Info
جوان ناكام

اون قدیما كه زمستون میشد، دوست داشتم وقتی صبح بلند میشم و پرده اتاق رو كنار میزنم زمین سفید باشه و پر از برف
الان یه هفته ای هست كه هر روز همینطوریه
با 41 درجه و نیم اُشر تب باز همونجوری كیف داره
چشمام ذوق ذوق میكنه و سینوسام درد
گوشم دینگ دینگ میكنه و كله م بنگ بنگ
حالم هیچ خوب هست!
به هر حال اگر دیگه اینجا پستی ندیدید بدانید كه ما دار فانی را الوداع گفتیم
بعد الكی ننویسین جوان ناكام
هر كی صفحه وسط شناسنامه ش سفید بود كه ناكام نیست!
همینكه قورباغه رو یه تست هم بزنی از ناكامی درومدی!
بنویسید تلخ كام یا یه چیزی تو همین مایه ها
خدایش رحمت كند و دیدار به قیامت


نوشته جناب Lord در تاریخ: February 13, 2005 7:05 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/589


نظرها:
1-

نترس نميميری مردن خيلی شانس ميخواد.
خودت که ميدونی ما هممون شانسمون يجا گير کرده. نميگم کجا، چون زن و بچه مردم از اینجا رد ميشن.


نوشته جناب این يک زن است در تاریخ February 13, 2005 7:14 AM

2-

امیدی به مردنت هست؟!


نوشته جناب دنیا در تاریخ February 13, 2005 2:31 PM

3-

دقت كردي يه وقتهايي آدم ميگه نوش جون ولي منظورش اينه كه كوفتتون بشه؟
خواستم بگم منم هستم.


نوشته جناب kaj در تاریخ February 15, 2005 8:29 PM


نظر شما