با صورت تازه اصلاح شده تا حالا شده توی سرما دویده باشی ...
امشب توی مه جنگل ِ نیمه روشنک نیم ساعتی دویدم تا رسیده باشم به هیچ جا
بازم دل ِ دندونام از هوا خوری و سرما درد گرفت و باعث شد نتونم ادامه بدم ...
اما بوی نم جنگل و صدای کف کفشا که میشینه روی زمین نرم و نیه خیس و بخار نفسی که تا یه متری رو مهآلودتر میکنه رو هیچ تجربه کردی؟!
یجورایی آدم همه حواس بدنش به کار میوفته ...
این بهانه ای باشه برای اینکه بگم بدنیست اگه یه وقتایی زندگیمون رو از یکنواختی در بیاریم و بهش تُن زیر و بم بدیم تا حداقل از هارمونی بین بالا و پایینش لذت ببریم
اونم با حواس پنجگانه ای که در نوع خودش بینظیره ...
شرلوک هلمز رو که یادتونه؟
بعد از دیدن فیلماش همیشه فکر میکردم چقدر خوبه که منم اینجوری به دنیای اطرافم نگاه کنم ... با دقت و موشکافانه و ظریف
طوری که حتی با دیدن یه کلاه ، سن و سال و موقعیت صاحبش رو حدس بزنم ...
از شما چه پنهون یه مدت بعد از دیدن ِ فیلمهاش هم همین حس رو سعی میکردم حفظ کنم
با اینکه خودمم میدونستم جوگیر شدم ولی بازم خیلی لذتبخش بود! D:
بیشتر به این خاطر که اینجوری رفتار کردن ، ولو در باطن هم که باشه و در ظاهر نمودی پیدا نکنه، باز هم از زندگی روزمره و عادی اکثر مردم فاصله ی زیادی داره و حداقل خودت فکر میکنی اهل دقت بودن باعث میشه که یه چیزی باشی فراتر از عوام الناس ...
خودبرتر بینیه هم ارضا میشه!!
شما هم حتماً تجربه ش کردین ... اگر نه که جداً حیف!