Info
عروسی ، دامادی ، فرهنگ عامه


خب زندگی از یه نظری هم این معنی رو میده
معنی با هم بودن
وقتی دو نفر به اون قدرت برسن كه بتونن زندگیشون رو و عمرشون رو
با هم شریك بشن و دو نفری با هم ازش لذت ببرن
اون موقع یه قرار داد دو نفره میبندن
قرار دادی كه جنسش فرق دارهمتن قرارداد
طبق این قرار داد تصمیم میگیرن دیگه تنها نباشن
به هم وفادار بمونن و هر كدوم اون یكی رو كامل كنه










اینطوری میشه كه مزه ها رو هم با هم میچشن
مزه ی شیرین و ترش زندگی
hummmmmmm







میپرسی پس تلخی چی میشه ؟kheili hummmm
زندگی هیچ موقع مزه ی تلخی نداره و نداشته
اون وقتایی هم كه فكر میكنیم تلخ شده فقط به این خاطره كه شیرین نیست
یعنی تلخی به خاطر نبودن شیرینی یا كم شدنشه نه چیز دیگه و دلیلش هم فقط خودمونیم
اما مزه ی ترشش هم به جای خودش دلچسبه كه فكر نمیكنم لازم باشه بگم چیه







آره واقعا خوش به حال اون دو نفر كه امكان و جرأتش رو دارن
اما این دو نفر بنابه آدابی كه از زمان پادشاه vezvezak بوده جشنی میگیرن

تا بقیه هم یه كمی از اون شادی و شیرینی نسیبشون بشه و به عبارتی
تو اون روز یا شبی كه قراره از اون به بعد و تا لحظه ی جدایی و سفر این دوتا دیگه تنها نباشن به همه خوش بگذره
بعد اون جشن تبدیل میشه به سور و سات عروسی
بگذریم كه خرجش به پای داماد افتاده و بازم میگن عروسی!
این بساط كه قراره مقدار معتنابهی از سرمایه ی اولیه ی زندگی توش خرج بشه قراره با دادن شام و شیرینی شروع بشه و با بدرقه ی ماشین عروس و داماد تا دم در خونه ی بخت تموم
این وسط خیلی ها كیف میكنن
اول از همه خانوم ها كه دور هم جمع میشن
بعد آقایون و مخصوصا آقایون گشنه و هلاك جوجه كباب و گوشت قلمبه ی باقالی پلو
و ایضا تشنه ی بحث های بیخود و به خیال باطل خویش سیاسی و علی الخصوص فوتبال دوستان بیكار!
عروس و داماد هم كه هر چه قدر بخوان باز هم نمیتونن با این سنت وحشتناك دربیوفتن و ناچار بهش تن میدن
یعنی یه جورایی اگر فكر كنیم نمیشه كه بابا
طرف كلی سال انتظار كشیده تا دخترش رو تو این لباس ببینه و خانواده ی داماد هم به هكذا

و اما خانوم ها
این جماعت كه اكثریت قریب به اتفاق جامعه هستند یك ماه قبل از عروسی شروع میكنن به رژیم گرفتن و لاغر كردن و آب كردن چربی كه هیكل و اندام ورزشكاری پیدا كنن و لباس بهشون بیاد و یه وقت زبونم لال صغری خانوم پوزشون رو نزنه
بعد از جریان رژیم و لاغر كردن به فكر لباس می افتند و انقلابی شگرف رخ میدهد
(راستی یه وقت الف و نون این كلمه ی فخیم انقلاب رو جدا نخونین اونوقت دهه فجرتون هم مبارك اینا ! )
خب رسیدیم به لباس و اینكه چی بپوشیم
اصولا اون یكی رو پارسال تو فلان مهمونی پوشیدم و این یكی رو توی  بله برون و این سه تا رو تو بهمان جشن تولد و خلاصه هیچ كدوم دیگه قابل پوشیدن نیست همه دیدنش و بدرد نمیخوره و باید اهدا بشه به زلزله زدگان بم
عروسی نیست كه شو لباس و فشنه
بنابراین دو تا كار میشه كرد
یا میریم چهارصد هزار تومن اون تیكه پارچهه كه بهش میگن دكولته رو از فلان فروشگاه تو گاندی میخریم (توجه شود كه فلان فروشگاه باید خیلی معروف باشه تا پوز رقیه خانوم و سكینه خانوم به خاك مالیده بشه)
یا اینكه خودمون میدوزیمش
كه البته چون وضع آقامون خوبه میریم میخریم
اما اینجا كه گفتم سكینه و رقیه باید یه اسمی بنویسم كه به كسی بر نخوره مثلا نمیتونم بگم پانته آ و این حرفا چون اون دو تا عامیانه تره و فكر كنم تو شهر لااقل دیگه از مد افتاده باشه!!!!بازم اگر كسی ناراحت شد بگه كه عوضش كنم
... D:

