Info
بازم سلمونی

شاید به خاطر اون كاغذ بی مزه ی طالع بینی ماهها باشه كه بوف كف سینی غذا میذاره
بعد كه خوندمش دیدم عجب خصوصیاتی داریم و خودمون خبر نداریم
یكیش این بود كه ما انسانی هستیم كه به وضعیت ظاهریمون اهمیت می دهیم !
تا اون موقع اینطوری نبودا
از وقتی خوندمش انگار بهم تلقین شد كه باید اهمیت بدم
در همین راستا از جلوی یه پیرایشگاه ! رد میشدم گفتم برم ببینم چجوریاس
یارو گفت تازه اومدین تو این محل؟
گفتم نه ، ما گذری هستیم ! (خوشبختانه اونجا کسی نبود بگه معنی بدی داره)
خلاصه چشمتون روز بد نبینه
اگه میخواست مو بكاره زودتر تموم میشد چون بنده دقیقا دو ساعت و پنج دقیقه رو صندلی بودم و این آقا در كمال آرامش مشغول اصلاحات بودند
خلاصه حسابی ماتحتمون خواب رفت و خودمون هم مشغول چرت زدن بودیم كه دیدم یارو داره پارچهه رو از بیخ گردنمون باز میكنه و میگه بفرمایین اونور (كه كلهه رو بشوره)
ما هم گفتیم گولبولت میریم خونه و این شامپوا به سرمون نمیسازه
برای اولین بار ولخرجیمون هم تو سلمونی زد بالا و در كمال سخاوت انعام هم دادیم !
خلاصه كه گذری نرید سلمونی كه سلمونیه هم گذری .... به سر شما


نوشته جناب Lord در تاریخ: April 10, 2004 3:11 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/343