Info
نوشته های قبلی
1-دختران انتظار
2-عشق است
3-استرخ!
سکوت

من سكوت رو دوست دارم چون كلماتی كه از سكوت بیرون میاد و من بهش میگم موسیقی سكوت كلماتی هستند كه نمیشنوی ولی میتونی دركشون كنی
كلماتی كه از سكوت بیرون میاد كلمه های بی واژه است
فقط كافیه كه ذهنت رو ساكت كنی
اونوقت میتونی امواج بی صدایی و سكون رو تجربه كنی
در هند آئینی هست به اسم جاینیزم كه شاهزاده ماهاویرا موسس اون بوده
البته به خاطر اینكه جاینیزم تحریف شده و خیلی سختگیر و پدردراره زیاد طرفدار نداره و بعد از جاین همه به طرف شاهزاده بودا رفتند و ترجیح دادند كه آیین بودا كه راحت تره رو داشته باشند.
حالا قصه اینه كه ماهاویرا یازده تا مرید (شاگرد و رهرو ) داشته كه دائما در سكوت بودند و هیچی نمیگفتند ، خود ماهاویرا هم چیزی نه گفته و نه میگفته و تا اخر عمرش هم كسی كلمه ای از اون نشنیده (ولی لال نبوده!!) و همیشه در حال مراقبه و سكوت بوده!
توی این سكوت كه بین ماهاویرا و شاگرداش برقرار شده بود تعلیمات ماهاویرا منتقل می شده و اونها هم می نوشتند و به مردم منتقل می كردند و جالبه كه هر یازده نفر یك چیز رو نوشتند بدون یك كلمه كم یا زیاد شدن این همه تعلیمات (تعدادش یادم نیست ولی خیلی زیاد بوده و اگر حال داشتم یه سری از چیزاشو میگم!!)
و این سكوت بوده كه با اونها حرف زده و حرفای مرشد رو به مریدانش منتقل كرده
بعد این یازده مرید به سرزمین های مختلف میروند و حرفهای استاد رو منتشر میكنند ولی متاسفانه از این آئین هم سوء استفاده میشه و تقریبا به فنا میره...
ارادت
پاینده باشید و سلامت
تابعد
Lord


نوشته جناب Lord در تاریخ: November 12, 2003 7:00 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/239


نظرها:
1-

سكوت هم مثل خيلي از صفات ديگه زبيعت آدم و عالم پر از مفاهيم بعضا زيبا و برخي هم غير قابل مفهوم. هر چي هست مثل راز ميمونه كه هر كي يه تعبيري ازش داره. ممنون از لطفتون.موفق باشي


نوشته جناب شاهان و سارا در تاریخ November 12, 2003 9:20 PM

2-

سكوت كه هيچي اگر بعضي آدمها يك كم كمتر حرف مي زنند چه خوب مي شد.


نوشته جناب انسان مه الود در تاریخ November 13, 2003 8:54 AM

3-

نميشه نظر قطعي داد ولي الان هم اگر اين چيزا بود خيلي جالب مي شد!! شايدم هست و ما بي بهره ايم!


نوشته جناب noname در تاریخ November 13, 2003 12:09 PM

4-

و چقدر حرصم ميگيره از دست كسايي كه حرفايي كه تو سكوت زده ميشن رو نميشنون و هي ميگن خب يه چي بگو ديگه !


نوشته جناب دیووونه در تاریخ November 13, 2003 12:15 PM

5-

سلام..ممنون كه به من سر زدي.. در مورد منبع شرمنده هستم چون فعلا از اون استادم خبر ندارم...
در مورد آدرس متين هم كه دادين نميشناختمشون اما به سايتشون سر زدم...
ممنون و مفق باشين


نوشته جناب matin در تاریخ November 13, 2003 5:19 PM

6-

فقط كافيه كه ذهنت رو ساكت كني. سلام دوست عزیز . این خیلی جالبه ولی خود شما هم میدونین که کار راحتی نیست . این فقط که گذاشتین به نظرم نشون میده که با کمی تلاش میشه ولی اگه ممکنه راهش را هم بگین چون من با ساعتها تلاش هم نتونستم به این مرحله برسم و به نظرم کار خیلی راحتی نیست . موفق باشین . ضمنا اگه ميدونين كه چطور ميشه يه اصلاح كوچيك توي بلاگ داد منو راهنمايي كنين. ممنون .


