Info
جمعه های سریع

امروز فواد رفت سربازی
بهترین دوست و رفیق شفیقم رفت تا دو سال از بهترین سالهای زندگیشو نمیدونم چیكار كنه!
جمعه هم كه باز مسیر اوسون بود و برف و ما و صحبتای مفید و بحثای فلسفی ِ با نتیجه و بی نتیجه و مقدار معتنابهی باز شدن ذهن.
اصولا نشست و برخاست با بزرگانی كه مدركای خفن با اسمای سخت سخت از جاهای گرون دارن یا شركتای معظم دارن یا تو شریف تدریس میكنن و یا دانشجوی شریف و امیركبیر بودن و هستن و خواهند بود و خیلی باحالن، باعث انبساط خاطر و احوال آدم میشه و به مقتضای كشش، میشه خیلی خوب از این فضای محشر استفاده كرد
یعنی آدم میگه بلكه یه دستی هم به سر ما بكشن
البته یه وقتایی هم ما یه دستی به سر اونا میكشیم!
جای مجید و علیرضا خالی بود
فعلا بگذریم