اكثر رانندگان تهرانی برای آگاهی از وضعیت ترافیك و حداقل گوش دادن به چند آهنگ
مزخرف در مدت زمانی كه طی ِ مسیر میكنند، موج گیرنده ی خودروی خود را بر روی رادیو
پیام تنظیم میكنند.
اطلاع رسانی صحیح نیز از وظایف غیر قابل انكار هر رسانه و دستگاه مسئول است
چیزی كه متاسفانه از بالاترین درجه تا نازلترین درجه در این مملكت از رعایت آن سر
باز میزنند همین اطلاع رسانی درست است (به علاوه ی هزار و یك چیز دیگر)
امروز - گوینده ی رادیو پیام - یك هوای برفی: در مسیر شرق به غرب بزرگراه همت ورودی
مدرس شاهد ترافیك سنگین هستیم و آروم برید و فلان و بیسار ... دیم
دیریم دیری دیریم دام دام...
و این در حالی بود كه ما با سرعت نود و پنج تا به سمت دانشگاه در حركت بودیم و
گوشهامون در نهایت حیرت چهار تا شده بود
خلاصه اینكه اطلاع رسانی دروغ باعث میشه مشكل ترافیك اینطوری حل بشه
كاش چند روز پیش هم یه همچین اطلاع رسانی در كار بود كه من یك ساعت تمام درست تو
همین نقطه علاف نشم كه وسط ترافیك تاكسیه تصادف كنه و من ِ بیچاره تو اون بارون
بدون چتر هِلِك و هولوك وایسم كه آیا یه ماشینی نگه داره (واقعا بارون بزرگراه اصلا
رمانتیك بردار نیست)
بعد هم به جلسه ی امتحان دیر برسم و بیشعورا* نذارن امتحان بدم و مجبور بشم یه درس
دو واحدی نازنین رو كه مطمئنم كمتر از بیست نمیشدم رو حذف كنم )):
ولی حالا با این نوشته فكر نكنید كه هر موقع خبر ترافیك رو میدن دارن دروغ میگنا
یحتمل امروز بچه ی گوینده امتحان داشته
توضیح تیتر : اصولا از تیترای قلمبه و مسخره ای مثل تیتری كه برای این پست میزنم
خوشم نمیاد ولی خب قشنگه!
توضیح * : منظورم از بیشعورا* شخص ضیغمی بود كه به عنوان رئیس دانشگاه و جهت احترام
جمع بستم!
آخه مرتیكه ی الدنگ همزمان با من چند تا دختر هم اومدن و اونا رو فرستاد سر جلسه و
گفت شرایط شما فرق میكنه و خلاصه ماهپریا لابد یه سر و سری باهاش داشتن و مای
پشمالوی ِ بیریختو میخواد چیكار ؟!
بیت : به ما كه رسید ... الاغه زایید!
بیخیال
17 واحد این ترممون شد 15 تا !
ترم دیگه 24 تا میزنم تو گوشش ؛ اونم توو 2 روز !
و این اتفاق باعث شد ما كه در شهری مثل تهران بوق میزنیم دو ساعت و نیم زودتر راه
بیوفتیم كه بیشعورا نتونن حالمون رو بگیرن
ولی خب به دلداریای بعدش می ارزید!
پوفففففففففف
چه دل خوشی داریم