درباره فضیلت میگفت که فضیلت همواره ما بین دو رذیلت است
یعنی فضیلت نقطه ی اعتدال و معتدلی است و در مقابل این اعتدال هرآنچه داشته باشیم فساد و تباهی خواهد بود ...
با قاطعیت تمام این را میگفت
فکر میکردم که آخر چه کسی اعتدال را تعیین میکند؟!
طبع و فرهنگ یا فطرت و آموزش؟
بعد از لحظه ای مکث، نگاهی کرد خیره و مداوم و مستقیم به دور دست ...
از آن دست نگاهها که همه ذهنها ساکن میماند ...
انگار منتظر کسی باشد یا چیزی ... نمیدانم ... شاید لبخندی که بیاید و بر لبانش بنشیند
بعد ... همانوقتی که همه منتظرش هستند ولی بالاجبار میگویند ناگهان، با صدایی کمرنگ و بی جوهره گفت که سکوت فریاد معرفت است.
و برای همیشه خاموش شد ..
همیشه ی ابدی که خیر ..
تا زمانی نامعلوم ...