این روزها ایمیلهایی برام ارسال میشه که به نظرم موج جدید حمله ی ناسیونالیسمهای جدایی طلبیه که گندههاشون از دلارهای اونور آبی تغذیه میشن و یه عده وطن پرست مسلمان زاده ی ناآگاه و جاهل که فقط جوگیر شدن و چهار تا داستان و ماجرای ملی مثل بابک خرمدین و مازیار و افشین و بردیا و آرش و ... رو خوندن یا براشون تعریف کردن و خوششون اومده و رگ "کورش تو بخواب ما بیداریم" و زرتشتی گری و مزدک بازیشون باد کرده و نمیدونن چیکار کنن که جلوی تازیهای خونآشام و عربهای سوسمار خور رو بگیرن و از این مملکت بیرونشون کنن تا شیرخورشید به پرچم برگرده و آریامهریها و پهلویهای دزد و گماشته رو برگردونن و دارن خودکشی میکنن سر این قضایا.
و تاحالا مقدمه ی شاهنامه ی ابوالقاسم فردوسی رو نخوندن که خطاب به سلطان محمود و همش در مدح پیامبر و علی نوشته: به نام نبی و علی گفته ام، گهرهای معنی بسی سفته ام
این افراد بدون اینکه نه اسلام و سیر تاریخی اون رو درست بشناسن و نه چیزی از وطن پرستی و میهن گرایی بدونن مشغول تبلیغات مجانی هستن.
آخرین ایمیلی که برام رسید میگفت ابن ملجم مرادی، بهمن جازویه ایرانی بوده و علی رو یک ایرانی کشته، همونطور که عمر بن خطاب رو ابولؤلؤ کشت.
از این بگذریم که نویسنده ی این مطلب دو منبعی که ذکر کرده بود غلط بود
(من خوره ی مراجعه به منبعم حتی اگر بحارالانوار باشه!)
یه منبعش که منسوب به الواقدی بود وجود خارجی نداره و دومی هم اون مطلبی که نقل کرده بود رو ننوشته بود و پرت بود
در ضمن اکثر منابع معتبر تاریخی ابن ملجم مرادی رو منسوب به قبیله بنی مراد که از قبایل مهم عرب قطیبه بوده میدونن.
(میتونید به دایرة المعارف الیاده هم مراجعه کنید.)
و تاجایی که یادم میاد بهمن جازویه یکی از چهار سردار لشگر رستم فرخزاد بوده که روز دوم نبرد قادسیه کشته میشه و به زمان حضرت علی نمیرسه.
به هر حال درسته که ما تاریخی کهن داریم و دین زرتشتی ایران باستان برپایه پاکی و درستکاری و شادی بوده و با شرایط سخت و ظلمانی الان که مقایسه میکنیم، اون دوران برامون آرمان میشه و عصر طلایی، ولی باید بدونیم که این اسلام هم اسلام حقیقی نیست و خیلی کمبودها و نادرستیها در طول جریان و سیر تاریخی ِ دین-درست مثل سایر ادیان زنده ی جهان-واردش شده و از سلامت که هدف اصلی بوده خارج شده، اما هنوز و همیشه آخرین دین و کاملترین و بهترین برنامه به حساب میاد اگر همه جانبه بهش عمل بشه و نه اینکه یه جاییش رو بگیرین و یه جاییش رو ول کنیم.
تحقیق کنید و بخونید که چطور دین زرتشت هم با فاصله گرفتن از مبدأ خودش و عصر فقدان پیامبر و افتادنش به دست موبدان دچار انحراف شد
و چرا فقط کورش و داریوش و خشایار هستن که بین سلسلههای عظیم و پرتعداد پادشاهان ایران قابل ذکر و افتخار به حساب میان و از بقیه خبری نیست؟!
بدون پیش داوری و تعصب خدمات متقابل اسلام و ایران رو بخونید و هدف اسلام رو ببینید و نهج البلاغه رو ورق بزنید و جاذبه و دافعه ی حضرت علی رو متوجه بشید و حرفها و شعارهای پرمغز رو مقایسه کنید با حال حاضر که اگر اون جملات و کلمات و توقعات رو بگید سر و کارتون با اوین و درکه میوفته!
ببینید که گرایش ایرانیها به امامان معصوم برای چی بوده و چرا تشیع شکل گرفته و خلافت اگر دست اهلش قرار میگرفت (که خب ظاهراً جریان تاریخ از پیش تعیین شده است تا حدی!) چه اتفاقی میافتاد؟
و الان که عصر غیبت امام و ولی تام الهیه ...
در ضمن تا یادم نرفته ... گفته شده که حُب الوطن من الایمان و این یعنی که دوست داشتن میهن هم از نشانه های ایمانه.
و یک سوال مهم: حضرات ِ داعیه دار میهن پرستی 8 سال جنگ عراق کجا بودن؟!
این برگزار کنندههای مراسم یادبود خرم دینان و قلعه بابک که الان ایران ایران میکنن اون موقع که اسم کوچههای این مملکت اسم بچههای شهیدش رو به خودش گرفت سوئیس بودن یا فرانسه یا ...؟!
بگذریم
هرچی هم بگیم یه عده مغزشون منجمده و به خرجشون نمیره و تکبعدی میبینن همه چیز رو
و به نظرم مخلص کلام دو بیتیه که از مرحوم بهار* یادم میاد و تنها جوابیه که میتونم به بعضی دوستان ِ هنوز دلسوز بگم:
گرچه عرب زد چون حرامی به ما
داد یکی دین گرامی به ما
گرچه ز جور خلفا سوختیم
ز آل علی معرفت آموختیم
راستی!
این مطلب داریوش محمدپور و کامنتهای مربوطه رو هم بد نیست بخونید
همین دیگه ... زیاده عرضی نیست.
----------
* ديوان اشعار محمد تقى بهار «ملك الشعراء»، چاپ سوم، تهران، اميركبير، 1356ش، ج1،ص151