Info
كنسرت

خیلی خوش گذشت
جای تمام مردم دنیا خالی
امشب رفتیم كنسرت گروه صمات ، میدونین صمات یعنی سكوت
سكوتی كه قبلا راجع بهش نوشتم و اینكه چقدر ارزش دوست داشتن داره و دوستش دارم
كار جالب و قشنگی بود از ده تا پسر و پونزده تا دختر و یه پیانیست كه دستاش رو وقتی میدیدم یاد فیلم پیانیست میوفتادم
مخصوصا پرده ی چهارم سنفونی بتهونشون
یه جورایی تو بعضی قسمتها پانتومیم رو هم قاطی كارشون كردن و اون فرار همه ی گروه از روی سن توی قسمت آخرش دیگه خیلی جدید و ناب بود
در كل من از همش خوشم اومد
سرود ای ایران و یار دبستانی هم كه جای خود داره
و آخر سر هم تجدید دیداری شد با تمام دوستایی كه قبلا دیده بودمشون
مهران ، علی به توان سه ، امیرحسین ، شروان ، كومچولو ، محمد جواد طواف ، نیمای تاریخ شفاهی و آقا تپله و ... (به عبارتی همه به جز یكی سبیل بودن!!!)
آخر سر هم با راننده ی رالی قرن یعنی مهران خان خودمون اومدیم تا پیچ شمرون و بعد كه با علی اینا خداحافظی كردم منتظر تاكسی شدم
یه پراید سفید جلوم ترمز كرد
طبق عادت كه راننده رو قبل از سوار شدن به صورت سراسری میبینم دولا شدم
یه پیرمرد با موی سفید كوتاه و ریش بلند تریپ پاپانوئلی پشت فرمون بود
یه پیرهن یقه آخوندی رنگ برف تنش بود و یه انگشتر با نگین عقیق خیلی درشت
به صورت اساسی حاجی بود و توی ماشین شدیدا بوی گلاب میومد
ولی بوی گلابش طوری نبود كه مثل همیشه دماغم رو بگیرم
تقریبا ملایم
خلاصه ما هم فكر كردیم مسافركشی میكنه با این هیبت
مسیر رو بهش گفتیم و گفت بفرمایید پسرم!
خیلی آدم باحالی بود
یه نوار هم گذاشته بود ولی بر خلاف انتظار روضه و نوحه نبود
یه آهنگ لایت كلاسیك !!!
بهش هم نمیومد
خلاصه برخلاف همیشه كه یا من مخ راننده رو تریت میكنم یا اون مخ من رو میخوره
این بار یك كلمه هم حرف نزدم و نزد و با هم به همون آهنگ كه انگار یكسره بود و قطع نشدنی گوش میدادیم ...
به آخر اون مسیری كه گفته بودم رسیدیم
گفتم بالاتر نمیرین؟
گفت چرا
بالاخره رسیدیم و طبق معمول گفتم ممنون هرجا امكانش باشه پیاده میشم
سر كوچه وایساد
گفتم چقدر تقدیم كنم؟
گفت صلوات بفرست پسرم !
...
این پسرم هنوز تو گوشمه
یه لحن خیلی خاصی داشت نمیشه گفت چجوری ولی از اونایی كه تا سعتها تو گوش آدم میمونه و به دل میشینه
خلاصه كه دمش گرم و برقرار باشه
ما هم خداحافظی كردیم و اومدیم تو كوچه كه دیدیم كلهم اجمعین كوچه خاموشه
و یك عدد زوج نر و ماده جلوی ما دارن با حفظ یه رابطه ی تنگاتنگ تو تاریكی یه كارایی میكنن...
اینم بگم كه چون كوچه مون یه جای خاصی واقع شده از این سوژه ها زیاد میبینیم (اسم كوچه هست عشاق!)
ولی این خیلی فرق داشت
واقعا خوشم اومد با ایكه دیدنم ولی انگار من براشون وجود نداشتم و كار خودشون رو میكردن
بعد اومدم خونه و دیدم كه كسی نیست
رفته بودن خونه ی عمو و ما هم شام رو رفتیم اونجا صرف كردیم
بعد از شام هم یه تاپ سواری حسابی
این آخری دیگه آخرش بود
یادش بخیر بچگی
و امشب همه چی خوب بود


پ.ن 1: خواننده ی اصلی سرود یار دبستانی رو آورده بودنش تو تلویزیون
آقای پدر هم باز چیز جالب دیدن و ما رو صدا كردن برای دیدن
یارو میگفت این تسبیح رو آقــــــــــا داده و كلی پاچه خواری رهبر رو كرد و خلاصه جالب ناك نبود
دیگه زیاد از خودش خوشم نیومد ولی شعر و آهنگ یار دبستانی همیشه محشره
اصولا آدم چاپلوس رو باید سوزوند (در نهایت آخر بی رحم و خفن ناك اینا)
پ.ن 2: تقصیر خودم كه نیست این موس سیمش قطع شده و با بدبختی ایمیل چك میكنم و میرم اینور اونور و حالا دیگه واقعا مصیبته
پ.ن 3: اما حُسن بی موس بودن اینه كه اینطوری كلی از ایرادهای سایتها رو هم میشه فهمید
مثلا توی همین پرگُلك دات كام وقتی میخوام با دكمه ی تب برم روی لینك بعدی میخورم به دكمه ای كه كنترل آهنگ رو سایتش رو داره و بعد روی همون دو تا گیر میكنم
فكر كنم مخصوصا اینكار رو كرده D:
اما یاهو هم برداشته روی قسمت ریپلای ایمیل یه منوی فریم گذاشته و با هیچی نمیشه رفت رووش
و متاسفانه حال این نریمان رو نمیتونم فعلا بگیرم (آقا گیر دادیا جنسیت من رو میخوای بدونی چیكار؟)

از طرفی كلی هم میشه لینك مخفی رو كه با رنگ پس زمینه نوشته شده كشف كرد

بیشتر كار با كلید TAB انجام میشه كه میشه با كنترل و شیفت تركیبش كرد
پیج آپ و دان هم كه معرف حضورتون هستن !
خلاصه دارم كلی وارد میشم اول تو میونبرهای ویندوز و بعد تركیب كلیدها
بد نیست
اون دوستانی هم كه وقتی اسمشون رو بردم نتونستم لینك بدم
دعا كنن یه موس خوب و ارزون گیرم بیاد تا زود تر اصلاح كنم پست رو

ارادت
پاینده باشید و سلامت
تابعد
لرد بی mouse


نوشته جناب Lord در تاریخ: February 7, 2004 1:27 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/289