بعضی وقتا به یه تو گوشی احتیاج داری برای اینکه به خودت بیای
یعنی اگر نباشه امکان نداره به خودت بیای
حالا تو گوشیه صرفاً قرار نیست از نوع برخورد فیزیکی باشه ها!
میتونه چند تا جمله باشه
یا حتی یه جمله
که تو دردت بیاد و به خودت بیای و به فکر فرو بری
مثل اینکه هی توی ذهنت تکرار کنی که هر کسی رو توی قبر خودش میذارن یا اینکه توی مترو از قول امام علی نوشته بود اگر ندونی کجا میری هیچوقت به هیچ جایی نمیرسی ...
این شد که یادم افتاد که آدم توی یه دوره هایی از زندگیش گم میشه
نه حالا عملاً توی خیابون یا حتی طبقه ی پایین کتابخونه ملی که همه جاش شبیه کندوی زنبور و یک شکله، آدم میتونه توی ذهن خودش هم گم بشه
منظورم دقیقاً همون بخش نظری ِ ذهنه که تصمیم میگیره برای آینده و باعث میشه آدم حرکت کنه تا منتظر برکتش باشه!
به هر حال اینم میذارم به حساب اردو و ایستگاه موقت زدن و بررسی ِ قبل از صعود ...
خدا کنه نفس کم نیاریم