نمیدونم اینکه تازگیا یجورایی داره از موجودی به نام حسین درخشان خوشم میاد هم جزئی از تغییرات ِ اساسی ِ روحیه و طرز فکرمه یا بیشتر مربوط میشه به اینکه این چند روزه کلی از دست این شهر خسته شدم!
به هر حال سفرش به اراضی اشغالی ِ فلسطین و دست بیعت دادن به ایادی استکبار و استعمار و محور شرارت کهکشان راه شیری و لکه ی ننگ تاریخ بشریت و غده ی سرطان زای خاورمیانه و غاصبین قبله اول مسلمین، باعث شد اینو راجع بهش بنویسم.
(فقط انگاری من مونده بودم!)
راستش داشتم فکر میکردم چرا همه راجع به این بنده خدا می نویسن و چقدر آدمای بیکاری پیدا میشن و ... عاقبت هم نتیجه این شد که خب منم یه چیزی بنویسم که لااقل از یه طرف دینم رو به بابای وبلاگ نویسی ادا کرده باشم و از طرف دیگه یه جمع بندی برا خودم داشته باشم.
جالبه که همیشه این همه موضوع هست برای نوشتن و بازم ملت حسین درخشان ِ آواره رو انتخاب میکنن!
(تازه اونم با اینهمه اختلاف نظری که باهاش دارم و داریم و دارن)

به هر حال از اونجایی که اکثر نوشته هایی که در مورد حسین و وبلاگش نوشته میشه معمولا از نوع انتقادی و منفیه، میشه نتیجه گرفت که معروفیتش به محبوبیتش غلبه میکنه و این باعث میشه اغلب نوشته هاش، بیشتر خونده بشه تا اینکه فهمیده بشه
از طرف دیگه اینکه راجع به زندگیش و روزگارش خیلی کم توضیح میده و بیشتر در مورد سیاست نوشته
وقتی هم توضیح میده یا خودشو اونقدر میبره بالا و گنده میکنه که هر کی ندونه فکر میکنه چه خبره، یا اینکه دوست داره خودشو خورد کنه که بگه با دورویی داره مبارزه میکنه و این باعث میشه ما اطلاع کمی از حسین ِ واقعی داشته باشیم و اینم مزید بر علت میشه.
(هرچند به شخصه فکر میکنم نمیتونه دیگه بیشتر از این توضیح بده که چجور آدمیه)
در کل این چند وقته و بیشتر ، از وقتی حسین خودش رو توو نوشته هاش شکوند و شخصیت خودشو تقریباً له کرد ... نوشته های ملت هم راجع بهش بیشتر شد و دیگه همه به خودشون اجازه دادن راجع بهش مطلب بنویسن و خلاصه طرف رو ببرن زیر علامت سوالای گنده و کمرشکن
به قول ِ آخوندا من حیث المجموع میشه منتقدین حسین رو به چند دسته تقسیم کرد
قسمت اعظم رو بخشی تشکیل میدن که با شخص حسین به عنوان ِ یه مدل از طرز فکر مشکل دارن چون در واقع با بخشی از وجود ِخودشون مشکل دارن!
این دسته نمیتونن با خیلی چیزا کنار بیان و گذشت داشته باشن
بعضیا هم میخوان معروف بشن و درباره ش مینویسن
بعضیا هم کلاً از ریخت و قیافه ی خودش و وبلاگش خوششون نمیاد
و بعضیای دیگه چون طراح تئوری های ناب روزگارند و نمیتونن باور کنن که یه آدمی تو یه کشوری غیر ایران که به کسی پول مفت نمیدن، صبح تا شب بشینه توو خونه و بعد هم این همه سفر بره و مفت مفت بخوره و بخوابه و حال کنه ...
در نتیجه این بابا یا جاسوس انگلیسه (که بعید نیست!)
یا جاسوس اسرائیله (که بازم بعید نیست)
یا جاسوس ِ رژیم ملّا هاس! (دیگه اینا خیلی پرتن!!)
یا جاسوس آمریکاس (اگه بود که لااقل راهش میدادن!)
یا جاسوس سه جانبه ی ایران و انگلیس و روسیه و اسرائیله
(از اونجایی که ما اسرائیل رو به رسمیت نمیشناسیم و به حساب نمیاریم و در نتیجه همون سه جانبه میشه!)
به هر حال بعید میدونم سرویسای اطلاعاتی همچین جاسوس بیخودی داشته باشن یا اصلا جزء آدمیزاد به حسابش بیارن ...
توضیح اینکه کمی تا قسمتی این "بعضیا" سراغ ما و وبلاگمون هم میان و از حظورشون بی نصیب نیستیم
(اونم حضور ِ دسته دار!!)
و اما حسین درخشان و رفتن به اسرائیل ...
