Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'January 2006'
نوشته های January 2006
دور دنیا در هشتاد روز
نمیدونم اینکه تازگیا یجورایی داره از موجودی به نام حسین درخشان خوشم میاد هم جزئی از تغییرات ِ اساسی ِ روحیه و طرز فکرمه یا بیشتر مربوط میشه به اینکه این چند روزه کلی از دست این شهر خسته شدم!به هر حال سفرش به اراضی اشغالی ِ فلسطین و دست...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 30, 2006 6:49 PM
سیر تحول جوک های فارسی
خیلی وقت بود میخواستم راجع به جوکهای فارسی یه چیزی بنویسماینکه جوک (Joke) اصلا چیه و برای چی ساخته شدهدلیلش هم بیشتر شاید این sms هایی باشه که بچه ها هر روز به عنوان جوک از قول ترک و رشتی و عرب میفرستن و منم برای دوستام فوروارد میکنم!اما تاریخچه...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 27, 2006 5:00 PM
انرژی هسته ای حق مسلم ما نيست!
شاید فکر احمقانه ای باشهاگر یخورده هم احمقانه نباشه قبول دارم لااقل یه خورده ای احمقانه هستآره خب ... من فکر میکنم انرژی هسته ای حق مسلم ماست نیست!به صلح آمیز و غیر صلح آمیز بودنش هم کار ندارم ...به این کار دارم که وقتی یه مملکتی فقط در زمینه ی صنعت خودرو از سال 1346 پیکان...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 25, 2006 6:09 PM
در باغ ِشهادت باز، باز است
گفتم به من چه بابا اصلا به درکاحمدی نژاد با این وضعیت ِ نامعلوم تکلیف پرونده ی ترور رفیق حریری بلند شد رفت سوریه که با بشّار اسد، سند همکاری های بیشتر امضا کنه(هرچند سوتی های پرونده هر روز گرفته بشه ولی بازم مهم همونه که از اول توو ذهن مردم جا انداختن که...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 23, 2006 4:44 PM
هم تاکسی!
با امیر نشستم توو تاکسی و منتظریم که یارو رانندهه پُر کنه و بیاد که بریمکجا؟میدون صنعت و یخورده اونور تر از میلاد نور ... ( اَ چه جای با کَلاسی!) بعد چند تا دختر از کنار ماشین رد میشن و صدای خنده شون میاد توو ...(از اون خنده ریزایی...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 22, 2006 6:09 PM
عید سیّدها
آخیش! عید غدیر هم تموم شد راحت شدیم!آقا من نمیدونم اصلاً این عید بود یا راهزنی! ... فقط میدونم صبحش برای جبران ِ کثری خواب من که خیلی حال دادولی بعد از ظهر و شب و نصفه شبش چشمتون روز بد نبینه ... نمیدونم کدوم شیر پاک خورده ای رفته...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 20, 2006 1:18 AM
Untitled 22
هیچ انسانی در این خاک احترامی که برای حتی بشریت باید قائل بود را برخوردار نیست./اینجا مرز انسانها آنقدر بسته است که نمیتوانی مهمانشان باشی یا مهمانشان کنیخونگرمی را در فیلمها نشان می دهند و آدمیت را در کتابها و گذشته شانگویی انسانیت مرده استکسی دیگر نه به فکر پرنده...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 19, 2006 5:00 PM
ای حاج
عکس:حسن سربخشیانحاجیا دارن برمیگردن ... ما که نرفتیم ولی خدا کنه روی اینایی که رفتن یه تأثیر مثبتی داشته باشه و فقط برای هفته ی اول و دوم احساس پاکی ِ ناشی از اتمسفر مکه و مدینه رو نداشته باشن و بعدش بیخیال تر و گند اخلاق تر از قبل...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 15, 2006 9:28 PM
حاج محمود غرق در میکروفون!
مصاحبه ی پرزیدنت احمدی نژاد با خبرنگاران داخلی و خارجی بازتاب گسترده ای در اخبار کهکشان راه شیری داشت!فقط تا جایی که من شمردم چهل و سه بار کلمه ی قرون وسطی توسط ایشون تکرار شد!ولی در کل خدایی باحال بود پیچوندن سوالا و اول، دومی رو جواب دادن! (که...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 15, 2006 4:16 PM
عُنُق منکسره
فکر کن بعد از اینکه امتحان تموم شده ، یکی از آقایون ِ اراذل و اوباش دانشگاه که اتفاقا دانشجوی حقوق هم هستن، با یه لحنی که انگار داره دستمال یزدی قرمز و خیس رو توو هوا تاب میده شروع کنه به سبک شعرای تخته حوضی، وسط سالن اجتماعات آواز خوندن...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 15, 2006 2:50 PM
برف امتحانی
شب امتحانه و باز من دارم درس میخونم ...پنج و سه، هشت و چهار دوازده و چهار میشه شونزدهشونزده ساله که همینجوری بوده و من شب امتحان درس خوندم و قرار شده از ثلث بعد و ترم بعد در طول سال و ترم اونقدر درس بخونم که شب امتحان فقط مرور...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 11, 2006 3:50 PM
شارون و احمدی نژاد و ما و فروغ!
1- دیشب که اخبار آمبولانس ِ محتوی ِ آریل شارون نخست وزیر کشور دوست و برادر، اسرائیل رو نشون داد و گفتن سکته کرده و دچار مرگ مغزی شده ... گفتم بالاخره پرزیدنت دکتر حاج محمود احمدی نژاد کار خودش رو کرد!العربیه هم که آب پاکی رو ریخت و گفت...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 6, 2006 6:57 PM
اِندِ جنبه!
1- خانم Demi Moore هنرپيشه اي هستن که خيلي فقهي به نظر ميان! و البته متولد نوامبر 1962 (چهل و سه و اندي ساله!) هستن و من فقط بازيشون رو توي Charlie's Angels يادمه 2- آقاي Bruce Willis خوش تيپ هم متولد مارچ 1955 هستن (پنجاه و اندي ساله!) و...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 4, 2006 7:56 PM
قالب وبلاگ بسازید
خب این اصلا توضیح لازم نداره که من بالاخره یه آدرسی رو به عنوان سایت های پدر بیامرز پیدا کردم بذارم اینجا!راستی راستی خدا پدر و مادر و جد و مادر جدتونو قرین رحمت بی حسابش کنه!دیگه نه به برنامه ی وزین frontpage احتیاجی هست و نه آشنایی به زبان ِ...
نوشته جناب Lord در تاریخ January 1, 2006 9:46 PM
استخراج، تبدیل و ترجمه زیرنویس
در قسمت قبلی دیدید که چطوری یک DVD رو با از بین بردن قفلش بریزیم روی هارد. حالا قراره زیرنویس DVD رو استخراج کنیم و به فارسی تبدیل کنیمدر قسمت بعد هم این زیرنویس ترجمه شده رو میگذاریم روی DVD.یک توضیح کوچیک اینکه، اگر فایل زیرنویس یک DVD رو بتونید...
نوشته جناب lost در تاریخ January 1, 2006 1:52 AM