیل بیخود و غیر موجهیه اونوقت آدم میتونه یه آهنگ ملایم بذاره و یه غذای خوب درست كنه ، بعد كه غذا آماده شد بشینه و...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 14, 2004 3:02 AM

آینه ی تمام نما
اول بگم كه این آقا خوشگله صرف نظر از كچلی و تپل مپلیش آینه ی تمام نمای اینجانب میباشددوم هم بگم كه مثل اینكه حرف جدی به ما نیومدهسوم هم اینكه بابا جان ما تا حالا میگفتیم چرا میل نداریمحالا دیگه همه به جای كامنت مستقیم میل میزننعجیبا غریبا ولی...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 12, 2004 12:30 PM

تصاویر سه‌بعدی جادویی 2
در مورد نوع اول عكسهای سه بعدی حرفی نداریم. چون اولا همه دیدین و با برنامه‌های معروفی مثل «3D Studio»، «Maya»، یا حتی برنامه‌های ساده‌ای مثل «Cool 3D» میشه تصاویر سه بعدی ساده درست كرد.ایندفعه می‌خوایم در مورد جفت عكسهای سه بعدی صحبت كنیم. اولش ممكنه فكر كنید كه این...

نوشته جناب lost در تاریخ February 12, 2004 10:35 AM

۲۲بهمن
خیلی چیزا میخواستم راجع به بیست و دو بهمن بنویسمولی یخورده كه فكر كردم دیدم اون آدما با هر عقیده ای كه داشتن و هر كاری كه كردنبیشترش برای مملكتشون بودهحالا شده یا نشده بیخیالش شدمبه هر حال سكوتم از رضایت نیستدلم اهل شكایت نیستهزار شاكی خودش دارهخودش گیره ،...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 11, 2004 3:38 AM

ابهت عصار
به نام دلبه نام شاهد و میبه نام تار و تنبور و دف و نیبه نام عاشقان لاابالیبه نام همنشینان خیالیبه نام دست های جام برداربه نام عاشقان رفته بر داربه نام مجلس بزم شبانهبه نام سرور این آشیانهخوشا جامی كه مولا در كفم دادبه دستی نی به دیگر او...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 10, 2004 3:53 AM

ولنتاین مامانم اینایی
امروز یه كاری داشتم از خیابون وزرا رد شدمبابا چه خبره؟گفتن ولنتاین دیگه نگفتن خودتونو خفه كنید كهخوش به حال خودمون  ...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 9, 2004 6:45 PM

گربه ها
بعضی گربه ها هستن كه فصل حالیشون نیست در هر حالتی دوست دارن خودشون رو بمالن به آدم...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 9, 2004 6:32 PM

كنسرت
خیلی خوش گذشتجای تمام مردم دنیا خالیامشب رفتیم كنسرت گروه صمات ، میدونین صمات یعنی سكوتسكوتی كه قبلا راجع بهش نوشتم و اینكه چقدر ارزش دوست داشتن داره و دوستش دارمكار جالب و قشنگی بود از ده تا پسر و پونزده تا دختر و یه پیانیست كه دستاش رو وقتی...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 7, 2004 1:27 AM

تصاویر سه بعدی جادویی
داشتم دنبال چیزی میگشتم كه یك مطلب كه خیلی وقت پیش میخواستم پست كنم رو پیدا كردم. این از اون چیزاییه كه برای خودم خیلی جالب بوده و برای اینكه لذتش رو با دیگران تقسیم كنم میخواستم به دیگران هم نشونش بدم. حالا اون چیه؟ ادامه رو بخونید:فكر كنم اوایل...

نوشته جناب lost در تاریخ February 7, 2004 1:18 AM

بعضی‌ها قالب درست میكنن
اینكه بعضی ها لطف دارند و اینكه ما كم لطفیم كه شكی نیست.یه مدت نبودم و یه مدت كوتاه دیگه هم نبودم برام خیلی ناراحت كننده بوده. میدونم خیلی ها به هزار امید میان سر میزنن ولی ما مطلب نداریم. این جناب لرد لااقل حرف ما را اجابت كردند و...

نوشته جناب lost در تاریخ February 4, 2004 7:37 AM

عروسی ، دامادی ، فرهنگ عامه
خب زندگی از یه نظری هم این معنی رو میدهمعنی با هم بودن وقتی دو نفر به اون قدرت برسن كه بتونن زندگیشون رو و عمرشون رو با هم شریك بشن و دو نفری با هم ازش لذت ببرناون موقع یه قرار داد دو نفره میبندنقرار دادی كه جنسش فرق...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 3, 2004 1:25 AM

امتحانا بالاخره تموم شد
آقا مرتضی صاحاب یه سوپر ماركته ، هر موقع  هر چی ازش میخرم میگه میبری؟ میگم نه میخورمامروز رفته بودم كتابخونه كه روز امتحان منبعی كه استاد معرفی كرده بود رو بگیرم ببینم اصلا درس راجع به چیه !خانوم كتابداره هم گفت میبری؟آقا به جون مادر هر كی دوستش داری...

نوشته جناب Lord در تاریخ February 1, 2004 3:22 PM