فیلمهای چارلی چاپلین را كه نگاه كنید پلیسهایی را سر چهار راه میبینید كه با باتوم وظیفه ی برقراری نظم را ایفا میكنند
برای اینكه مردم از چراغ قرمز عبور نكنند یا از خط كشی عابر پیاده رد بشوند و مقررات شهر نشینی را رعایت كنند و متمدن و با فرهنگ باشند
بعد از آن همه سال
تهران امروز شاهد نیروهای ویژه ایست كه به بهانه ی جلوگیری از اغتشاش و شورش مردم (و نه برقراری نظم) و گرفتن موتور سواران متخلفی كه كارت موتور یا كلاه ایمنی و گواهینامه ندارند و سالروز هجده تیرماه (كه بیشترش به خاطر همین بود) سطح شهر و چهار راه ها را گرفته اند
مردم با دید نفرت به اینها نگاه میكنند (درست مثل نگاه چارلی چاپلین)
اما دید نفرت مردم ما به خاطر مسائل سیاسی هم هست
و باز هم حضرات بالا مثل لحظه لحظه ی این پانزده سال اخیر اشتباه كردند
اول به خاطر استفاده از نیروهایی كه در محیط كاملا نظامی تربیت شده و برخورد اجتماعی ضعیفی با مردم دارند و این میتواند به خاطر دیدن دوره زندگی در شرایط سخت باشد و اینكه اغلب اینها سربازهای دیپلم یا زیر دیپلمی هستند كه از شهرستان های دور اعزام شده اند
دوم به خاطر نوع لباس مخصوص این نیروهاست كه در روانشناسی نظامی این نوع لباس دو نوع كاربرد دارد
1- Camouflage یا استتار و مخفی شدن از دید دشمن در محیطهای جنگلی
2- Awesome یا ایجاد رعب و نا همگونی روانی به خاطر رنگها و نقشهای درهم
سوم اینكه تجهیزات و وسایل ضد شورش كه همراه این نیروهاست خود به خود همراه با حس سركوب حس تحرك را نیز تحریك میكند
(باتومهای جدید موسوم به طرح تونفا و دستبندهای كابلی كه با افتخار عرض كنم محصول اسرائیل است و اسپری های گاز خردل و فلفل!)
خب كاملا طبیعیه كه با دیدن چهره ی سوخته ی این افراد خشن و این هیبت و وسایلی كه همراهشونه ، خود به خود یه حس نفرت و انتقام درون مردم به وجود میاد
حتی یكی كه پول تلفنش رو نداده و مخابرات تلفنش رو قطع كرده هم با دیدن این سربازها هوس میكنه بهشون فحش بده!
كه باز هم نمیشه گفت تقصیری داره !!
اما میشد از لباس دیگه ای یا از افراد دیگه ای استفاده كرد
(مثل همین پارك بان ها كه جدیدا كار پاركومتر رو انجام میدن!)
یا كمی در رسانه ها تبلیغ كرد
به هر حال این راهش نبود
اما یه خوبی كه داشت این بود كه دیگه میشه با خیال راحت از خیابون رد شد
البته با نود و نه درصد احتیاط !
كاش كمی با مردم مهربان باشند
مردمی كه در معاششان مانده اند و همین موتور درامد خانه شان است
مردم بدبختی كه روی دریای ثروت با شكم گرسنه میخوابند
و فكر میكنند كه خدا این را برایشان مقدر ساخته
مردم بیچاره
به هر حال صلاح كار كجا و من خراب كجا
ببین تفاوت ره كز كجاست تا به كجا
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون كسی نیافت صلاح
آره قربونش