Info
مرغ دلم زمزمه سر می دهد

شصت و یک سال از هجرت محمد گذشت و با رفتنش از مکه به مدینه، اسلام بنا شد
و قرعه ی هجرت دوم از آن حسین گردید، برای نگاهداشت ِ ما تَرک جدّش که کتاب خدا بود و خاندانش

و این تمام آن چیزی است که باید بدانیم

مابقی قضایا با آن زمینه ها و زمانه ها شدنی بود
چه آنکه باید چنان می شد تا عظمتش به یاد بماند و شد

و حال ما مانده ایم و تاریخ ... حُر و یزید و شمر و حسین تکرار می شوند و ما ...

درس بگیریم و اگر نه دین داریم ... لااقل آزاده باشیم ...

... من و مهر آن مه خوبرو ، که چو زد صلای بلا  بر او

                             به نشاط و قهقه شد فرو، که أنا الشهيد بکربلا

چه خوش آنکه آتش غيرتی، زنی ام به قله ی طور دل

                                   فَدَکَکتَهُ و سَکَکتَهُ ، مُتدکدکا  مُتزلزلا ...


نوشته جناب Lord در تاریخ: February 9, 2006 1:25 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/805


نظرها:

نظر شما