Info
تاریخ:
ماه: 'June 2005'
نوشته های June 2005
Untitled 11
ماه ِخیال پرور سیمین به شستشوست در آب چشمه ساربا پیكر برهنه ی خود در برابرمای ماه من، خیال تو هم گرم شستشوستدر كوچه های پیچ در پیچ ِ باورم ...               ده ساله بودم كه در دفتر شعر پدر خواندمش       هنوز هم یادم می آید گاهی چیزهایی از آنوقت ها                      ...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 28, 2005 11:10 PM

احمدی نژادیزه شدن!
بنده هم به سهم خودم خدمت حاج آقا احمدی نژاد تبریك میگم!راستش رئیس جمهور شده و امروز هم كه نشست خبری بود و تقریبا همه تازه از شُك بیرون اومدن و دارن بهش تبریك میگنخلاصه گفتیم ما تبریك نگیم خیلی نادخه فقط  یه چیزی ...حاجی جان!رئیس جمهور شدنت خیلی شبیه...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 26, 2005 7:13 PM

ته نوشت انتخابات
به خاطر پیش بینی ترافیك همیشگی، یه دو ساعتی قبل از امتحان و وقتی دیگه نتیجه انتخابات تقریبا مشخص شده، از وزارت كشور راه میوفتم سمت دانشگاهوقتی میرسم یه عده كه از خوشحالی انگار دارن بال درمیارن، میان میگن آقا تبریك میگیم به مناسبت تحقق دولت كریمه!یه عده دیگه هم دارن فكر...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 26, 2005 10:54 AM

لجاجت
نمیدونم چی بگم...فعلا که پیروزی با اون طرفی‌ها است. تا حالا این حس رو داشتین که شکست بزرگی خوردین...انتخابات این دوره به این شبیه بود که برای یه امتحان سخت کلی درس بخونی، بعد سر امتحان هم خوب به سئوالات جواب بدی ولی استاد باهات لج کنه و یه نمره...

نوشته جناب lost در تاریخ June 25, 2005 9:23 PM

درسهای جمعه
آقای بهنود ، در درسهای جمعه (27 خرداد) نوشته بودید:پس مبارک است همین انتخابات پرخدشه. هر چه از خواب بیدارمان کند و مساله واقعی جامعه را پیش چشممان بگشاید مبارک است.از تصور و اوهام چیزی نمی زاید و نتیجه ای نمی آید.بر خود و برجامعه خشم گرفتن، شعار دادن و فریاد ِ...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 25, 2005 8:38 PM

نتیجه ی اولیه انتخابات
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران سرویس: سیاسیبه‌ گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ،براساس آمار تایید شده از نتایج انتخابات ریاست جمهوری، دكتر محمود احمدی‌نژاد حائز اكثریت آراء نهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری شده است. جزییات نتایج به تدریج از سوی وزارت كشور اعلام خواهد شد. انتهای پیامکد خبر:  8404-01039پ.ن: اصلا خوب...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 25, 2005 2:36 AM

تكرار تاریخ
همین اولش بگم با اینكه سر و تهش رو زدم بازم خیلی طولانی شدولی اگه تا ته بخونی جایزه داره!درس تاریخ دوره ی راهنمایی و دبیرستان، طوری كه اینجا درس داده میشه، معمولا یه كتاب قطور بوده با صفحه ها و عكسای بدرد نخور و خسته كننده و خمیازه آورالبته...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 22, 2005 5:10 AM

Untitled 10
گفتم جوابم چه شد؟لبخند زدگفتم جواب میخواهم ... خندید و گفت  زمانی كه آن پسر به بلوغ رسید گفت: فرزندم، در خواب دیدم كه تو را ذبح مى‏كنم،   نظرت چیست؟  پس گفت‏ ای پدر، هر چه مأموری انجام ده، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافتاین را كه گفت...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 20, 2005 8:07 PM

بیانیه ی مقام معظم خودم!
در شرایطی كه همه چیز بستگی به من دارد!حضور شما باعث من شد!بیخیالمشروح پیام ... بدین شرح است:من واقعاً لذت میبرم كه میبینم دماغ اونایی كه فكر میكردن آخر نوستراداموس و پیشگویی و تحلیل سیاسی و اجتماعی تشریف دارن به خاك سیاه مالیده شد و در واقع خوشم میاد بگم داداش...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 18, 2005 11:58 PM

Untitled 9
به پاس كدام آهنگ دلنشین و دل انگیز بود كه قربانی شدم نمیدانمگفت كه خواستن ِ او بود برای بودن و دوست داشتنش برای شناخته شدنو بعد ها یادم هست كه آب آئینه ی مان شد و خاك قفسی سخت برای پوشاندنمانو آن زمان كه حس را به دوازده پنج...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 17, 2005 11:21 AM

یه سری پروژه رایگان دانشگاهی
یه سری از پروژه هایی که این چند ساله توی دانشگاه به خورد اساتید گرامی دادم رو میزارم اینجا، شاید شما هم بتونید به خورد یه سری استاد دیگه بدید و به قولی حالی به حولی... همه پروژه ها کار خودمه و اکثرا هم زیاد روشون کار شده (مثل «اینترنت...

