Info
نوشته های بعدی
جنگ و صلح
Untitled1
Untitled 2
سعه صدر و كمی سیاست و اقتصاد

به بهانه ی افشای فیش حقوق و عیدی و پاداش و غیره،‌ هشتاد نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی مسیح علی نژاد (خبرنگار ایلنا) رو از مجلس اخراج كردن
تیتر اول اقبال و كاریكاتوری از كیوان زرگری فكر كنم كفایت كنه
میگم چیزه ...
شانس آورده كه به جرم تشویش اذهان عمومی و نشر اكاذیب به قصد تخریب وجهه ی نظام مقدس جمهوری اسلامی و هتك حرمت ساحت مقدس امام عصر (عج) نبردنش در پشتی اوین!
خب بچه یه میلیون و صد عیدی و پاداش میگیرن كه میگیرن
رفتن مجلس كه بگیرن دیگه
شما هم كه خبرش رو خوندین بجای حسادت و بُخل ، یخورده سعه صدر داشته باشین و بذارین یه عده كه اومدن برای مردم همیشه در صحنه كار كنن، كارشون رو بكنن و بی سر و صدا مثل اون قبلیا برن
عمر این نظام مقدس، با عنایت خاصه ی امام زمان اونقدر با بركت و طولانی هست كه نوبت به همتون برسه  
فقط تو صف وایسین و تو سر و كله ی هم نزنین
نا سلامتی آقا گفته امسال، سال همبستگی و مشاركت ملی است ها!   

حالا خارج از شوخی فكر میكنین دلیل اینكه مردم ما اینقدر سیاسی هستن چیه؟
راستش بعد از بیست و یه سال كه عمرم رو تو این مملكت گذروندم و جاهای مختلفش سرك كشیدم تنها دلیلی كه پیدا كردم اقتصاد بوده و رابطه ش با سیاست
كشوری كه مردمش از نظر معاش تامین نباشن و ارضا نشده باشن از همه  طرف دنبال سیاست و دردسرهای سیاسی هستن و نتیجه میشه 65 میلیون نفر سیاست مدار كه صداشون به هیچ جا نمیرسه
وگرنه چرا شیخ های تپل امارات و مردم نازنین سوئیس اینطوری  نیستن؟
چون گوجه فرنگی اونجا 1200 تومن نیست یا پرتغال ارزونه؟
نه آقاجون 
وقتی از همه نظر مایحتاج خوراك و پوشاك و مسكن و آینده شون تامین شده و یه بیمه ی كت و كلفت هم هستن و دخل  وخرجشون با هم میخونه و تفریحشون هم سر جاشه، زندگیشون رو میكنن و این همه هم دردسر نمیكشن و مگه مرض دارن كه گیر بدن به حكومتشون؟
و یه چیز دیگه
فكر كن اگر همین حكومت فعلی با همین ریخت و قیافه ای كه الان داره، میومد و به فرض محال مثلا ماهیانه n هزار تومن در قالب یه فیش حقوقی میفرستاد دم در خونه ها كه آقا این سهم خانواده ی شما از فروش نفت و محصولات نفتی و ذخیره ی ارزی ریالی و سود خالص صادرات غیر نفتی و منابع و معادن و ایناس و بخورید و نوش جونتون؛ چند نفر از اینایی كه توی بوق اصلاحات دارن فوت میكنن باقی میموندن و چند نفر از ماهایی كه به هر صورتی یه وقتی وارد كار سیاست شده بودیم ، هستیم و یا خواهیم شد، حال و حوصله ی اینجور كارا رو داشتیم؟
حداقل اگر نمیگفتیم دستش درد نكنه ، فحش هم نمیدادیم!
یه سوال خیلی جدی دارم
كتاب اقتصاد شهید مطهری كه از روی الگوهای اقتصادی ماركس نوشته شده بود برای چی سال 58 به دستور مهدوی كنی توی چاپخونه خمیر شد؟
چرا وقتی تاریخ معاصر رو ورق میزنم همیشه یه جریانات مشكوكی توی این مملكت هست كه منو یاد مشاوران امپراتوری ژاپن قرن هشتم و نهم میندازه كه همه چی دست اونا بوده و امپراتور دلش به مقام الهی كه بهش داده بودن خوش بوده؟
بازم بیخیال
در كل متاسفم برای مملكتی كه همه چی داره و مردمش لنگ اولین حقوقی هستن كه حق مسلمشونه
اونایی هم كه غیر از تأسف خوردن فكر میكنن میتونن


نوشته جناب Lord در تاریخ: April 5, 2005 10:15 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/626