یك دختر 35 ساله با قامتی بلند و چشمانی درشت و بدنی متناسب و آفتاب مهتاب ندیده و دارای تحصیلات دانشگاهی با سی سكه طلا به عنوان مهریه ، همسر پدر بزرگ بنده شدند!
باورش هنوز هم برام سخته ولی پدر بزرگ بعد از مرحوم مادربزرگ سه سال صبر اختیار كردند و به جبران آن سه سال رفتند یك دختر گرفتند!
بامزگی ماجرا هم اینه كه رفتن برای آزمایش خون !
بعدش هم رفتن آموزش تنظیم خانواده و براشون فیلم راز بقا گذاشتن
وای كه مردم از خنده و كلی روحیه مون عوض شد
پدر بزرگ هشتاد سال سن داره بنده ی خدا
و دخترانی كه برای پول و تامین مالی آینده تن به چنین ازدواجهایی میدن كم نیستن
واقعا كه...

این واقعا كه هم به پدربزرگ خودم بود كه با پول روی همه رو كم كرده و هم به اون دختره
هفته ی دیگه هم به سلامتی عروسیشونه
برم یه كراوات مشكی بخرم
تابعد