Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'June 2004'
نوشته های June 2004
لرد مشكل گشا
میدونی مشكل سر چیهتمام مشكل سر برداشته برداشتهایی كه آدمها از یه موضوع منفرد میتونن داشته باشناین موضوع از اصلی ترین و ریشه ای ترین افكار یه ملت میتونه شروع بشه تا ریز ترین و جزئی ترین موضوعاتاز خدا و دین و اعتقادات یه ملت تا اینكه چراغ راهنمایی چرا...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 29, 2004 5:37 PM
ضربه های مهلك
از دانشگاه تا یه مسیری حدود بیست دقیقه با دكتر جلالی همقدم بودماز همه چی حرف زدیمیه جایی گفت تمام ضربه هایی كه تو عمرم از هر موضوعی خوردم سر این بوده كه یه چیزایی كه باید جدی می گرفتم رو جدی نگرفتم و به شوخی گفتم می گذره واقعا...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 29, 2004 5:25 PM
Faith
faith is the truth that is established in the heart and all deeds conform to the faith ایمان حقیقتی است كه در قلب به وجود می آید و تمام كردار با آن مطابقت می كندسهم ما از این حقیقت چقدره؟ ...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 29, 2004 5:24 PM
تولدم مبارك
وقتی به یكی میگی تولدت مبارك یعنی آقا ما خیلی خوشحالیم كه هستیوقتی به یكی میگی تولدت مبارك یعنی بابا چه حالی میدیوقتی به شخصی می گویید تولدتان مبارك یعنی ما از وجود شما خوشحالیموقتی به یكی بگی تولدت مبارك یعنی چه قدر خوبه كه معجون و شیرموز نموندی!وقتی به...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 28, 2004 9:57 AM
خدا نگم چیكارت كنه آلفرد
امروز نمیدونم این بیست و خورده ای كلاغ چشون شده بوداگر ساعت پنج و نیم از سر ظفر رد شدین حتما دیدیندیوانه ها ریخته بودن تو جوبای خیابون شریعتی داشتن آب تنی میكردن!بعد دنبال هم میكردنمنم كه طبق معمول به شدت یاد فیلم پرندگان آلفرد هیچكاك افتاده بودم و ایضا...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 27, 2004 6:36 PM
بابا خارج
از وسط خیابون خواجه عبدالله (بالاتر از سید خندان) وارد خیابون تیسفون كه بشید و یه كم كه جلو برید به یه تابلوی دندونپزشكی میرسید كه امشب یه ربع تمام و كمال داشتیم بهش میخندیدیمدكتر آتوسا علی آبادی - جراح دندانپزشك و متخصص DDS از خارج!حالا یكی بیاد بگه این...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 27, 2004 2:04 AM
بسوزه پدر رفاقت
اینو میذارم اینجا به امید روزی كه فرزند حمید قیصری به دنبال اسم پدرش بگرده و بعد عكس نوزادی همزاد پدرش رو ببینه و بخونه كه پدرش دوست جناب لرد بودن و بابت این موضوع بسی بسیار افتخار كنه! ...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 25, 2004 2:09 AM
جزوه پدربیامرز
در راستای امتحانات امشب داشتم در كنار این جزوه پدربیامرز خودم یه نگاهی هم به جزوه های كپی گرفته شده ی بچه ها مینداختمبابا عجبتااین پسره یه چیزایی گوشه و كنار این جزوش نوشته كه آدم همینطوری چهارشاخ میمونهیه جایی نوشته مثال استاد برای ... كه بسیار هم زیبا بود!!یه جا دیگه نوشته...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 24, 2004 1:17 AM
دو هفته بی مطلبی
امتحانا داره شروع میشه و تا پونزده تیر قراره اینجا خبری نباشه این ترم هم یجورایی فرق داره و درسا سنگین ترهپس فعلا تا دو هفته دیگه خوش باشین ...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 18, 2004 6:28 AM
اما آدمی...
برای آن چیز گریستم كه به خاطر آن همه چیز از بین می رودانسان چونان ببری درنده نمایان می شودبدون ابهت و وقار ببرببر را وقتی طعمه ای را میدرد دیده ای؟آنگاه كه سیر شد دست می كشد و لاشه را رها می كنداما آدمی...اگر تمام طعمه ها را به...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 17, 2004 2:01 AM
برو به جهنم
یاد كمدی الهی دانته افتادمیكی از قشنگترین كتاباییه كه خوندمبرام جالبه كه شجاع الدین شفا ترجمه ش كرده بود (پانوشت همین پست رو بخونین)اولین باری كه معنی كمدی رو فهمیدم از اونجا بود و مقدمه شاینكه برعكس تراژدیه و چون داستان از بد به خوب میره باعث این اسم گذاری...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 16, 2004 6:46 PM
پشت پرده
حراج دختران چه ایرانی و چه غیر ایرانی در فجیره امارات متحده عربی سر و صدایی به پا كرداما جنبه ی ایرانی بودن عده ای از این دختران برای جمهوری اسلامی ایران كه كشوری سراسر ادعاست كمی خطرناك است ، یا بهتر بگویم كمی مشكل سازهم از نظر سیاست خارجی...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 15, 2004 2:10 AM
قالب کامل اکسپلورر
برای جبران این مدت که نبودم، قالب Explorer رو کامل کردم و صفحات کامنت و آرشیو موضوعی و ماهانه و ... رو بهش اضافه کردم و میزارم برای دانلود. امیدورام خوشتون بیاد. پیش نمایش صفحه اول قالب دانلود سورس کامل قالب (راست کلیک کنید و Save As رو بزنید. یعنی...