به قول خودش برای این رفته که تابوی اسرائیل رو برای ایرانی ها بشکنه
ولی به عقیده ی بنده دروغ میگه ... رفته تا تابوی ایران رو برای اسرائیلی هایی که مدتهاست از ایران خبر درستی ندارن بشکنه
یعنی بیشتر برای این منظور رفته تا هدفی که خودش میگه
[چون اصولا جمعیتی که خواننده ی وبلاگ حسینن ملت ایران نیستن]
اینکه چجوری و از طرف ِ کی و به دعوت کی رفته هم به کسی ربطی نداره ... دقیقاً مثل وقتایی که خیلی مختصر راجع به چجوری رفتنش به بقیه ی جاها توضیح میده که قراره یه کنفرانسی باشه و ...
فقط همینقدر بدونین که توو این دنیای کوچیک ِ ما میشه با فرستادن ِ یه مقاله یا بولتن برای یه دانشگاه ِ خارجی و وانمود کردنِ اینکه حرفی برای گفتن داری، نه به راحتی ولی بالاخره یجورایی دعوتنامه بگیری و چند صباحی رو مهمون ِ اون دانشگاه باشی (بیشتر شانسیه و احتمالی) و قسمتی از هزینه ی اقامتت رو هم دانشگاه میده
اما خارج از این موضوع ما این وسط یه هزینه ی بلیط هواپیما و خورده خرجی هم داریم.
من که عمراً باور نمیکنم که حسین هزینه ی سفرش رو صرفاً از جیب ِ خودش (تبلیغات سایتها و وبلاگهاش) یا Donation سایتش بدست بیاره و یا خوانندگانش بهش کمک کنن... تا جایی که یادمه آب جو هم به حساب ِ جیب خانومش میخورد قدیما!
مگر اینکه مثلا یه اسپانسری عاشق چش و ابروش شده باشه ... هی بسوزه پدر خوشگلی و دخترکشی!!
اما به لحاظ اینکه برای چی رفته ...
رفته حال کنه و بگرده و مسائل دیگه ش هم در بکگراند مطرح کنه!
یعنی هیچ جوری فکر نمیکنم یه همچین آدمی اونجوری باشه که رسالتی برای خودش در نظر بگیره و مسئولیتی برای نشون دادن ِ چهره ی واقعی ِ ایران و ایرانی به دنیا روی دوشش احساس کنه ...
هرچند به عقیده ی بنده همون بهتر که چهره ی واقعی ایران برای اونا غریب باشه و ترسناک! چون وقتی بیان و ببینن به این نتیجه میرسن که خیلی ترسناک تر از اونیه که فکر میکردن!
و دیگه اینکه حسین الان جائیه که بهش میگن منطقه ی ممنوعه
و چون در قانون ِ قبیله شکستن ِ این نوع خاص از تابو مجازاتش اعدامه ، برای مدتها نمیتونه به ایران برگرده و اگه ایندفعه هم به راحتی بیاد ... یعنی دیگه خدایی به سعید امامی گفته زکی!
به هر حال امیدوارم بهش خوش بگذره در عین اینکه بزرگترین خریت ِ زندگیش رو مرتکب شده سرش رو به باد نده
اما برای بعضی دوستان ...
ببینین به هر حال فعلا آقای جهانگرد داره خوب میگرده
اسم اینم اگر بذارین چتربازی و لاشخوری فقط به ریش خودتون خندیدین
چرا که اون حالشو برده و براش هیچ فرقی نمیکنه و در تمام عمرش میتونه از اینکه رواج دهنده ی وبلاگ فارسی بوده و یه سایت ژورنالیستی پرخواننده داره استفاده و سوء استفاده کنه و صد البته این نشون میده خیلی آدم زرنگ و با عرضه اییه و شما هم میتونین بسوزین از اینکه نیستین
و خب من یکی بیشتر از این خوشم میاد که توو این سیستم بسته نمونده و خودشو از حلقه کشیده بیرون و در عوض ِ تمام بدبختیایی که کشیده خیلی از جاهای این دنیا رو دیده ...
مثل ترومن شو یا فیلم جزیره س
یه چند نفری در میرن برای بار اول و صداش در میاد که نه بابا اونور اینجوری نیست و دنیایی که برای ما از اونور ساختن خیلی فرق داره
به هر حال حسینم یه همچین حالتی رو تو ایران داشت
هرچند قهرمان نبود و نیست (چون دوران ِ این مزخرفات تموم شده) ولی بالاخره یه نمونه و الگو به حساب میاد
جداً فکر کن اگر الان ایران مونده بود و سر به راه بود، با یه ته ریش و یخورده تظاهر به اون چیزی که نیست و روابط پدرش با مؤتلفه، میتونست چیزی باشه فراتر از حسین درخشان ِ فعلی که فقط برای چند هزار تا اینترنت باز صرفاً معروفیت داشته باشه .. لااقلش این بود که اینقدر به بدبختی و فلاکت نمی افتاد!
من اگر به حماقتش توو خیلی از جزئیات زندگیش بخندم لااقل به شهامتش توی کلیات احترام میذارم
شاید برا همینم ازش خوشم اومده تازگیا
بگذریم فعلاً
==========
لینک مرتبط :
آموزش زبان عبری از سایت یهود دات نت که متعلق است به بر و بچه های خودمون!
صرفاً برای اینکه خوبه آدم زبون بدونه!