Info
One moment

اما لحظه ای رسید
لحظه ی پریدن و رها شدن
میون بیم و امید
لحظه ای كه پنجره
بغض دیوارو شكست
نقش آسمون صاف
میون چشاش نشست
مرغ خسته پر كشید و افق روشن و دید
تو هوای تازه ی دشت به ستاره ها رسید
لحظه ای پاك و بزرگ
دل به دریا زد و رفت
با یه پرواز بلند
تن به صحرا زد و رفت

نوشته جناب Lord در تاریخ: June 6, 2004 3:06 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/389