Info
تب معین

پرفسور میگفت یه زمانی وقتی میخواستی بری كفش تنیس بخری دو نوع كفش تنیس بود و یكیش رو انتخاب میكردی
الان دویست نوع كفش تنیس توی یه فروشگاه لوازم ورزشی میبینی و نمیدونی كدومش رو میخوای
قدرت تصمیم گیری ازت سلب میشه و بالاجبار باید از فروشنده یا دوستانت كه در مورد اون كفش تجربه دارن مشورت بخوای
جریانات انتخابات ایران هم دقیقا همینطوره
حالا باز خدا پدر محسن رضایی رو بیامرزه كه به نفع بقیه شون رفت كنار و انصراف داد
به قول سوده بابا اگه شوق خدمت به مردمه و شوق قدرت نیست چرا اینقدر حرص و جوش میخورین؟!
و به قول خودم بیخیال
باید بالاخره یكی رو از بین این هفت مدل كفش تنیس انتخاب كنیم همه چیز رو هم در نظر بگیریم
اگر بخوام تمام اون چیزایی كه در نظر میگیرم رو بنویسم كه میشه كتاب انتخابات و تازه خوندن ِ همینقدرش هم با توجه به اینكه دم  ِ امتحاناس كلی حوصله میخواد

خب
به نظرم معین شانس آورده كه رای اونطرفیا پخش شده بین لاریجانی و قالیباف و احمدی نژاد هیچكدومشون هم از خر شیطون پیاده نمیشن و به نفع اون یكی كنار نمیرن
همونجوری هم كه مشاهده می كنید جو عمومی و خصوصی اینترنت و تمام اونایی كه به خاتمی رای دادند حول محور مصطفی معین می چرخه و به پیش بینی خودم معین یه درصد خیلی بالایی رای میاره ولی برای گفتن اینكه رئیس جمهور میشه یا نه هنوز زوده
و اینكه اگر رئیس جمهور بشه ...
و اگر واقعا رئیس جمهور بعدی ایران مصطفی معین باشه ...
دولت خاتمی طبق آماری كه میده درصد بالایی از بدهی های خارجی ایران كه حاصل هشت سال تلاش و سازندگی آقای هاشمی و كارگزاران سازندگی ایران بود رو  پاس كرده
ولی به قول یه بنده خدایی وقتی مردم نون توی سفره هاشون ندارن براشون چه فرقی میكنه كه دولت بدهی خارجی داشته باشه یا نه
یا بر فرض اینكه چند تا طرح عمرانی دیگه هم ساخته بشه، وقتی بازم این تعرفه ی برق و تلفن و آبشونه كه بالاتر میره و فرقی به حالشون نمیكنه چه سود؟
مردم حالیشون نیست هر چقدر هم كه بگن آقا نذاشتن و خاتمی میخواست كار كنه ولی مانع سر راهش گذاشتن و كار شكنی كردن و ... 
مردم وضعیت خودشون رو می بینن
توی این بیست و شیش ساله كه وضع مالی مردم متوسط هر روز بد تر از دیروز بوده و وضع حضرات هر روز بهتر از دیروز.

به جز اقتصاد خارجی، دولت در زمان آقای خاتمی اصلاحات رو هم تا حد زیادی پیشبرد
اصلاحاتی كه همراه با آزادیهایی بود كه تا قبل از سال 76 به حكم یه سری قانون نانوشته ممنوع بود
یكیش داشتن دیش و ریسیور شبكه های ماهواره و حتی نوع پوشش دختران و زنان و ارتباط دختر و پسر كه الان تقریبا گیرش یك درصد هم نیست
خاتمی داره میره و همه ی این مسائل حل شده و ملت لخت هم كه بیان توو خیابون اینقدر نگاه پشت سرشون نیست كه الان

