هر كه نه گویای تو ، خاموش به هر چه نه یاد تو ، فراموش به (نظامی گنجوی)
Whoever doesn't speak of you, is best to staysilent whatever doesn't remind us of you is best to be forgotten (Chloe(
ما عادت كردیم عادت كردیم كه برامون تعمیمی حرف بزنن و تعمیمی قضاوت كنیم یعنی یكی بیاد بگه آمریكا نماینده ی تام شیطان روی زمینه یا خیلی بچگانه بگن همه ی كسایی كه مسلمون نیستن، اهل جهنم تشریف دارن یا یه خری مثلا بیاد بگه آخوندا خیلی پدر سوخته و دزد و بی همه چیزن (استغفرالله) یا یه بنده خدایی بیاد بگه اگر من رئیس جمهور بشم جوانها رو فلان میكنم و معلم ها رو بهمان همه هم سر تكون میدن و تایید میكنن و به عبارتی كسی كه رفته بالای تریبون، خدا و عقل كل اون جمعیه كه پای حرفش نشستنو گوش میدن و این در اصل خاصیت همون پروپاگاندایی حرف زدنه
خب اینجور حرف زدن باعث شده كه برداشتهای ما هم از حرفهای دیگران تعمیمی باشه اصولا مایی كه توی یه جامعه ی مدعی دینداری بزرگ شدیم، اولین قدمی كه برای تربیتمون توی مدرسه و جامعه برداشتن این بوده كه قدرت تحلیلمون رو تضعیف كردن تا اطاعت و حرف شنوی داشته باشیم البته توی بیشتر سیستمهای حكومتی همین تز بصورت خودآگاه و برنامه ریزی شده اجرا میشه و نباید زیاد دلگیر شد (حالا این نكته بماند كه توی مملكت ما همه چیز ِخودآگاهش نا خودآگاهه و ناخودآگاهش خود آگاه!)
به هر حال هرچند كه این اقدام ناموفق بوده ولی تا حد زیادی تاثیر خودش رو گذاشته و یه نمونه ش همین برداشتهایی كه هر روز از نوشته ها و گفته های دوستانمون داریم
مثلا من یه روزی به سرم میزنه و میام راجع به دخترا میگم یا جنس مونث؛ سریع یه عده جبهه مخالف میگیرن و یه عده هم دفاع میكنن و یه عده هم كه اصلا تو باغ نیستن و نگرفتن موضوع چی بوده هم كه هیچی و یه عده هم كه خوششون میاد فقط كامنت بنویسن! ولی واقعیت اینه كه من هر موقع راجع به یه قشری صحبت كردم كه عمومیت داشته منظورم یه بخشی از اون طبقه بوده و نه كل اون طبقه یا اگر مثلا یه عكسی از یه خانومی گذاشتم كه اون خانوم و حرفاش بنده رو حسابی از عاقبت امر ترسونده، دلیلی نداره كه شمای بیمار برداشت كنی كه منظورم كل خانومها بودن بله خب اینم یجور بیماریه و خدا شفا بده ولی گفتم حالا بد نباشه كه نظرم رو یكبار و برای همیشه راجع به اجناس لطیف عرض كنم كه اگر خدا بخواد سوء تعبیرها رفع بشه (هرچند این سوء تعبیرها رو چیزمون هم حساب نمیكنیم ولی خب حالا...) عارضم به حضورتون كه بنده برخلاف چیزی كه برای بیشتر اطرافیان و دوستانم جا افتاده بطور كلی آدم بدبین و پوچ گرا و نهلیستی نیستم ولی بصورت جزئی چرا كه اونم میذارم به حساب اتفاقات ناگواری كه برام افتاده و سنگهایی كه سرم محكم و آروم بهشون خورده یكی از این سنگها، قسمتی از این جمعیت نازنینی بودن كه مجازاً از اونا به نام ماهپری اسم برده میشه این موجودات واقعا مثل پشه هستن البته بگم خفاش و ومپایر و خون آشام و كَنه و زالو و شپش بهتره ولی خب میگیم پشه كه بهشون برنخوره تا ترور نشدم عرض كنم كه قسمت اعظمی از آقایون هم بدینگونه اند ها می مكند و می خورند و از شما استفاده می كنن و میرن وقتی یه مگس از این قشر، یه میزبان می بینه میگه "تو همونی هستی كه من میخوام" و میوفته دنبالش تا تخم بذاره و بعد از التذاذ از وجود با بركت میزبان، میره و ... بعضیا میگن به همین قسمته كه داری بد نگاه میكنی
