آقا اگر كسی احیانا بنده رو در اقصی نقاط دنیا همراه یك، دو، سه و یا تعداد بیشماری دختر با تركیب بندی و وجنات دانشجو جماعت دیده بیاد به خانواده اطلاع بده و مژدگانی دریافت كنه!
این یه هفته ما شدیم مثل این خانومای مطلقه كه از چشم زنهای فك و فامیل میوفتن و همه راجع بهشون فكرای ناجور میكنن
عجب گرفتاری شدیما
شده قضیه ی آش نخورده و دهن سوخته
حالا بگذریم كه ما جای دیگمون سوخته بابت این جریانات
نمیدونم این خدا ورداشته چند تا از رو ما بدون اجازه كپی گرفته و پخش كرده تو تهران و همشون هم مشغول عیاشی به صورت كثیف بودن كه مشاهده شدن
شیطونه میگه را بیوفتم هر كی رو دیدم شباهت تقریبی بهم داره ناكار كنم
اولیش هم این سیبل جان ترك كه امروز تو تاكسی از ته گلو هی اولوم اولوم میكرد
وقتی قضیه جدیه و تو بخوای شوخی بگذرونی یه همچین برداشتی هم حق دارن داشته باشن
یعنی اولی رو كه با خنده زیر سیبیلی رد كنی همینجوری میشه كه روی جماعت زیاد میشه و بعد باید خره رو بیاری و باقالی رو بار كنی
راستش اگر واقعیت هم داشت زیاد برام مهم نبود ولی چون در كل دارم به بی آبرو كردن خانواده در مجامع عمومی و خصوصی متهم میشم درحالی كه عین این بچه مثبتا سه روز میرم دانشگاه و فقط وقت سر خاروندن دارم و از یه طرف دیگه هم سه روزم با شركت مشغوله خیلی به آدم فشار میاد
میگم حالا خوبه پسرم ... بیچاره اون دختری كه همزاداش رو با پسرا ببینن
اونم تو یه همچین جامعه ی مزخرفی
ترجیح میدم فعلا فقط بخوابم یا این هدفون كلفته رو بذارم و زبان گوش كنم كه صدای اطراف و اكناف و اشخاص رو به هیچ وجه من الوجوه نشنوم بدین جهت كه اصولا شما پسر پیغمبر هم كه باشید باز اینا یه موضوعی برای گیر دادن پیدا میكنن
اگر هم پیدا نكنن ، تهمت و افطرا علیه شخص مقابل به قصد تشویش اذهان خصوصی همیشه هست
پ.ن (اعتراف): یاد اشتباه اردیبهشتم افتادم كه با چهار فروند از بچه های بلاگستان زمان نمایشگاه كتاب قرار گذاشتم و رفتم و بعد یه آشی برامون پختن كه بیا و ببین!
البته در حال حاضر كه خودم رو بایكوت كردم باید بگم؛ نیاونبین
راستش تا حالا فكر میكردم بعضیا عقلشون به چشمشونه
الان به این فكر میكنم كه بعضیا هم معلوم نیست عقلشون به كجاشونه