به جای خوندن عقل سرخ سهروردی نشستم به صورت بسیار بی جنبه گرایانه ای آرشیو وبلاگ خصوصی مردم رو میخونم و زیر و رو میكنم و انگار نه انگار كه حریم خصوصی ملت محترمه و خوشم هم میاد!
بعد خیلی مفتضحانه امروز بعد از عمری بلند شدم برا خودم چایی درست كردم!
بعد در كمال ناباوری چایی خوردم
بعد جالب بود كه چائیه چسبید
حالم هم خوب نیست
دیروز تا دیر وقت توو كوه مونده بودم
فكر كنم سرما خوردم
یجورایی هم قاطی كردم
آخه آدم عاقل چایی میخوره؟!
آخه آدم عاقل ساعت سه صبح میاد خونه؟!
بعد هم اینكه صد و بیست و ششمین نفر اسم من بود
دیگه؟
هیچی دیگه
فكر كنم هیچ كس نفهمید
منتظرم ولی خب هنوز قورباغهه هضم نشده!
اه