
همایش جوان امروز و جهان فردا خوب بود
مخصوصا برای من كه همیشه حاشیه رو بیشتر دوست داشتم
فهمیدم كسی كه فلسفه میخونه به گفته ی خودش، چیزی از ادیان نمیفهمه و به جاش خیلی دوست داره سبیلش شبیه نیچه باشه
همینطور هم فهمیدم كه زیاد جالب نیست كه همه ی دوستای آدم حداقل هشت سالی بزرگتر از آدم باشن
به قول یه بنده خدایی كه گفت موفق باشی، موفق بودم در برداشتهای همایش
مخصوصا شیرینی ناپلئونیش خیلی حال داد!
و البته فهمیدم كه حافظه ی ماهی بیچاره یك ثانیه بیشتر نیست
و اینكه آدما چقدر راحت از پولدار شدنهای سریع و بی دردسر و شیك حرف میزنن و راهش براشون مهم نیست دیگه
و سر چراغ قرمز میرداماد یه آقایی با كراوات سورمه ای و پیراهن آبی و خیلی شیك و اتو كشیده ایستاده بودند و آگهی پخش میكردند
روی برگه به انضمام یه عكس ِخیلی خوش قیافه نوشته شده بود:
زندگی خوب برازنده ی ایرانی (جماعت) !
دكتر محمد باقر قالیباف كاندیدای ریاست جمهوری ... ستاد انتخابات دكتر ممباقر قالیباف
یاد شعار سید محمد خاتمی افتادم سال هفتاد و شیش و روزنامه ی سلام و فردایی بهتر برای ایران اسلامی
و چقدر شعار دادن خوبه و روحیه می ده ...
چیزای دیگه ای هم در حاشیه ی همایش فهمیدم كه لازم به گفتن نیست
باشه بعد