Info
دود و كنده ی گُنده

آقا كه شما باشین امروز كه از شركت اومده بودم خونه و خورد و خسته بودم از بیكاری روزانه ، لباس ها رو كنده بودم و روی تخت ولو بودم كه تلفن زنگ زد
بابابزرگه بود كه رفته بود تست و چكاب و اكو قلب و اینجور بساطا
گفتن كه پول كم آورده و زنگ زده عابر بانك كه پنجاه تومن بهش برسونه
خلاصه ما هم رفتیم این مركز مجهز پزشكی و دیدیم كه ماه پریا بابابزرگه رو كلی دارن تحویل میگیرن و اونم كه هی تیكه بارشون میكنه و خلاصه بگو و بخندی بود
یاد حرف دوستم افتادم كه گفت واقعا خاك تو سرمون كه پیرمردا میزنن رو دستمون و عرضه ی مخ زدن هم نداریم!!
خلاصه كارشون تموم شد و بابابزرگه بعد از 8 دقیقه دویدن روی این غلطكه و كلی عرق ریختن وایساد و كمكش هم كردن كه لباساش رو بپوشه و بریم خونه
كم مونده بود بهش شماره تلفن هم بدن پدرسوخته ها
منم هاج و واج مونده بودم كه من 74 سالمه یا بابابزرگه 21 سالشه
راست میگه خودش كه دود از كنده بلند میشه
اونم یه كنده ی گُنده
جالبه كه هر موقع هم كه اینا (بابابزرگه و اون یكی پدر بزرگ و آقای پدر) میرن بیرون و منتظر ماشین میمونن یه خانومی جلوی پاشون ترمز میزنه و میخواد برسونشون!
اونوقت من بدبخت كه میرم سر كوچه تاكسی خالی هم پاشو میذاره رو گاز و د در رو
اینم شد مملكت؟




بابابزرگه


امشب هم خودم با این ماشین باحاله موهامو زدم و بعد آقای پدر رو صدا كردیم و پشت گردنمون رو خط انداختن
كلی سود كردم و 1500تومن در امور جیبم صرفه جویی!
فكر كن با 1500 تومن چه كارهایی كه نمیشه كرد
میخوام تازه برم یه خونه هم بخرم
این كلاهی كه سر این بابابزرگه می باشد هم كلاهی است كه آن را داشتم و الان تقریبا پوسیده و یه كم هم به سرم كوچیكه و یه 10 سالی هم هست كه دیگه نمیذارم
مال تیم بیس بال Oakland Athletics كه خیلی دوستش داشتم
كسی میدونه كجا میفروشن؟
در ضمن از صدقه سری و سبب خیر شدن حمیدرضا خان عزیز به یه منبع فیلم خوردم و امروز رفتم سراغش و چند تا سفارش دادم
بامزگیش هم این بود كه یارو میگه آقا اینا بدون سانسوره ها!!!
 ارادت
پاینده باشید و سلامت
تابعد
Lord


نوشته جناب Lord در تاریخ: November 26, 2003 1:40 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/251


نظرها:
1-

سلام...خيلي جالب بود...عكسه هم قشنگ بود...راستي آپديت كردم...سربزنيدف خوشحالم ميكنيد...اهورا نگهدارتان!


نوشته جناب کورش بزرگ در تاریخ November 26, 2003 9:05 AM

2-

احوالتتتتتتتتتتتتتتت


نوشته جناب Explorer در تاریخ November 26, 2003 9:41 AM

3-

آقا اينقدر گير نديد به ماهپري و اينطور حرف ها براتون حرف درميارن D:
ميخواي بري خواستگاري


نوشته جناب babak در تاریخ November 26, 2003 11:30 AM

4-

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت...


نوشته جناب مهسا در تاریخ November 26, 2003 2:21 PM

5-

خدا بابابزرگتو برات نگهداره داداش :)


نوشته جناب parisa در تاریخ November 26, 2003 11:03 PM

6-

خب يه ذره ازشون ياد بگير!!
در ضمن اسكروچ شدي؟


نوشته جناب bahar در تاریخ November 27, 2003 12:26 AM

7-

هر چی نباشه تجربه شون کلی از شما بیشتره...یک کم هواشون رو داشته باشید شاید یک کلاسی هم برای شما بگذارند.


نوشته جناب انسان مه الود در تاریخ November 27, 2003 10:03 AM

8-

دست بردار نيستي از سر اين ماه پري
نه؟
كمي از اون 1500 تومنت رو هم بذار براي ازدواج و تشكيل خانواده
D:


نوشته جناب sanam در تاریخ November 27, 2003 2:16 PM

9-

سلام ...آخه پيرمرد - پيرزن ها خيلي بامزه و شيرينند ...بهشون حق بده !


نوشته جناب لاله سياه در تاریخ November 28, 2003 10:09 AM

10-

حالا بابابزرگ ها که جای خود ! مامان بزرگ ها رو بگو رو دست ما دخترا زدن:D


نوشته جناب Mana در تاریخ November 28, 2003 5:13 PM

11-

اگه تونستي به بلاگ منم يه سري بزن.اين روزا ماهي دودي مرغوب كم پيدا ميشه


نوشته جناب ماهي دودي در تاریخ November 29, 2003 2:12 AM

12-

دلم براي فيلم ديدن تنگ شده.


نوشته جناب نوشی در تاریخ November 29, 2003 3:50 PM

13-

آقا مشكلي نيست! شما هم هفتاد سال تمرين كني بالاخره راه ميافتي!


نوشته جناب هديه در تاریخ November 30, 2003 10:05 PM

14-

اين هم حرفيست!


نوشته جناب ayda در تاریخ December 1, 2003 7:11 AM

15-

انا نفسى اذور كنده ممكن اعمل فى كندا الاسم مصطفى صالح مصطفى احمد من مصر محافظة الدقهلية


نوشته جناب مصطفى صالح مصطفى در تاریخ March 28, 2006 1:13 PM


نظر شما