قبل از اینکه چند تا ایمیل راجع به این موضوع به دستم برسه، نمیخواستم اینجا راجع بهش حرف بزنم
شاید چون بعضی نارفیقان هم می آیند و میخوانند و ...
خلاصه که سرد شدم نسبت به اینجا و دنبال جایی جدیدم برای حرف زدن
بگذریم
سوال بزرگی ازم پرسیدید که جواب دادن بهش خیلی طول میکشه و من هم برای جواب دادن بهش خیلی کوچیکم و صرفاً میتونم نظرات و تجربیات شخصیم رو بگم و حتی ارجاع دادن به منابع رو هم برای کسانی که نمیشناسم درست نمیدونم و وقتی از این دست سوالا ازم میشه بیشتر به یاد این ضرب المثل ِ کوری عصا کش کوران دگر میوفتم
آقا جهنم ضرر ... شما که نمیخونین بذار بگم که اگر به جهت کشف حقیقت برآمدید و مشتاق بیدار شدن از خواب شدید نگاهی به اینها بی اندازید خوب است!
حضرت قرآن ، کلام فصیح امیر علیه السلام، تفاسیری نظیر کشف الاسرار و عُدة الابرار میبدی، فصوص الحکم و فتوحات مکیه ابن عربی، اسفار اربعه صدرالمتألهین، کشف المحجوب هجویری و گلشن راز شبستری و شرحهایشان، هستی شناسی از نظر فلسفه و عرفان دکتر آشتیانی، کتابهای فلسفی آقای مطهری و علامه جعفری، آثار دکتر زرینکوب و خصوصاً آثار دکتر سید حسین نصر و هانری کوربن یه چند مورد دیگه که الان خاطرم نیست ...
اینا ای بدک نیستن برای شروع ... فقط سعی کنید نقدشون کنید و منفعلانه هر چی گفتن قبول نکنید!
بعد دیگه اینکه خوندن همینا و فهمیدنشون خودش پنجاه، شصت سال اول عمر رو به فنا میده ...
به شرط اینکه صبح تا شب بخونین ...
خب اینم شرط بلاغ که بنده گفتم و راههای رسیدن به حقیقت ...
خوش باشید!
فقط یه چیزی ... میگن ممکنه سالهای سال برای یکی که دستش از همه جا کوتاهه بگذره و به نتیجه نرسه
و از طرف دیگه هم میگن از شما حرکت و از خدا برکت
بریم سر اصل مطلب و حرکت از ما
سوال این بود که هدف خلقت چیه؟
تا جایی که بشه سعی میکنم خلاصه و تلگرافی و اونطور که ذهن ناقصم فهمیده توضیح بدم
وقتی که ما پذیرفتیم و ایمان آوردیم که خدا به عنوان خالق آسمان و زمین و مفهوم ِ عام هستی، وجود داره؛ این خالق برای چی دست به خلقت زده؟
این از اون دسته سوال هاییه که از گذشته های دور ذهن من رو هم به خودش مشغول کرده و در مقام یافتن پاسخش بسیار از بزرگان و اولیای خدا و فلاسفه و از هرکسی که دسترسی به خودش یا آثارش داشتم، پرسیده ام
کسانی که با لطف و مهربانی به ما نگاه کردند و نفس گرمی داشتند، صحبتی کردند با این مضمون که از خودش بپرس و از صاحب خلقت جواب رو جویا شو
خلاصه کنم کلام رو ...
از خودش پرسیدم
گفت خلق کردم برای عبادت!
یعنی صبح تا شب همه فقط نماز بخونن؟ چون مثلاً ستارگان و درختان سجده کننده اند؟ (النجم و الشجر یسجدان)
تازه این سجده به چه معنی است؟!
موضوع زیاد پیچیده نشه یه وقت!!
واقعاً که عجب عقده ی بزرگی و عجب بهانه ی بچگانه ای برای خلقت!!
بیافرینم تا عبادتم کنند ...
معنی عبادت رو جویا شدم و به عبودیت رسیدم و معنای عبودیت هم فعلیت بخشیدن به بندگی ِ باشناخت و معرفت بود ...
و شناخت هم از آیات و نشانه های صناعت و خلقی که او آفریده بدست میاد ...
بهش میگن دید آیاتی
یعنی هر چیز که بینی یاد وی افتی و وی در نظرت آید و رو به سوی او کنی و در نهایت وجه رب شوی
دیدی آدما یکی رو که خیلی بشناسن عاشقش میشن و بهش دل میبندن؟
حالا اگر اون یه نفر خالق ِ خودشون باشه و تمام هستی اطرافشون ...
