حراج دختران چه ایرانی و چه غیر ایرانی در فجیره امارات متحده عربی سر و صدایی به پا كرد
اما جنبه ی ایرانی بودن عده ای از این دختران برای جمهوری اسلامی ایران كه كشوری سراسر ادعاست كمی خطرناك است ، یا بهتر بگویم كمی مشكل ساز
هم از نظر سیاست خارجی و دیدگاهی كه اتحادیه اروپا نسبت به ایران دارد و هم تجارت شرق
به هر حال رگ غیرت عده ای از مدعیان برامد و فریادی شبیه وا اسلاما نیز به هوا بلند كردند غافل از این نكته كه چرا؟
براستی چرا دختران ایرانی با میل و رغبت به چنین بازارهایی تن می دهند؟
جوابش محتاج بودن است
و قاعدتا منظور از این احتیاج ، یك شهوت كور نیست بلكه همان نیاز مالی برای امرار معاش است
ظریفی با لبخند می گفت مشكلی نیست و ارز هم وارد كشور می شود و به نوعی صادرات غیر نفتی است
اما صورت مسئله كجاست؟
صورت مسئله پاك نشده است ، همین گوشه و كنار است و كمی باید دقت كرد تا آن را یافت
این خروج از كشور با نوع دیگر آن كه خروج نخبگان است ، نسبت مستقیم دارد
مراكز تفكری كه میتوانند مشكلات كشور را با پیشنهادها و راهكارهای اقتصادی و سیاسی خویش از پیش رو بردارند از كشور برای زندگی بهتر خارج می شوند حداقل از نقطه نظر خودشان ...
مقصد جایی است كه برای سخن انسان ارزشی قائل باشند و احترام متقابلی برقرار باشد و برای دانشمندان ابزار و امكانات برای پیشرفت علمی فراهم باشد و برای سرمایه گذاران امنیت مالی برقرار
اینان می روند و سطوح پایینی كه دست به جایی ندارند نیز در فجیره متوصل به شیوه هایی می شوند برای زندگی بهتر كه البته خلاف عرف و شرع و اخلاقشان است...
عده ای ثروتهای این مرز و بوم را در انحصار خود گرفته اند و چپاول می كنند
و عده ای دیگر چون كبك سر در برف كرده اند و می گویند اوضاع بر وفق مراد است
این مراد چیست یا بهتر است بگویم كیست؟
بگذریم
تنها این نكته را ذكر میكنم كه سیاست مانند بازی شطرنج است
وزیر بیشترین حركت را دارد و شاه ...
وزیر اشتباه حركت كرده است
از دو قلعه ای كه می خواهند شاهش را كیش كنند غافل است و این باعث می شود بازی را ببازد یا در آخرین لحظه از صحنه بگریزد...
بازهم بگذریم؟
باشد
دیگر اینگونه نخواهم نوشت