دوش آب سرد رو خیلی میشه دوست داشت چون درست وقتی كه تمام بدنت سوزن سوزن میشه و فكر میكنی كه دیگه بُریدی (تمرین تووپه تنفسی)، تصمیم میگیری كه نیم ساعت دیگه هم بمونی و میمونی و لذت میبری و كلی آروم میشی و میتونی از هجوم اونهمه فكر برای حداقل یه مدت كوتاهی راحت بشی حتی اگر برق هم رفته باشه و كسی هم خونه نباشه.(درست مثل امشب تو یه تاریكی راز آلود)
اما روزنگار
امروز تو خیابون آقای ضیائی رو دیدم
موقعی كه ما راهنمایی بودیم 25-24 سالش بود و آورده بودنش دینی درس بده و یه حقوقی بگیره.
از اون معلمایی بود كه میذاشتیمش سر كار و كلی میخندیدیم
وقتی حرف شین رو تلفظ میكرد انگار شیش تا نقطه داره
هیچ وقت اون حرفش یادمون نمیره كه یه روز گفت "بچه های عزیز شما ها دیگه بزرگ شدید باید شورتهاتون رو خودتون بشورید"!!!(همونطوری با شینِ شیش نقطه بخونید)
و هر موقع یاد این حرفش میوفتیم با بچه ها كلی میخندیم
یادش بخیر
--------------------------------
پ.ن: امیدواریم جناب لاست به خاطر بكار بردن كلمه شنیع و مستهجن "شورت" این بنده حقیر كمترین ِ كمتر از قطمیر رو عفو بفرمایند و این دفعه رو انفلاكت نزنن(بابا این یه پا جامعه ی مدنیه خبر ندارید)
پ.ن2: لرد در كجای این كره خاكی اینقدر خاكی و خاضع وخاشع است ؟
پ.ن3:با خبر شدیم ماه پریان شركت بصورتی نامعلوم از وجود این خرابشده آگاه گشته اند و مهملات ما را هم نگاهكی انداخته اند (یکی را که به بافق تبعید کردیم تا معماری کند و درس عبرتی باشد برای سایر دخترکان)
امیدواریم خداوند ببخشایدشان و به راه راست هدایتشان نماید و دیگر سر و كله شان این اطراف پیدا نشود.
ارادت
پاینده باشید تا بعد