Info
خواص عوام و عوام خواص

راستش یه چیزی امروز به فكرم انداخت كه یخورده فكر كنم
با یكی از بچه های دانشگاه سر عوام و خواص حرف میزدم
اینكه این عامه ای كه راجع بهشون حرف می زنم چه بخشی از جامعه ی ما رو میسازن؟
واقعا من كه این همه عوام و خواص میكنم خودم رو باید جزء كدومشون به حساب بیارم؟
عوام یا خواص؟
بعد طبق معمول نشستم به تعریف سازی
همچین بد هم نشد:
عوام به تعبیری عامه ی مردم هستند كه سطح معلومات پایینی دارند و تحلیلی كه از مسائل و مشكلات و اعتقادات و به طور كلی زندگی دارند ، به نحوی سطحی و بدون آگاهی عمیق و از روی عادت، اجبار و گاهی خرافات است

اما یخورده كه دقت كنین می بینین از دهن همین عوام بعضی وقتها یه چیزایی میشنوید كه صد تا افلاطون هم جمع بشن نمیتونن شما رو اینجوری به فكر بندازن

خواص هم كه خب خواصند
تعداد كم و محدودی از افراد در جامعه به این گروه تعلق دارند
افرادی با سطح معلومات و دانش بالا كه از مسائل پیرامون آگاهی و دركی عمیق دارند

تو این گروه هم كه دقت كنین بعضی وقتا آدمهایی رو می بینین كه شعور دارند ولی نمی فهمند یا بر عكس می فهمند ولی شعور ندارند

اما اینكه معمولا قائده بر این امر استوار بوده كه خواص از دل عوام بیرون میومدن و امروز با پیشرفت تكنولوژی و فناوری اطلاعات سطح آگاهی عمومی به میزان چشمگیری بالا رفته و در نهایت مثل گذشته نمیشه بین عوام و خواص یه خط فرضی مشخص كشید و به اون صورت طبقه بندی كرد پس چجوری عوام از خواص مشخص میشن و بالاخره خودمون جزء كدومشونیم؟

به نظرم انتظاری كه از خودمون داریم اینه كه باید از خواص باشیم
یه حس درونی یا یجور خودخواهی و خود برتر بینی به ما میگه تو بالاتری و بیشتر از بقیه میفهمی
احساس خاص بودن میون یه عده آدم كه فكر میكنیم همشون عوام هستن و خوشحالیم كه با اطلاعات و به اصطلاح علم و دانشی كه به هم زدیم و آش شله قلمكاری كه تو ذهنمون از دانسته ها ساختیم حرفی برای گفتن داریم و میتونیم یه چیزی رو ثابت كنیم
اثبات یك من بزرگ

چی باعث میشه اینجوری بشه؟
و یه سوال دیگه اینكه چرا تو خلوت اینجوری نیست و فقط جلوی دیگران و جلوت این احساس به آدم دست میده كه خودش رو ثابت كنه؟
همه متفق القول قبول دارند كه دوران كودكی بهترین دوران زندگیه و دوست دارن برگردن به دوران كودكیشون
به یه بچه كه نگاه كنید میبینید هیچ چیز خاصی جز معصومیت نداره
حركاتش از قبل تعیین نشده و حتی بعضی اوقات تعریف نشده و ناشیانه نشون میده،حرفاش هم به هكذا
یه بچه در نهایت سادگیه چون چیزی برای از دست دادن نداره
ولی ما داریم...
خلاصه همه به طرف زمان بچگی میل دارن اما نمیتونن به طرفش برن و خوش به حال كسانی كه تونستن برن و در عین عام بودن از خواص بودند بدون انكه بخوان چیزی رو ثابت كنن
ما اگر نمیتونیم مثل كسایی باشیم كه چیزی برای از دست دادن ندارن لااقل از كسایی باشیم كه اهدا كننده و بخششگرن
یه لبخند زدن و یخورده خاكی بودن كار سختی نیست و از پرستیژ كسی هم كم نمیشه
اینقدر خودگیری نكنین بهتره
یعنی اون من رو كه میخواد ثابت بشه رو وقتی فقط نگاهش كنید میبینید آنچنان ارزشی هم نداره


تو این چند وقته (از سفر شمال تا حالا) حتما دقت كردید كه زیاد كانكت نمیشم غیر از روزی یه ربع ساعت برای چك میل
راستش خارج از این كامپیوتر داره یه اتفاقاتی میوفته برام كه شاید بعدا نوشتمشون
یه چیزایی داره روشن میشه
هر روز روشن تر

خدا گر ز حكمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری

ارادت
خوش و خرم و سلامت
تابعد


نوشته جناب Lord در تاریخ: September 16, 2004 1:21 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/466