گیجی


لباس كه حل شد نوبت به كفش میرسه و اینكه به لباسه بیاد تا خانم فلانی ما رو برای پسرشون بپسنده و فردا بلند بشن بیان خواستگاریمون! (قابل توجه ماهپریانی كه عشقشون دلبری كردنه)
و اما مدل مو رو داشتم فراموش میكردم كه یكی از اركان مهم مهمونی و از اون بالاتر عروسی میباشد
اصولا اگر موی شما مجعد باشد آن را با گلد و انواع نرم كننده لخت میكنید
اگر موی لَخت و نرمی داشته باشید با انواع مواد شیمیایی آن را فرفری و مجعد میكنید
اگر موی شما مشكی باشد آن را قهوه ای و اگر مویتان قهوه ای باشد آن را یا مشكی میكنید یا مش میكنید یا هزار بلای دیگر بر سرتان می آورید
دست خودتان نیست و نتیجه میگیریم كه شما خانوم هستید
از رنگ ناخن و مانیكور و پدیكور (همون مانیكور پا!) و لنز و قر و اطوار هم میگذریم
خلاصه خانوم خرج عروسی رفتنشون و دنگ و فنگش سه برابر خود عروس میشه

خنگ شماره دو در حالت گه گیجه


اما آقایون هم بگم كه زیاد فحش نخورم D:
آقایون یه دست كت و شلوار میخوان و یه كفش كه برق بزنه
كراوات و ادكلن هم كه عروسیه و نمیشه كه نباشه
بعد ... دیگه هیچی شام رو بچسب كه خربزه خوابه (البته همه میدونن كه خربزه آبه!)
اما این تازه اولش بود و صبر كنین اشكش مونده
پاتختی رو نگفتم كه فردای عروسیه و قراره كادو بدن
البته این یكی مال خانوم هاست و دوباره همون قسمت بالا تكرار میشه
روز از نو و قوزی از نو
به اضافه ی اینكه اینوری ها كادو چی میدن و اونوری ها چی میدن و كادو باید سنگین باشه و پول بهتره و طلا از اون بهتر تره و اوووووووووووووووف
خب البته تو همه ی این موارد بالا یه در صد قابل توجهی هم مثل همه ی در صد های قابل توجه دیگه استثنا هست و یكی هم مثل من عین خیالش نیست كه چجوری بره
ایضا بعضی از خانوما هم هستن (حدود اپسیلن) كه میگن
تن آدمی شریف است به جان آدمیت ...نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
كه در نسخه ی چاپ كلكته اینطوری نوشته
تن آدمی شریف است به جان آدمیت ؟
نه
همین لباس زیباست نشان آدمیت.
آره
خلاصه اینكه اینهمه صغری كبری چیدیم كه بگیم ما فردا شب میخوایم بریم عروسی دوست و همكار و فامیلمون
الكی الكی سه تا نسبت داریم
جناب شكر تلخ تولد عروسیتون مبارك
دوستتون داشتیم و داریم و خواهیم داشت
و امیدواریم خوش بخت و خرم باشین و خستگی این چند ماه دوندگی كه برای برپا كردن سور و سات و خونه و غیره داشتین هر چه زود تر از تن شما ، خانواده و خانواده ی عروس خانوم در بره
به عروس خانوم هم كه از قضای روزگار از بچه های دانشگاه خودمونن تبریكات فائقه و این حرفا عرض میكنیم

راستی یه چیزی این عكسا كه میبینین اینقدر كوچیكه به خاطر محدودیت پهنای باند سایته ولی هر كسی  بزرگش رو خواست ، بگه تا براش بفرستم
مال بابام كه نیست!

ارادت
پاینده باشید و سلامت و این حرفا
تابعد
Lord


نوشته جناب Lord در تاریخ: February 3, 2004 1:25 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/286