ولی خب نمیشه گفت این مسائل باعث میشه كه ما یادمون بره تورم همینطوری داره فشار میاره
یه خبر كوتاه رو از دنیای اقتصاد نقل میكنم:
دولت آینده در هفت ماه نخست ِ مسئولیت ِ خود، باید ركورد پرداخت بدهی‌های داخلی و خارجی را بشكند!
بنا بر اعلام رسمی بانك مركزی، مجموع بدهی‌های قطعی شده كه در سال 1384 سررسید می‌شوند، برابر با 6/6 میلیارد دلار می‌باشد كه این میزان پرداخت بدهی در تاریخ ایران بی‌سابقه است.
مبلغ مذكور در حالی توسط دولت آینده پرداخت می‌شود كه این دولت موظف است مبالغ سنگینی نیز بابت بدهی داخلی و انتشار اوراق قرضه بپردازد.
سال گذشته با انتشار حدود 3/1 هزار میلیارد تومان اوراق مشاركت با رقم سود 17 درصد، دولت جدید موظف شد تا علاوه بر بازگرداندن اصل اوراق، سالانه مبلغ 220 میلیارد تومان به عنوان سود اوراق بپردازد؛ این رقم به تنهایی، حدود یك میلیارد دلار منابع ارزی دولت در چهار سال آینده را برای تأمین بهره، بدهی دولت فعلی ناشی از فروش اوراق مشاركت در سال گذشته هزینه می‌كند.
این در حالی است كه بنا بر اعلام رئیس بانك مركزی، مجموع بدهی دولت به سیستم بانكی كشور، بیش از سیزده هزار میلیارد تومان، معادل پانزده میلیارد دلار است.
رشد نقدینگی نیز در هشت سال گذشته، 600 درصد بوده و از 6/11 هزار میلیارد تومان در پایان سال 1375 به 68 هزار میلیارد تومان در پایان سال 1383 افزایش یافته كه بخش قابل توجهی از رشد نقدینگی به دلیل بدهی دولت به بانك مركزی ایجاد شده است.
از اونجایی كه بنده مقداری از عمرم رو هم خیر سرم حسابداری خوندم و یه چیزایی از شاخصای اقتصادی سر درمیارم فكر میكنم تنها كاری كه میشه برای اقتصاد این مملكت كرد دعا و انتظار معجزه س و اینكه نفت بشه بشكه ای ده هزار دلار!
امیدوارم مغزتون زیاد سوت نكشیده باشه
در واقع نتیجه این شد كه اون بدهی هایی كه پرداخت شده در مقابل چیزی كه مونده روی دست دولتِ بعدی پشیزی بیش نیست و در واقع دولت خاتمی فقط همون آزادی در پناه اصلاحات رو اجرا كرد و باید عرض كنم سیدخندان جون كه خیلی باشرافت رئیس جمهور بودی و اینهمه فردایی بهتر برای ایران اسلامی آوردی و به اندازه ی تاریخ ایران سد و نیروگاه افتتاح كردی كه ما در بلند مدت اثراتش رو ببینیم و برات فاتحه بخونیم، دست چپت درد نكنه با این بدهی بالا آوردنت!

اما شمای دوست
تویی كه میگی معین و اون یكی میگه فلانی و یكی دیگه هم یه اسم دیگه
اسمها و قیافه ها زیاده
الان هم دقیقا مثل انتخابات مجلسه كه لیست و حزب رای آورد و نه فرد
ما میگیم حجاریان و كولایی و محمدرضا خاتمی و مشاركت و اصلاح طلب پیشرو و ...
خود معین چی داره برای عرضه كردن؟
تیم اقتصادی و سیاسی دولت معین همین تیم خاتمی هستن یا قراره یه سری آدم جدید بیاد؟

من فكر میكنم كه درصد بالایی از عوام الناس و حتی خواص الناس برای همینه كه دوباره میگن هاشمی
چون مردم از آزمون و خطا خسته شدن و میخوان مطمئن باشن و میگن هاشمی توی كارنامه ش یكبار تجربه ی تگرگ زدن به این مملكت رو داره و اینبار حتما یه كاری میكنه
مردم خسته شدن از بازیهای سیاسی و پرداخت هزینه هایی كه هیچ استفاده و سودی نداره و براشون مهم نیست كه من ِ
X توی اوین باشم و برای آزادی همین مردم داد زده باشم و شكنجه بشم یا نه
میدونی چیه
تاریخ به من میگه من ِ
X فراموش میشم همونطوری كه خیلی ها شدن
من شكنجه و زندان نصیبم میشه و یه عده ی دیگه سودش رو میبرن و در آخر هم فقط شاید یه نام نیك از من باقی می مونه و حداكثرش یه خیابون به نامم میكنن
اما خب اینم مال قدیم بود
جو جامعه دیگه اونجوری نیست
این حرفها محدود شده به یه عده آدم خاصی كه یا دانشجو هستن یا با حكومت مخالفن یا اهل اینترنتن و یه كم هم جامعه درد دارن و مدینه ی فاضله ی افلاطون و آرمان های چگوارا و ماركس رو خوندن
وگرنه چند درصد مردم ایران، مانیفست جمهوری خواهی گنجی رو خوندن؟
یا كدوم دسته از مردم میاد روزی صد تومن بدن برای روزنامه خوندن، حالا شرق یا اقبال یا هر چی
اونقدر مردم سرگرم جون كندن برای زندگیشونن كه براشون این چیزا مهم نیست
مردم عادت كردن كه سالی صد تومن بذارن روی كرایه تاكسی ها و پنجاه تومن بره روی قیمت نون و بقیه ی چیزا
هر كاری كه خاتمی كرد معین هم همون كار رو میكنه یا هر كس دیگه ای 
هرچند كه همه میگن میخوان زیربنایی كار كنن
این كار زیر بنایی كی به ثمر میرسه و نتیجه میده خدا میدونه
چشم من یكی كه آب نمیخوره توی این مملكت چیزی عوض بشه
ولی خب چون نمیخوام از حق رأیم بگذرم باید اسم یكی رو بندازم توی صندوق
من فقط میدونم به كی نمیخوام رای بدم و عین این تستهای كنكور میام از روش حذف گزینه ی غلط استفاده میكنم
من به قالیباف نظامی و مهرعلیزاده اطلاعاتی و كروبی .... و رفسنجانی .... رای نمیدم و دلایلم هم برای مَحكمه ی وجدان خودم متین و مُحكمه
مثلا در مورد هاشمی هیچوقت یه خبر رو فراموش نمیكنم
اینكه به فرمان تاریخی همین آقای رفسنجانی روسری خانومها رو توی میدون ونك با پونز به پیشونیشون الصاق كردن كه یادشون باشه حجاب یعنی چی!
طرفداران ایشون توجه داشته باشن كه مثل پست قبلی بنده رو آماج فحش نكنن!
نمیخوام ایشون رو خراب كنم ولی یه سری واقعیتا هست كه باید گفته بشه
هاشمی طبق بروشورهای تبلیغاتی خودش، به گفته ی خیلی ها با لفظ پدرخوانده خطاب میشه و این یعنی فیلم گاد فادر خیلی قشنگه!
اصلا آقاجان حتما شنیدید كه تا نباشد چیزكی مردم نگویند چیزها
من میگم تا نباشد چیزها ، مردم نگویند چیزكی
بالاخره یه روزی معلوم میشه پشت این چهره چیه
بقیه هم تقریبا یه همچین دلایلی براشون هست
بگذریم