نوشته جناب lost در تاریخ June 13, 2004 2:55 PM
شهر دیوانگان مرداب
بر روی زمینی پست ، در آستانه ساحل جهل و دریای تهی از صدای امواج و زیر آسمان عدم و نیستی مردمی همه عوام با مغزهایی كوچك و ورزیده برای حماقت چه بیرحمانه مسیح را محكوم كردند به گناه نا كردهمسیح به همه گفته بود اگر سیلی خوردی رخ دیگر...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 13, 2004 2:59 AM
Happy your birth day to me
these last ten months have just been the happiest of my lifethank You for everhappy birth day...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 12, 2004 2:08 AM
Man and Woman
sexual - erotic pose #54...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 10, 2004 7:12 AM
مسلك های عشق
بعضی مانند كبریتی ناگهان افروخته میشوند و با بازدمی آرام ، به سرعت خاموش می گردندبعضی ها مثل شمع دوست دارند ذره ذره آب شوند و آخر اثری از آن آب شدن داشته باشندو بعضی دیگر در مرامشان شعله ور شدنی در كار نیستو بعضی دیگر و بعض های بعضی...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 8, 2004 1:10 AM
دو نیمه ی پرتغال
راستی چرا می گویند دو نیمه سیبمثلا من و تو دو نیمه ی سیبیم؟به نظرت پرتغال ایرادی دارد؟هم خوشبو تر است و هم آبدار تراز پوستش هم می شود مربا درست كردراستی امروز جایت خالی یك شیشه مربای توت فرنگی را با خامه لمباندمتوت فرنگیهای بیچاره هفته پیش تازه...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 6, 2004 3:29 AM
One moment
اما لحظه ای رسیدلحظه ی پریدن و رها شدنمیون بیم و امیدلحظه ای كه پنجره بغض دیوارو شكستنقش آسمون صافمیون چشاش نشستمرغ خسته پر كشید و افق روشن و دیدتو هوای تازه ی دشت به ستاره ها رسیدلحظه ای پاك و بزرگ دل به دریا زد و رفتبا یه پرواز...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 6, 2004 3:06 AM
Lord Of The Dance
امشب خیر سرمون موندیم خونه كه بشینیم این پروژه استاد رو تموم كنیم(پروژه اگه مال دانشجو بود كه صد سال دیگه هم ... پس مال استاده)به هر حال خلاصه اینكه در هر صورت نشستم این برنامه Feet of Flames با كارگردانی و هنرمندی و همه كارگی و رقص پای محشر Michael...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 5, 2004 1:41 AM
بازگشت یک لاست لردی
بالاخره ما با هزار سلام و صلوات و تقاضاهای مکرر دوستان و هم وبلاگیان محترم برگشتیم. خدای نکرده فکر نکنید فنا شده بودیم. سفری رفته بودیم که بسی خوش گذشت و اثرات جانبی زیادی هم داشت. داستانش طولانیه ولی احتمالا بعدا مفصل توضیح میدم. البته به وقتش. به قول اونوری: پ.ن:...
نوشته جناب lost در تاریخ June 4, 2004 7:13 PM
ای بابا
به پدر می گوییم نیمه ی خرداد است و هوا گرمكولر را روشن كنیم؟میگوید بیرون را نگاه كنید نسیم دارد درختان را از ریشه میكند ...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 3, 2004 1:43 PM
آنتی فمنیست زن ذلیل
با دو تا واژه مشكل دارمفمنیستآنتی فمنیستآقا اصلا این واژه ها رو كی اختراع كرده؟خیلی بدرد نخورهاینا همش سیاستهای اختلاف بر انگیزه انگلیسه كه میگه تفرقه بیانداز و حكومت كن!!شكی در این نیست كه زنها خیلی ... و مردها ....اما این دلیل نمیشه كه همش دعوا باشه!نتیجه میگیریم كه...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 3, 2004 12:50 PM
«استاكر»
آینده همان حال استماه سرخ است و من تمام عمر از چیزهایی ترسیدمدیكتاتورها ، بازجوها ، سفاكان و دیگر خیرخواهان نوع بشر ...
نوشته جناب Lord در تاریخ June 3, 2004 6:08 AM