Info
توبه نصوح

نصوح مردی بود كه چهره و صدایش مانند زنان لیك شهوت كامل و بیدار بود
در حمام شهر ، زنان را می شست و كیسه می كشید و از این راه كسب رزق و هوس می كرد و كسی از این داستان خبری نداشت
بارها خواسته بود از این كار دست بكشد و به درگاه خدا بازگردد و هر بار توبه و عهد و پیمان میشكست و باز هم ادامه می داد
دختران خسروان را زین طریق خوش همی مالید و میشست آن عشیق
...
به نزد پیری از عرفا رفت و از او خواست تا برایش دعا كند
پیر تبسمی كرد و گفت خداوند توفیق این كار را به تو می دهد

تا اینكه یك روز دختر پادشاه به حمام آمد
از قضای روزگار گوهری از  دختر حاكم در حمام گم شد
پس درها را بستند و گفتند كه همه باید عریان شوند و نصوح را از روى احترام مجبور به عریان شدن نكردند
با این حال خطر آنچنان نزدیك بود كه حد نداشت
رنگ از روی نصوح رفت و ضعف تمام وجودش را گرفت زیرا خارج از اینكه آبرویش می رفت محكوم به اعدام هم می شد
آن‏نصوح ازترس شد در خلوتی
روی زرد و لب كبود از خشیتی
پیش چشم خویشتن می دید مرگ
سخت می لرزید بر خود همچو برگ
گوشه ای با خدا خلوت كرد و به عجز و لابه و ناله و درآمد كه خداوندا بارها برگشته‏ام
توبه ‏ها و عذرها بشكسته‏ام
ای خدا آن كن كه سزاوار تو است و خلاصه غلط كردم
در همین حین به نزد او آمدند و گفتند كه همه عریان شدند و گوهر پیدا نشد و باید كه تو هم عریان شوی
نصوح از حال رفت و روح از تنش خارج شد
آن گوهر پس از لحظه ای در كف حمام پیدا شد
نصوح به هوش آمد و همه برای عذر خواهی از او به دستبوسی اش آمدند
دختر پادشاه هم پیغام فرستاد كه فقط نصوح باید او را بشوید
اما این بار نصوح عهدی بسته بود و تلخی مرگ را حس كرده بود و قدرت بازگشت به سوی ناپاكی را نداشت
بسان شیری كه از پستان حیوانی خارج می شود و بازگشتی در او نیست
نصوح از حمام رفت
شب تا صبح را به تزرع و ندامت و زاری به درگاه خدایتعالی و بیزاری از گناه می گذراند و صبح تا شب را به كار سخت در بیابان و كوه
با پای برهنه سنگ بر پشتش حمل می كرد و استغفار می گفت
توبه ای كردم حقیقت با خدا
نشكنم تا جان شدن از تن جدا
بعد آن محنت كه را بار دگر
پا رود سوی خطر الا كه خَر

<----==پی نوشت==---->
1- یاد یه داستانی از دفتر پنجم مثنوی افتادم گفتم بد نیست بنویسمش
هم یادآوریه برای خودم هم كه جالبه
فقط محض جالب بودن كلام مولانا و مثنوی بود و نه هیچ چیز دیگه
2- محسن مخملباف هم یه فیلم به همین اسم (توبه نصوح - 1361) ساخته
هرچند سیاسی
3- تو قرآن هم یه جایی كه یادم نیست میگه یجوری توبه كنین كه مثل نصوح باشه
عربیش هم با اینكه یادم نیست اینه! D:
«یا ایها الذین آمنو توبوا الى الله توبة ‏نصوحا»
این شد نوشتمش

از قول یكی از بروبچ:
ولی حالا كی میخواد عمل كنه؟
هر موقع انگشتره گم شد و تو مخمصه افتادیم
تازه بازم وقتی خطره بگذره باز گذشته دیگه
بیخیال
توبه مال شصت سال به بالاس...
تازه مگه ما چیكار كردیم ؟
ای بابا
نه رفتیم حموم زنونه برای دخترا سنگ پا بكشیم
نه كه آدم كشتیم
گناه گندهمون اینه كه بگیم رئیس نیس!

 


نوشته جناب Lord در تاریخ: August 12, 2004 7:18 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/445