Info
نوشته های قبلی
1-تبریكات فراوان
2-آن مرد
3-وبگردی
روزنامه

صبح یه كاری پیش اومده بود از جلوی سفارت انگلیس رد شدیم
دور تا دورش رو نوار زرد با آرم خطر كشیده بودن و سربازای یگان امداد كه بزن بزنشون خوبه سرتا پا مسلح وایساده بودن
پشت سفارت هم كه تا دلتون بخواد سربازان گمنام امام زمان در حال بیسیم بازی بودن ( دیدین بیسیما رو موتورولای آمریكاییه !!!)
بعد از فردوسی هم رفتیم دانشگاه برای انتخاب واحد و زیارت وروردیهای جدید
رئیس گروه رو بگو
انتخاب واحدم رو خط زد گفت ظرفیت اضافه هم جا نداره
ما هم با كمال پر رویی زیر همونی كه خط زده بود دوباره نوشتیم
گفتیم استاد ببین كد درس رو هم حفظیم جا نداره؟ (چه ربطی داره خودمم نمیدونم!)
گفت نه
گفتیم خب جا نداره فدای سرت امضاشو بزن ما بریم
اونم به همین سادگی زد (حواسش به آب پرتغالش بود)
حالا رفتیم كامپیوتر میگه این كلاس 40 نفره شده امكان نداره باز كنم
تو دلم گفتم چاییدی!
بیرون دلم هم یه چیزی بهش گفتم كه كلاس رو كرد 41 نفر
و در آخر اینكه بنده فقط شنبه و پنج شنبه میرم دانشگاه اونم با 20 واحد
تووووووووپ
عجب دانشجویی!!!
عجب مملكتی (سه ساله یه لیسانس میدن و بعدش هم فوق و دهترا )
عجب مسول كامپیوتری (نفس من بیده)
عجب ورودیایی ( ! آبروی دانشگاه در خطر است! )
امروز قسمت شد برای گرفتن كپی! یه سر به مركز خرید گلستان درشهرك قدس اسبق و غرب فعلی و آینده در گذشته هم زدیم
ولی دیگه راجع به این نمیتونم بگم عجب....
اصول مهندسی رو به خوبی رعایت كردن
از ساختمونش خوشمان آمد
شیشه های مغازها هم كه همه تمییز
كف هم برق میزد و سقف هم یه كم دوده كاپتان بلك گرفته بود و میشد بوش رو حس كرد
دیگه .......
همین دیگه چیز خاصی نداشت جز اینكه یه كم به خاطر گرمی هوا مجبوری لباسات رو كم كنی
قابل دركه ، خودشو ناراحت نكن
ارادت
پاینده باشید تا بعد

Lord


نوشته جناب Lord در تاریخ: September 20, 2003 10:30 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/198


نظرها:
1-

woooooooooooooow i mean really wooooooooow well done boy's bah bah pishraft kardin! na baba omidwar shodam! keep going like this wish u all the best & verry good luck


نوشته جناب sepide در تاریخ September 20, 2003 11:29 PM

2-

ممنون كه سر زدي...دوست عزيز..


نوشته جناب هلیا در تاریخ September 21, 2003 5:05 AM

3-

عجب مملكتي!!!!!


نوشته جناب seLLuL در تاریخ September 21, 2003 4:13 PM

4-

واقعا عجب دانشجويي!!!


نوشته جناب sara در تاریخ September 21, 2003 6:18 PM

5-

چه روز پرباري!
نه قربان،ما فيزيك خونديم :)


نوشته جناب parisa در تاریخ September 21, 2003 8:07 PM

6-

خيلي خوشم اومد حال اين رئيس گروه رو جيريفتي!


نوشته جناب babak در تاریخ September 21, 2003 8:18 PM

7-

پاينده باشي جوون
خيابوناي خطر ناك سر ميزني تازگيا
سقف مردم رو نگاه ميكني....
چشمم روشن


نوشته جناب sanam در تاریخ September 21, 2003 8:22 PM

8-

قشنگ وصف كردي اين مجتمع گلستان رو انتخاب واحدت هم تبريك
همين
باباي


نوشته جناب ayda در تاریخ September 21, 2003 11:57 PM

9-

Kheili merC babte ye seri chiza
aali bood...
etefaghan manam emrooz rad shodam az oonja o daghighan oza naarom bood
entekhab vahed ham mobarak bashe!


نوشته جناب Arya در تاریخ September 22, 2003 12:04 AM

10-

آقا شما خيلي خوب مينويسين
قصد كتابنويسي چيزي ندارين؟
روان و ساده و جالب
قلمتون خيلي خوبه
يك جوري مينويسيد كه مجبور شدم تا آخر صفحه بخونم
تبريك ميگم
خداحافظ


نوشته جناب sohrab در تاریخ September 22, 2003 12:24 AM

11-

خيلي باحال بود
فقط يه كم مجتمع تجاري گلستانش رو بيشتر كنيد


نوشته جناب ashegh در تاریخ September 22, 2003 1:11 AM

12-

رئيس خيلي فعال شدي!


نوشته جناب حسام در تاریخ September 22, 2003 2:13 AM

13-

خوش به حالتون که مسوول کامپیوتر نفس داشته بیدید ولی خوب شد حال استاد رو گرفتید.


نوشته جناب ساغر در تاریخ September 22, 2003 9:40 AM

14-

سلام آقا اینجا خیلی باحال شده ! فقط تو "بلاگ رولینگ" تغییرات وبلاگتون رو نشون نمی ده واسه همین من چند روز سر نزده بودم :)


نوشته جناب prancess در تاریخ September 22, 2003 2:27 PM

15-

فرزند دير دير ميلاگيد


نوشته جناب kianoosh در تاریخ September 22, 2003 8:41 PM

16-

عجب ايراني؟
ممنون از اينكه كلاس وبلاگمو برديد بالا!!!وافعا كه هر كسي از ظن خود شد يار من!و هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يك خونه ايم!!!!!!!!!و رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند!ولي آيا ميرسد؟
راستي آن مرد بالاخره آمد؟


نوشته جناب Atefe در تاریخ September 23, 2003 11:28 AM

17-

راستي بازم به من سر بزنيد
چون
پاييز را مي ستايم به خاطر عدم احتياجش عدم اعتنايش به بهار


نوشته جناب atefe در تاریخ September 23, 2003 11:31 AM

18-

شديدا با شما ابراز همدردي ميكنم حالا ايناش كه خوبه خدا سختيهاي گرفتن مدرك رو به خير كنه.....
شاد باشيد....


نوشته جناب noosh در تاریخ September 23, 2003 11:12 PM


نظر شما