به همه چیز بی رغبت شده ام
الكی حالم خوب نیست
شایدم خستگی شب بیداریایی باشه كه
بدون ... سپری میشه و صَرف این تحقیقای مزخرف دانشگاه شده
كه میدونم استادا میذارن زیر قناریاشون و یه نیم نگاه هم محض رضای خدا بهش نمیندازن
نمیدونم
شایدم به خاطر این كتابا باشه كه بهم دادن و اول فكر كردم
فقط جلدشون زرده
حالا میبینم محتواش هم زرده
آدم یاد زندان گوانتانامو میوفته
شایدم توالت
اه
به هر حال اینجور كلافگی یه دردیه كه نقطه ی مشخصی رو تحت فشار نمیذاره
دردی هم كه آدم ندونه از كجاست، قابل تشخیص و در نتیجه درمان نیست
و بهتره آدم بره بگیره بخوابه