1- پشت یه قاب بی نفس مثل اون پرنده كه دلش گرفته تو قفس
مثه یه حقیقت رفته به باد منو با خود میبره واسه ی رویا توی خواب...
2- این تیتر موضوع رو به جز هارد بخاطر تایتانیك هم نوشتم
چون هاردم الان دقیقا مثل تایتانیك شده و جك هم رفته زیر آب
هرچند اون my heart will go on بود ولی بی شباهت هم نیست
یه وقتایی هم اینطوری میشه
یعنی دیروقت (شایدم زودوقت) كه بلند میشی تا باهاش حرف بزنی
میبینی كه هارد پر
و در نتیجه كامپیوتر پر
و تمام چیزایی كه به ذهنت رسیده بود و نوشته بودی و تمام دانلودای این یك ماه و متن حرفات رو كه باهاش زده بودی هم پر شد
بعد در حالی كه خوشحالی كه همه ی اون حرفا رو تو ذهنت هم ثبت كرده بودی و انگار هیچ اتفاق با نمكی نیوفتاده این قوطی رو خاموشش میكنی...
و زیر لب میگی آرش كاش به اون پستت نخندیده بودم
اصولا مال دنیا ارزش حرص خوردن نداره
این چند روزه برای همین نبودم
اما خبر دوم راجع به خونه تكونی كه اصولا دوجوره
یا مثل خونه ی این همسایه بقلی ما كلاً تكونده میشه كه باید عرض كنم جناب لاست منزل نو مبارك یا مثل مال ما كه هفته ای یه بار همینطوری خونه تكونی داریم ، جزئی خونه تكونی میشه
این وسط یه اتفاقای جالبی میوفته
مثلا ممكنه آدم موقع پاك كردن شیشه بیوفته تو حیاط و صداش رو هم درنیاره
البته از طبقه ی اول!
یا موقع مرتب كردن كمد متوجه میشید كه مادرتون دو دست لباس نو از طرف شما به مردم بم هدیه داده و شما حق ندارید بابتشون ناراحت بشید.
یا اینقدر خسته باشه كه نفهمه چجوری پونزده ساعت میخوابه
یه وقتایی هم ممكنه آدم موقع شستن دستشویی دلستر بخوره (امیدوارم شما فرق توالت و دستشویی رو بدونین)
این جگوار خیلی بهتر از ایرانیای دیگست
3- اما آقا تو این فیلمای آبگوشتی زمان قدیم دیدین معمولا جاهلای مست در حال تلو تلو خوردن وسط خیابون دارن شعر میخونن و میرن؟
دیشب ساعت دوازده داشتم از سر میرداماد میومدم خونه كه یه همچین صحنه ای دیدم با این تفاوت كه جاهلا مونث بودن!
خیلی باحال بود و تأسفناك
سه تا دختر الدنگ بیست و خورده ای ساله كه حیفم میاد بگم ماه پری
لب لبِ تشنه ی ما میخوندن و بلندبلند میخندیدن و همونجوری تلو تلو میخوردن
خیلی برام جالب ناك بود تو ایران امروز و این حرفا...
امیدوارم سردردشون زود خوب بشه
ارادت
پاینده باشید وسلامت
تابعد
Lord