پس نشناختن ... ...
به قول آقای راهنمایی و رانندگی اگر به فلش توجه کنید راه مشخصه!
آسمانها و زمین و موجودات خلق شدند چون استاد نقاش که نقاشی بلده نمیتونه نقاشی نکنه
نقاشی ِ این صحنه ی عظیم هم اونطور که خودش گفته برای بازی و سرگرمی و هوس نبوده
پس حتماً این تابلوی رنگارنگ حرفی برای گفتن داره ...
راستی اگر یه اثر خیلی فوق العاده ببینید چه واکنشی نشون میدید؟
هرچقدر هم که دیدتون دید امپرسیونیسمی و کلی نگرانه باشه باز هم جویای خالق اثر میشید
اولین سوال اینه که کی کشیده ؟
و بعد چرا کشیده و پشت این نقاشیها چه حرف نگفته ای پنهان شده؟
و در آخر حقیقت ِ این نقاشی چیه؟
و سوال ما که هدف از خلقت ...
راستش بذارید خیالتون رو راحت کنم و دعوا رو خاتمه بدم
هر کس به این جواب رسیده باشه مطمئن باشید چیزی نمیگه و اینکه این قصه اینقدر در طول تاریخ طویل و عریض شده هم برای همینه
مثلاً بعضی از بزرگان با اشاره و کنایه و لطایفی در لفافه و احتیاط گفته اند چیزهایی اما از اونجایی که قرار نیست هر کس هر چیزی که حاصل دسترنج و زحماتشه با دیگران شریک بشه؛ در نتیجه به اشتراک نمیگذارند و شاید در سخاوتمندانه ترین حالت شما رو به ریفرنسهای دسته دومی ارجاع بدهند که اگر اهل بودید بیابید و برسید ...
استدلالشون هم اینه که آدم قدر چیزی که بدون زحمت به دست بیاره رو نمیدونه
و چه چیزی با ارزش تر از حقیقت و چه خطری بالاتر از اینکه حقیقت بیقدر و منزلت بشه و به دست عوام بیوفته؟
پس باید زحمت کشید
اما برداشت من اینه که کسی از حرف حق حقیقت رو میفهمه که واقعاً استعدادش رو داشته باشه
وگرنه بوده اند کسانی که سالها هم تلاش کردند و انسان بزرگی هم بودند و قابل احترام، اما آخر به حقیقت نرسیدند یا اگر هم رسیدند صرفاً حقیقت نظری بوده و با بادی نه چندان شدید، هرچیزی که جزء آموختههاشون بوده رو از دست داده اند ...
و یا این قانون که اگر حقیقتی برای نااهلان و احمقان قوم گفته بشه به مسخره گرفته میشه
خب
از هر چه بگذریم به این میرسیم که بالاخره نظرم رو بگم و برم!
از خارج بوم حرف نزنیم و فکر کنیم که داخل بوم نقاشی جهان آفرینش قرار داریم
شکایتی دارید از اینکه خلق شدید؟
نقاش بر نقاشی منت گذاشته که تخیل کرده (و نه توهم) و اونو خلق کرده ...
[بعله ... نظر این بنده ی حقیر سراپا تقصیر هم درعین خام بودن و ناپختگی این است که]
در هستی شناسی، مخلوقات، آینه عشق بازی خداوند بلند مرتبه اند با خود و خلق شده اند تا به محبت او عشق بازند و موجبات محبت او را فراهم کنند از برای انسان و شاهدی باشند برای شهادت شهید
و انسان که اشرف خلق الله است ( اگر انسانی باشد ) برترین شاهدیست که تامنزلگاه قرب او نیز میتواند ارتقا بیابد و معرفتی پیدا کند بالاتر از معرفت سنگ و جماد و نبات، تا جایی که ... رایحه رحمان را استشمام کند
اما حالا من هم یک سوال دارم
دیده ای کسی را که پشت به دریا کند و بی آنکه آن را ببیند، برعکس به سمت آن برود؟

اگر دیدی مطمئن باش که فلسفه خوانده ...
پ.ن: از وقتی رفتیم زیر مجموعه گروه فلسفه شدیم، یجورایی فکر میکنم رشته م رو همینجا قطع کنم و صرفاً تا آخر همین ارشد رو هم بخونم کلی بسه ... دلیلش دقیقاً همون دلیلیه که ریاضی رو ول کردم ... حالم هیچ خوب نیست از این لحاظا و حال و حوصله ی تئوری بازی و سر کار گذاشتن رو ندارم!