نوشته جناب چشمه در تاریخ November 13, 2003 6:54 PM

7-

چه وبلاگ دو نفره با مزه اي
عجيبه...


نوشته جناب لاله در تاریخ November 13, 2003 8:43 PM

8-

کلا از آيينهايی که به رياضت‌کشی و در منگنه گذاشتن جسم عقيده دارند دل خوشی ندارم. به نظر من جسم هم مثل روح مهمه و بهتره که آدم به شادی و شادخواری و لذت از زندگی بپردازه تا اينکه از نيرو و امکانی که در اختيارش هست استفاده نکنه. زندگی به اندازهء کافی کوتاه هست...

راستی از لطف و محبتت ممنونم دوست خوبم.


نوشته جناب پانته‌آ در تاریخ November 14, 2003 6:35 AM

9-

شعر آشنا :
سکوت سرشار از حرفهای ناگفته است/ از حرکات نا کرده/ اعتراف به عشقهای نهان/ و شگفتی های بر زبان نیامده .


نوشته جناب Mana در تاریخ November 14, 2003 12:14 PM

10-

هفته اى يك روز سكوت واسه همه خوبه :) مثل من.


نوشته جناب دی داد در تاریخ November 14, 2003 2:40 PM

11-

خب بدي سکوت هم اينه که توش افکار آدم چيزي جز يه منولوگ تکراري نيست. يعني آدم به آرامش ميرسه و فرصت زيادي براي با خودش بودن و شناختن خودش داره. اما کمتر چيز جديدي ياد ميگيره.


نوشته جناب هديه در تاریخ November 14, 2003 5:46 PM

12-

سلام ... خوشجالم که چسبید. سعی میکنم هفته دیگر قسمت 14 رو تموم کنم ... گه گاهی سیستم نظر خواهی وبلاگم کرم میریزه و بعد صفحه بزور و دير باز میشه .... يک جای ساکت رو من هم دوست دارم، اما سکوت را نه....


نوشته جناب آرمين گيله مرد در تاریخ November 14, 2003 7:15 PM

13-

من كه خيلي ازش خوشم مي آد و توش آروم هستم و خوش به حال كسي كه بتونه با خودش خلوت كنه


نوشته جناب sara در تاریخ November 14, 2003 11:42 PM

14-

salam.khub bud hame ro natunestam bekhunam .movafagh bashid


نوشته جناب sadegh در تاریخ November 15, 2003 6:23 AM

15-

بابا چقدر خوشگله اينجا . حيف كه تازه ديدم اينجا رو . چقدر قشنگه . چقدر با محتواست . خلاصه كارتون خيلي درسته ....


نوشته جناب کوهمرد عاشق در تاریخ November 15, 2003 7:03 AM

16-

مرسي دوست خوبم به خاطر لطفت... خيلي مخلصيم :)


نوشته جناب hamidreza در تاریخ November 15, 2003 10:11 AM

17-

حرف هايي هست براي نگفتن
و ارزش عميق هر كسي
به اندازه حرف هايي است كه براي نگفتن دارد.
و كتاب هايي نيز هست براي ننوشتن
و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي
كه بايد قلم را بكنم و دفتر را پاره كنم
و جلدش را به صاحبش پس دهم
و خود به كلبه بي در و پنجره ام بخزم
و كتابي را آغاز كنم كه نبايد نوشت.


نوشته جناب parisa در تاریخ November 15, 2003 11:07 AM

18-

سلام دوست عزيزم. ممنون كه لطف كردي و به من سرزدي. خوشحالم با وبلاگت آشنا شدم. هميشه آبي باش و آفتابي. يا حق


نوشته جناب parisa در تاریخ November 15, 2003 11:09 AM

19-

جالبه ولي خيلي سخته حداقل واسه من


نوشته جناب bahar در تاریخ November 15, 2003 1:32 PM

20-

اين داستان خيلي عجيبه ها!!!!! تو خودت باور مي كني؟


نوشته جناب sanam در تاریخ November 15, 2003 11:21 PM


نظر شما