
پخش سری جدید سینماچهار به علت حمله ی نیروهای آمریكا به نجف و هتك حرمت بارگاه امام علی به هفته ی آینده موكول شد و به جاش فیلم غلاف تمام فلزی رو نشون دادن كه احساسات ضد آمریكایی برانگیخته بشه و ملت بفهمن كه آمریكاییها در باتلاقی به نام ویتنام گرفتار شده بودن و خیلی آدم كشتن و خیلی بد هستن و اگر بیان ایران واویلا میشه و البته با اون همه تجهیزات یه دختر بچه ویتكونگ میتونه از پا درشون بیاره كه آخر سر هم كشته میشه و الانم تو عراق و افغانستان همینطوریه و این حرفا
و از اونجایی كه خطر خیلی نزدیكه و در راستای اینكه درصد امید زندگی در ایران رشد منفی و معكوس داشته و معلوم نیست تا كی زنده باشیم و به جهت برخورداری از لذایذ زندگی كه همانا یكی از آنها دیدن فیلم است ؛ ما مجددا برای بار پنجم نشستیم این فیلم محشری كه ساخته ی استاد مرحوممنون استنلی كوبریك بود رو دیدیم
دو بار هم كه زبون اصلیش رو دیدم و مجموعا می شه هفت بار (بتركه چشم حسود)
ولی عمرا فیلمی به ركورد یازده بار "شهرفرشتگان" برسه!
اما غلاف تمام فلزی فیلمی است جنگی به مفهوم واقعی فیلم
از بحث فلسفی و دیالوگهای معركه ی سربازها گرفته تا جوكری كه روی كلاهش نوشته قاتل بالفطره و روی سینه ش نشون آزادی زده تا دوگانگی رفتار آدمیزاد رو نشون بده همش آدم رو میخكوب تلویزیون میكنه بعدش هم كه نه نخود می ریزن ، نه حاجی داره ، نه سید ، نه خرچنگ بازیه و نه الكی خمپاره عمل نمیكنه و نه كسی ضد گلوله س و فقط عراقیها میمیرن و ...
انگار آدم تا آخر با تمام بازیگرا زندگی می كنه
و من حیث المجموع فیلمی است در خور ستایش
اگر بگذریم از فیلمایی مثل دیده بان و مهاجر كه یخورده میشه رووشون حساب كرد ، باقی فیلمای جنگی ایرانی اونقدر تصنعی و اسطوره ای ساخته شدن كه به هیچ وجه برای مخاطب امروز جذابیت كه نداره هیچ ، دلزده ش هم میكنه
=====================
فردا یك هفته زندگی تنهایی تموم میشه و خانواده از سفر بر میگردن
راستش این یه هفته فرصتی بود برای یجور زندگی خاص به روش رابینسون كروزوئه
نمیشه گفت خوش گذشت ولی خیلی چیزا برام روشن شد
می دونی چیه نصف این فیلمای دنیا راجع به یه چیز ساخته شده
چیزی كه بهش میگن " اراده ی آزاد " یا همون Free will
لااقل برداشت من اینجوری بوده
به هر حال جمله ی خواستن توانستنه هم بعضی وقتا همچین باعقل جور در نمیاد
وگرنه خیلیا بودن كه خواستن ولی نتونستن
باید پشتش یه همت قوی باشه یا یه نیرویی كه طرف رو هلش بده كه بره جلو ، یه نیروی انرژی زا یا یجور ایمان
ایمان به خدا یا ایمان به شیطان
مهم وجودشه چون هر دو نوعش رو دیدم
یكی با نورش قدرتمنده و یكی با تاریكیش
حالا ارادهه اگر روی با هم بودنه و یه همچین ایمانی به نور هست كه فبها
اگر هم كه نه ... هیچی
فقط خواستم ثبتش كنم به وقت بی خبری