Info
خواهد شد

جوانمردی از عرفا به راهی می شد
زنی در چشمانش نگریست و عاشق او گشت
به دنبالش به راه افتاد و گفت من دلباخته ی شما شدم
می شود به خانه من بیایید
عارف گفت به خانه ات برو ، خواهم آمد
زن نشانی را داد و رفت
عارف ساعتی بعد با كاسه ای در دست و چهره ای خونین رسید
مرد گفت : این است آن چیزی كه تو دل به آن باختی
كاسه را به نزد زن انداخت و رفت
چشمانش درون كاسه بود

   
  


نوشته جناب Lord در تاریخ: July 15, 2004 3:39 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/419