دو روز بعد از تحویل سال، تازه احساس میكنم حالم عوض شده و اصلا هم بهتر نیست و همچنان دپرسانه نشستم وسط اتاق و كشوها رو ریختم بیرون و مثلا دارم تمیزكاری میكنم و آت و آشغالا رو میریزم دور و صدای ونگ زدن بیژن مرتضوی بلنده كه موبایله وق وقش درمیاد ...
صدای حمید اونور خط جیغ میزنه و میگه سلاااااام!
به این فكر میوفتم كه یه مشت خل و چل جمع كردم دور و بر خودم و اسمشونم گذاشتم دوست و رفیق و هر كدومشون كه زنگ میزنن، با یه نمونه جدید از نسل ِانسانهای نادر برخورد میكنم كه هر كدوم با قبلی زمین تا آسمون فرقشه و نمیدونم چه مرضیه كه دور و بریام فكر میكنن همه ی این زنگایی كه میخوره صدای یه ماهپری پشتشه كه قراره مخ منو بزنه از بس تحفه م!
چی داشتم میگفتم؟
آها
بعد از اینكه یخورده به آرامش دعوتش میكنم میگه ببین ... الان یه تصادف دیدم و یاد تو افتادم و اینكه هنوز عید رو بهت تبریك نگفتم!
و من خوشحالم كه توی این وضعیت اسفناك یكی پیدا شد كه ازم چیزی نخواد و كار خاصی نداشته باشه و فقط بخواد حالمو بپرسه و به احمقانه ترین بهانه ی موجود زنگ بزنه و بگه عیدت مبارك
من خوشحالم كه هنوز به همین راحتی و در عرض چند ثانیه حالم پشت و رو میشه و تا اون حد سفت و غلیظ نشدم كه همه چی رو شكل پیله ببینم و اونقدر فرو برم توی خودم كه یادم بره پنج ساعته الكی نشستم وسط یه عالمه خرت و پرت و بدون هیچ كار خاصی فقط دارم فكر میكنم
آره خب
بازم خدا رو شكر كه هر وقت بخوام میام توی این مملكت دیجیتالی و كلی وبلاگ و سایت و نامه و آفلاین جورواجور میخونم و كلی عكسای خنده دار و گریه دار میبینم و اینكه توی دنیای واقعی كی هستم و چیكار میكنم، برام كمرنگ میشه
راستی این چند وقته چند تا فیلم جالب و رابطه دار با حال خودم دیدم
باترفلای افكت و سیكرت ویندوز، حول آدمایی میچرخن كه محبوس قفس شخصیتها و خاطراتشونن
فیلمایی كه یجورایی از نظر من توی دسته ی فیلمهای سایكولوژیك قرار میگیرن و روانشناسای مسخره دوست دارن رووشون نظر بدن
راستش اصلا دوست ندارم فكر كنم این داستان یا این بازیگر چقدر شبیه زندگی و داستان و یا حتی خود منه ولی بعضی وقتا نمیشه فرار كرد و بخوام بهتر بگم نمیشه قایم شد
سعی میكنم با خودم هم صداقت داشته باشم ولی نه مثل بقیه كه تا باهاشون صداقت داری میذارنت سركار ...
یجوری باید صداقته بتونه بگه كه چی هستم و چی میخوام و چی نمیخوام
باید صادق بود ...
میگم اگر میخوای فرار كنی هم نباید راه رو بد تخمین بزنی
فرار اگر قراره به مقصد امن ختم بشه فقط باید به طرف مسیر درستش باشه
كج نه
نباید بری
مهم نیست كه كسی از اینا چیزی میفهمه یا نه
مهم اینه كه مهم نیست
Alien Lord