دوشیزه مکرمه، عفیفه خانم آل آقا فرزند حاج آقا احمد متولد روز اول ماه جوزا سال هزار و سیصد و دو ، بخش یک طهران!
امروز که عکس گذرنامه ت رو دیدم، حس کردم به اندازه یه کامیون باقالی مقشر شده دوستت دارم!
یعنی راستش پیش خودم گفتم کاش شصت سال زودتر به دنیا اومده بودم و اینقدر اختلاف سنی نداشتیم ... اونوخ حتماً میومدم خواستگاریت و تو هم خب اینقدر که توقعت از زندگی کم و کوتاهه و هیچ ناز و قر و فری نداری، حتماً بله رو میگفتی و به پای هم تاحالا پیر شده بودیم و داشتیم نوه هامونو تماشا میکردیم ...
میگم کاش میدونستم لااقل این ماه جوزا که قاعدتاً یه ربطی باید به گردو داشته باشه، کجای تابستون میشه که برات تبریک تولد بنویسم ..
چقدر شکل روشنکی!
دوست دارُمِت هوارتا (:
و تو ای روزگار ... انگار که این آواز همگان است خطاب به تو در ساعات ناخوشایند که چرا ما را در مکانی نامناسب و زمانی سخت آفریده ای!؟!!