Info
نوشته های بعدی
مرگ اندیشی
انسان
محسن
Untitled 28

گفت که هفته ای در مراکش با آن ولی الهی به سر بردم که محمد وعده کرد و قرن ها آمد و نیامد و هنوز از میانه ای اندک منتظرانی دارد

خوش و خرم بودیم و رازها بازگفت از برایم در خلوت ...

و لوحی داشت که حقایق بر آن بود و اگر پرده ها کنار رود و خلایق خبر شوند از آنچه مکتوم است و مکتوب، در دم کافر گردند و برمند چون گوران صیاد دیده ...

تا خود آید و آن بازگو کند و ملحدش بنامند و مرتد و قصد جانش کنند و قیام کند و یارانش بیایند و وعده هایی که سگان افسانه می‌پنداشتند محقق گردد ...