
وقتی با زبون احساست یك نفر رو دوست داشته باشی
و جواب احساس با منطقی داده بشه كه خیلی خشك باشه
خشكسالی توی اون احساس ریشه میكنه و تو سنگ میشی
وقتی به یكی بگی دوستت دارم و اون راجع به رد و بدل اطلاعات و درس حرف بزنه
تو سنگ میشی
شایدم كلوخ كه خورد شدنش خیلی راحت تره
خیلی بده نه ؟
یعنی شایدم براش سخت باشه كه با تو اینجوری برخورد كرده و خودش رو به خنگی زده
ولی لابد از تو خیلی عاقل تر بوده كه نگفته
تقصیر خودته كه یه طرفه دوست داشتی
امیر خان
رفیق شفیق
كلوخ خاك شده ی من
باید حدسش رو میزدی و تا آخر عمر راز دوست داشتن یه موجود ذی وجود سرد و منطقی كه مریم مقدسه و فقط به خدا فكر میكنه رو تو دلت نگه میداشتی
یه زمانی میخواستی زمینی نباشی
یادته میخواستی مثل اون باشی ؟
نتونستی زبون احساست رو كنترل كنی...
خنگ خدا میدونم كه حرفت از روی هوس نبوده
اما این تنها پیشنهادیه كه برات دارم
هرچند كه نوش داروی بعد از مرگ سهرابه ولی بالاخره مینویسمش تو سایت كه بقیه یادشون باشه همونجوری باشن كه ازشون توقع میره
وقتی بهت میگن ما تو رو فقط برای این میخوایم كه بهمون اطلاعات بدی و ما استفاده كنیم و باید با جنبه باشی
حق اینو نداری كه حرف احساس بزنی
به قول هدیه یه رباتی كه آب میده دست یكی برای اینكار برنامه ریزی شده
ربات لذتی نمیبره با اینحال بابت كارش شایسته ی تشویق كردن هم نیست
امیر عوض شو
جان من عوض شو
به یكی احساست رو ببخش كه بتونه اونم ابرازش كنه
بدون اینكه فكر كنه
احمق تو حتی عكسش رو هم نداشتی
یخورده فكر كن
فقط یخورده
اونوقت مثل یه هاپوی پشمالو پشیمون میشی و سر عقل میای
اصلا حیف نیست عیدت رو با این چیزا پر كنی؟
برو خوش باش بابا