نوشته جناب lost در تاریخ June 16, 2005 8:48 PM

تب معین
پرفسور میگفت یه زمانی وقتی میخواستی بری كفش تنیس بخری دو نوع كفش تنیس بود و یكیش رو انتخاب میكردیالان دویست نوع كفش تنیس توی یه فروشگاه لوازم ورزشی میبینی و نمیدونی كدومش رو میخوایقدرت تصمیم گیری ازت سلب میشه و بالاجبار باید از فروشنده یا دوستانت كه در مورد...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 16, 2005 1:21 AM

هركی به یكی میده
آرشیو اس ام اس موبایله رو كه نگاه میكنم پر شده از جكهای انتخاباتی بیمزهمثلا یكی نوشته وقتی داری میدی خیلی دقت كنبه كسی بده كه مرد باشه نه به هر كسی كه فقط ظاهرش خوبه، منم حتماً امسال رای میدم!یا به یكی میگن به كی رای میدیمیگه به ننه...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 14, 2005 11:42 PM

تعداد طرفداران...
هرچند جناب لرد موافق این عمل نیستن ولی این سایت رو ببینید بد نیست ;)  ...

نوشته جناب lost در تاریخ June 14, 2005 5:12 AM

زن زیادی
از تهمینه میلانی قبلا فیلمهایی مثل بچه های طلاق، دو زن، نیمه پنهان و واكنش پنجم رو دیده بودم و عاشق سبك كارش شدم و امشب هم كه رفتیم پاتوق همیشگی (سینما فرهنگ) و زن زیادی رو دیدیماگر ایشون رو نمیشناسید باید عرض كنم  در مجموع خانوم تهمینه میلانی توی...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 13, 2005 1:22 AM

عکس باهوش - Smart Jpeg
بالاخره دستم به نوشتن افتاد...یه چیزی درست کردم خیلی توپ و قشنگ. تا حالا هم هیچ جا ندیدم. اگه کسی دیگه دیده بگه که من اسم مخترع این روش رو از روی خودم بردارم. در این روش عکسها بدون اینکه قبلا جایی آپلودشون کنید خود به خود تولید میشن... (وا.....

نوشته جناب lost در تاریخ June 10, 2005 9:09 PM

شب بخیر
اتاق تاریكه و فقط صدای یه جیرجیرك از دور میاد و تیك تیك ساعت و نفسای مامیدونم كه هنوز بیداریدارم برق چشماتو میبینم كه به سقف خیره شدی و پلك نمیزنی ...وقتایی كه اینجوریه معمولا به پهلو كنارت میخوابم و نگات میكنم و فكر میكنم كه تو به چی فكر...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 10, 2005 10:34 AM

تبریكات صمیمانه
بعد از بازی ایران و بحرین و برد ایران و رفتن به جام جهانی آلمان، طبق قرار قبلی، با بی اعتنایی تمام به فیلمای جان سخت و ترمیناتور 3 كه از تدابیر و مسخره بازیای همیشگی سیمای لاریجانی سابق است، میگذرم و لباسامو میپوشم، فواد زنگ میزنه و میگه كه...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 9, 2005 8:05 AM

اخبار ایلکشنتیکی!
1- ببین دیگه چه انتخاباتیه که حسن شماعی زاده و عباس قادری هم بیانیه صادر میکنن!2- هاشمی رفسنجانی به هر پژو جی ال ایکسی که در و دیوارش رو با عکسای کوسه ی رفسنجان کاغذدیواری کنه صد و پنجاه هزار تومن میده 3- به باغ اکبر شاه در الهیه سر...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 8, 2005 2:41 PM

Untitled 8
اون قدیما یادمه یه موقع وقتی میخواستم باهات حرف بزنم اولش میگفتم سلامالان ولی دیگه از اون خبرا نیستیعنی وقتی همش هستی و جلوی روم نشستی، دیگه سلام نداره كه فقط اسمتو می برمچند وقته كه بیشتر ِ وقتم رو نشستم و نگات میكنم اصلا هم حواسم به عقربه های...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 5, 2005 10:08 PM

كودكانه نوشتها
وقتی توی تلویزیون نشونش میدادن كه آروم روی صندلی نشسته اون بالا توی ایوون و داره برای سربازایی كه نشستن اون پایین و فرداش میخوان برن جبهه حرف میزنه و اونقدر منقلب میشن كه گریه میكنن؛ همیشه فكر میكردم چقدر خوب میشد یه بار منم برم ببینم جماران چجوریهبعد به...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 4, 2005 7:03 AM

ماهپری ها و سایرین!
            هر كه نه گویای تو ، خاموش بههر چه نه یاد تو ، فراموش به         (نظامی گنجوی) Whoever doesn't speak of you, is best to stay silentwhatever doesn't remind us of you is best to be forgotten (Chloe ( ما عادت كردیمعادت كردیم كه برامون تعمیمی حرف بزنن و تعمیمی قضاوت...

نوشته جناب Lord در تاریخ June 2, 2005 1:12 AM