من میگم خب دید و جهت دید رو اگر بخوایم اصلاح كنیم چیكار كنیم؟ خداییش من هر چی فكر كردم كه وقتی یكی یه دندون خراب بین سی و دو تا دندون دیگه داره، چجوری میشه اون دندون خراب رو نبینم به نتیجه ی قابل ملاحظه ای نرسیدم و به هر حال آدم چشمش میوفته مگه اینكه فقط آسمون رو نگاه كنه (اصلا بحث نیمه ی پر و نیمه خالی لیوان نیست)
كلی صغری كبری چیندم كه بگم منظورم یه بخشی از اون چیزی بوده كه دوستان برداشت كردن و بعضیا بهشون برخورد و ناراحت شدن اما خب چون آدم زخم خورده ای هستم، هنوزم نگاهم به قسمت عمده ای از خانومها از نوع منفی و مبتنی بر قوانین عدم بهبود روابط استواره و كاریش هم نمیشه كرد! و درست در همین زمینه س كه مولانا فرموده اند كه
اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود یار یكی انبانِ خون ، یار یكی شمس ضیاء
و باز هم همینجاست كه ملت ِتعمیمی فهم ما از این شعر خوششون نمیاد یا جایی كه حضرت علی از مذمت و تقبیح زن جماعت گفته و اینكه عقلشون نصفه میباشد و سفارش كرده كه از مشورت و معاشرت باهاشون دوری كنید برداشت غیر منصفانه میكنن و كاسه كوزه رو به هم میریزن
خب این از این چون حوصله ی غرولند های بیشتر رو ندارم مثال ها رو ختم میكنم و میگم كه در برخورد با هر نوشته ای ما یادمون میره كه باید چجوری بهش نگاه كنیم و فكر میكنیم كه مثل وبلاگه و طرف جلوی رومون نشسته و با اختلاف چند ساعت یا چند روز با ما اینا رو گفته... بدون ِ در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و تاریخی و فرهنگی كه اون موقع وجود داشته نمیشه قضاوت درستی داشت و بیشتر به هرمنیوتیك و تاریخ مربوط میشه تا من یعنی باید رفت و دید كه در مورد چی این حرف گفته شده و به قول حضرات شأن نزولش چی بوده كه البته شأن نزول رو بیشتر در مورد آیات قرآن میگن. از قدیم هم كه گفتن شنونده باید عاقل باشه ولی خب از هر چه بگذریم اینم باید در نظر بگیریم كه یه وقتایی هم یه كسایی یه چیزایی گفتن كه هیچ ربطی به موقعیت تاریخی ِ اون موقع نداشته و بیشتر موقعیت روانی طرف باید مورد بررسی قرار بگیره! مثلا حالا چون بحث اینجا در مورد ماهپری است بگم كه فلاسفه كلا نوع نگاهی كه به جمعیت نسوان دارند یجورایی خیلی منفی گرایانه و تحقیر آمیز سرشته شده و به عنوان مثال شیخ ملاهادی سبزواری (جد مادری بهزاد نبوی!) كه از فیلسوفان برجسته میباشیده اند با عرض پوزش فرموده اند كه زنان، حیواناتی هستند كه بر آنان پوست انسان پوشیده شده تا مردان را خوشایند باشد از دیدنشان و رغبت كنند در جماع و آمیزش با ایشان و خب شعورش در این یه مورد خیلی ضعیف بوده یا سقراط كه زنش رو با غاز مقایسه میكنه و یا كله گنده های دیگه در كل اینا انگار یا خیلی به وسیله ی مادراشون كتك خوردن یا اینكه بالاخره یه ناكامی های عاطفی و روحی براشون حاصل شده كه اینجوری حرف میزدن و رفتار میكردن و اما به قول حضرت علی این اصلا دلیل نمیشه كه بقیه ی حرفاشون رو نشنویم میگه ببین چه چیزی داره میگه و نگاه نكن كه چه كسی داره اینو میگه ... (ما رو ببین كه انگار خر خودمون از پل گذشته و نشستیم بزرگان رو تجزیه و تحلیل میكنیم) و اما یه نظر هم به عنوان تكمیل قضایا و توضیح شعر ابتدای پُست بدم كه دید بنده بر این راستا است كه آن دختران و پسرانی پلیدند و پست، كه تاریك و شیطانی باشند و سرشار از انرژی منفی و مانع از رسیدن انوار ربوبی به سایر موجودات اطرافشان گردند... به هر حال همینایی كه گفتم فكر كنم تا حد زیادی منظور از مقصودم رو به هدف رسونده باشه و شمای دوست و شمای غیر دوست در مورد استراتژی بنده و نظرم راجع به خانومها، شیرفهم شده باشید
فعلا تابعد
نوشته جناب Lord در تاریخ: June 2, 2005 1:12 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/661