دیر زمانی است که زنان به دنبال پاك مردانی هستند آوازه خوان و مردان به دنبال مادینه فرشته خویانی سپیدپر که رقص کنان آواز محبت و نیكی سر دهند و از کینه ی مادرزاد سخنی نرانند
روحشان ترنم باران باشد و قلبشان آکنده از طراوت بهاران
اما هزاران هزار افسوس که نه اینان آنان را می یابند و نه آنان اینان را
زیرا كه نه مردی یافت شود آوازه خوان و نه زنی بدان گونه آب سیرت
و من
تنها آرزویم یافتن انسانی بود كه عاقبت در خود یافتم
خود خواهم شاید
و غرور به حتم بزرگترین گناه است نزد شیطان
اما اكنون خواهان آنم كه اگر دست نیافتنی اش یافتم
خاموش مانم و صبور
نه خود را آزار دهم نه كسانم را و نه او را
خواهان نیستم
مرا خوانده اند بدین وادی سرگشتگی
هست هایی هست كه همیشه هستند حتی اگر ناپدید باشند
امید هم از همان هست هاست
همیشه پایدار خواهد ماند در من
حتی اگر روحم دیگر بدنی برای سكنی نداشته باشد، باز هم این امید است كه تا راز جاودانی آسمان ادامه می دهد