دیروز بود ساعت ده صبح از كوه پرت شدم پایین خوشبختانه زنده موندم! اما خب از اونجایی كه قرار بود خیلی خوش بگذره پای راستم الان تا بالای زانو تو گچه و مچم خورد شده همینجا از همه ی كسایی كه تو اون هفت ساعت پایین اومدن از كوه كمك كردن، به قول رفسنجانی تِشَكر میكنم مخصوصا بچه ها ی هلال احمر كه پنج دقیقه ی آخر تازه رسیدن و اون دخترایی كه غر زدن و ایش و ویش كردن كه مگه مجبوری اینجوری بیای كوه! بندگان خدا تقصیری نداشتن تا حالا ندیده بودن كسی كه پاش شكسته باشه به زمین و زمون بخنده و فكر كردن معلولم! بعد رسیدم خونه و تازه غرغرا شروع شده كه چرا تنها رفتی كوه و اگه یه بلایی سرت بیاد چی میشه و ... حالا با هر كی میرفتم هم اگه قرار بر افتادن باشه انگار فرقی میكنه بعد گفتم قبل از بیمارستان یه حموم برم آب رفت تو گوش راستم و حالا چجوری لِی لِی كنم؟ هیچی ، خواستم با حركت گردن آب رو دربیارم كه رگ گردنم هم گرفت كلی خنده دار شده بود در عین دردناكیش بعد رفتیم بیمارستان و خلاصه دیشب تا ساعت یازده تو بیمارستان داشتن با پام ور میرفتن و نزدیك بود كار رو به عمل بكشونن كه ما به گچ رضایت دادیم جاهای دیگه هم فقط ضرب دیده آقا قدر هر یه قدمی كه راه میرین رو بدونین بد مصیبتیست این عصای زیر بقل و توالت فرنگی! یك ماه استراحت مطلق برام بریدن و نمیدونم این ترم چه خاكی به سر 24 واحدم بریزم اصولا سالی كه نگونست از بهارش پیداست روحتون شاد و تنتون سلامت تا نمیدونم كی
نوشته جناب Lord در تاریخ: March 26, 2005 9:18 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/623