Info
حكایت

درویشی صاحب كرامت و نام به شهری اندر آمد
حاكم شهر، وی را به حضور طلبید تا خوش آمدش گوید!
بعد از كمی استراحت پادشاه به درویش گفت كه ای درویش
بهترین لذت چیست؟
درویش تبسمی كرد و گفت
تَخَلی!
حاكم بر آشفت و این سخن را به گستاخی گرفت و دستور به زندان شدن درویش داد
درویش را به سیاه چال قصر انداختند
همان شب حاكم حبس البول و الغائط* گشت و از درد روده و مثانه به خود همی پیچید!
وزیر ِ با كیاست حاكم گفت كه كلید كار در دست درویش است
درویش را آوردند
حاكم گفت كه چه كردی با ما؟
درویش گفت آنچه خداوند خواست شد تا بر تو بیان گردد كه هر چقدر خواهی خورد ولی به ناچیزترین ِ تفاله ها عاجز خواهی گشت
حاكم كه به عجز و لابه درآمده بود گفت ندانستم
درویش اشارتی كرد و تخت حاكم رنگین شد!
و حاكم فریادی از سر شادی براورد كه آری بالاترین لذتها تخلی است!!


==============
*حبس البول و الغائط: گرفتگی و اسپاسم شدید مجاری ادرار و مدفوع و عدم توانایی فرد در انجام عمل دفع.

پ.ن: گاهی فكر میكنم چرا آدما اینطوری هستن
ببینید این یه حقیقت ساده س كه همه ی آدم ها به دستشویی میرن
حتی انیشتن و نیوتون هم
ابن سینا هم به خاطر دل درد و بیماری روده مُرد
كسی بین ما فرشته نیست
جالبه
یه چیزی یادم افتاد از هفته ی پیش كه به خاطر یه كار عكاسی رفته بودم دادگاه خانواده
دو مورد برای طلاق اومده بودن كه واقعا با مزه بود
یه آقایی میگفت خانومم دهنش بوی گند میده و غیر قابل علاج هم هست و وقتی هم كه میره توالت همه جا رو بوی خیلی بدی میگیره!
یه خانومه هم اومده بود میگفت آقامون بوی عرقش عین بوی لش سگ مرده س!
و زوج اول شیش ماه و زوج دوم سه ماه از ازدواجشون میگذشت!!
(نتیجه: خانومها چقدر كم طاقتند)
نمیدونم واقعا اینا علاج داره یا نه
ولی خب واقعیتیه
با اون آقاهه كه حرف میزدم میگفت سه سال با هم دوست بودن و توی این مدت هم چند بار با هم رابطه داشتن ولی خانومش همیشه آدامس میخورده و این بابا متوجه نمیشده كه بوی دهن خانومش همه ی موجودات رو فراری میده
تا اینكه رفتن زیر یه سقف
(از كجا به كجا رسیدم!)
بگذریم
آره خلاصه
بابت هر سیستمی كه در بدنمون تعبیه شده هرچقدر هم شكر كنیم كمه
اینكه سالمیم خودش خیلیه
شكر نعمت به دونستن قدر نعمته
سعی كنیم ازش خوب استفاده كنیم و مراقبش باشیم كافیه
تا خدا چه خواهد
          


نوشته جناب Lord در تاریخ: April 22, 2005 1:11 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/639


نظرها:
1-

الهي شكر مادر


نوشته جناب فاطی در تاریخ April 22, 2005 8:49 PM

2-

عرض سلام مجدد. راستش گاهی اوقات چیزایی که زیاد برامون تکراری شده اهمیتش از دست میره و اگه در بارش نظر کسی رو بپرسیم طرف شاید از خنده روده بر بشه و در همون لحظه ما خودمون رو کودنترین آدم رو زمین احساس کنیم.
طبق معمول باز جناب لرد دست رو نکته مهم و حیاتیی گذاشته. زهر مار میخنده خنده نداره که اگه دقت کنی میبینی واقعا حیاتی و گاهی حیاطی هم هست. موقعی که پس از یه گشت و گذار طولانی با یه شکم درد وارد خونه میشید و بی توجه به سلام علیک و عرض ادب خونواده دوون دوون خودتون رو به دستشویی عزیز میرسونید اهمیتش واقعا چشمگیر و گاهی نفس گیر هست!!!
دستشویی رفتن شاید جز اولین چیزایی هست که انسان چند دقیقه پس از تولدش با اون آشنا میشه و اوایل گریونه! شاید از اینکه میبینه کسی مثل اون اینقدر خودشو به گند نکشیده ولی به مرور با رشد عقلش به این نتیجه میرسه که داداش این شتریه که در خونه هر موجودی میخوابه. فقط این شتر در سالای اول زندگی خیلی عجول و بی اختیاره! و این حقیقت تا آخر عمر با اون هست و خیلی از اتفاقای مهم زندگی هم شاید در اون چند دقیقه که خارج از هیاهوی دنیای بیرون در یه چهار دیواری که به هر گوشه اش نگاه کنی دیوار رو میبینی و گاهی رو دیوار یه دوست عزیز به نام سوسک رو هم که جز مشمئز کننده ترین مخلوقات هست رو ببینی.
خیلی اوقات در خلوت تنهایت در این محبس شاید جرقه هایی در مغزت زده شده و جواب سوالاتی رو که هر چی بهش فکر کردی پیداش نکردی رو پیدا کردی.
پس دوستان بی توجه از کنار این حقیقت نگذرید و با چشم باز ببینید که همونجور که میشه دنیا رو قشنگ دید دستشویی رو هم میشه زیبا دید.


نوشته جناب fesgheli در تاریخ April 25, 2005 11:09 PM


نظر شما