غربت و خلوت و فال حافظ
و چه فرخنده شبی طولانی
میخوام یه كارایی بكنم
همه میگن چی تو سرته؟
یه چیزاییه كه هیچ ربطی به این نوشته هایی كه اینجاس نداره
این آخوندا رو كه دیدین آخر حرفاشون همیشه یه گریزی به صحرای كربلا و عاشورا میزنن
كلاسای این ترم ما همه ی استادا یه گریزی به درس تنظیم خانواده میزنن
هرچند نصف درسامون به همون مربوط میشه ولی دیگه نه اینقدر
آخه تازگیا گریزش خیلی شده (یه چیزی تو مایه های استریل گریز از مركز !!)
راستی استاد تنظیم خانوادمون مجرده ها (35 ساله ، خوش تیپ و پدر سوخته و سه نقطه)
كسی پایه ازدواج نیست؟
كلی هم جك و دلقك بازی بلده D:
امروز میگفت یه ... (البته سر كلاس گفت تركه ها) میره دكتر میگه آآی دهتر ما بَچَه دار نَمیشیم
دكتره میگه چند وقته ازدواج كردین
میگه والا ما یه هفته س كه عروسی كردیم
دهتره: الاق ، مگه مایكروفره
بچه ها : هاهاهاها
ما هم الان مشغول یه چیزی تو همین مایه هاییم
بفرما...