اول پنبه ؛ آخر پنبه ...
الله و محمد و علی گفت بده!
شیطان رجیم، دشمن دین، گفت نده!!
میخوای بده میخوای نده!!!
کشکول درویش پر میشود از سکه و اسکناس و میرود
فکر میکنم که کاش در دلش معنی أنتم الفقراء را دوره کرده بود و اینگونه نمیشد ...
بعد دیگر دست خودم نیست که نگویم همه چیز را مضحکه کرده اند این دراویش ماتحت فراخ بیکاره ی گداصفت و زاهد پیشه ...
-----
خاطره ی با ربط! :
چند وقت پیش با مرحوم شوهر خاله مون حرف نعمات بهشتی و حوری و این حرفا شد!!
گفت یعنی آدم توو بهشت هیچ کاری نمیکنه و فقط میخوره و میخوابه؟!
عرض کردیم قاعدتاً اینجوری میگن!
فرمودن پس تنبل خونه س که!
خندیدیم و گفتیم اونجا هم میخواین کار کنین؟!
راستی برای آدمی که از شش صبح کار میکرد تا آخر شب اینجوری باید باشه ...
یادش بخیر ...
پ.ن1: اینو اصلاً برای این ننوشتم که دارم اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری رو میخونم!! ولی خب بد نیست بخونیدش ... اثر حضرت ماکس وبر !
پ.ن2: در فارسی معمولا عنوان این کتاب رو با اسم " اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه داری" ترجمه میکنن اما این ترجمه درست نیست چون واژه آلمانی"گایست" [Geist] به معنی روح و ذهنه و نه روحیه
و در اصل، ماکس وبر از "روح سرمایه داری" حرف میزنه و البته اخلاق پروتستان و تاثیرش ...
یعنی سرمایه داری یه پدیده ی صرفاً مادی نیست و هم روح داره و هم بدنه...
بگذریم!