چند نفر موندن؟
خب احمدی نژاد كه مطمئناً رای نمیاره و معین یه درصد بالایی رای میاره و لاریجانی هم در میانه ی اینهاس 
یخورده میخندیم كه احمدی نژاد فردا بیاد بگه به نفع معین انصراف میده
از احمدی نژاد خوشم میاد چون همه میگن بهش رای ندین
بچه ی سالم و كار درستیه و سابقه ش رو كه خوندم به جز ظاهر، چیزی از رئیس جمهوری كم نداره و اهل عمل و برخورد با كت و كلفتاس و با آرامش و ایمان حرفش رو میزنه و بچه اراده ش فولادیه و از بچگی هم توی آهنگری كارگری كرده و بدون سهمیه و قبل از انقلاب رفته علم و صنعت مهندسی خونده و از همه مهمتر اینه كه یه آدم عوضی و پستی مثل بنی صدر داره خودشو میكشه كه زیرابش رو بزنه و البته همه میدونن كه این بی جهت نیست!
و معین هم كه یعنی جبهه ی چپ و منتقدین و معترضین نظام و اونایی كه تحصنشون توی مجلس روزی خدامیلیون تومن خرج داشت و با اون افتضاح و ضایع بازی كار رو تموم كردن و خنده دار تر از همه هم اعتصاب غذاشون بود و عكسای همین اعتصاب غذا هم كه بعداً درومد و نشون میداد مسخره ها دارن زیر میز یواشكی لنگ مرغ تناول میكنن ...
از اونجایی كه معین در جریان كوی دانشگاه تنها كاری كه در مقابل فشارها انجام داد این بود كه استعفا بده و در واقع استعفا رو بر قرار ترجیح داد، زیاد برام قابل اعتماد نیست و به نظرم قدرت تصمیم گیریش خیلی باید ضعیف باشه و طرز صحبت كردنش هم همچین یه نمه شل و لحن یواشی داره كه آدمو یاد سیلاكس میندازه
آدمیه كه انگار مشاركتیا هلش دادن و گفتن تو برو ما پشتت هستیم و مایه و جربزه ای از خودش نداره
بگذریم تا كتكه رو نخوردم!
به لاریجانی هم رای نمیدم چون بوی گندكاریهای صدا و سیما وقتی طرح تفحص مالی مجلس ششم به نیمه ی راه رسیده بود بلند شد و نذاشتن به مشام همه برسه كه توی سازمان تحت مدیریت آقای لاریجانی چه بخوربخوریه و چه میلیاردها پولی كه الكی داره بوسیله كارخانجات تحت پوشش سازمان صدا و سیما در جاهای مجهول خرج میشه و معلوم نیست تهش كجاست
دیگه اینكه ایشون علاوه بر مهندسی الكترونیك، به پیشنهاد پدرخانومش كلی فلسفه خونده و خدا نكنه یه مملكت بیوفته دست فیلسوف جماعت!
معلوم شد بالاخره به كی رای میدم و چرا
مهم اینه كه فردا افسوس نمیخورم كه این آقایی كه من بهش رای دادم و رئیس جمهور نشده داره چیكار میكنه

اینم یه نوعشه دیگه
متاسفانه كاریش هم نمیشه كرد
        


نوشته جناب Lord در تاریخ: June 16, 2005 1:21 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/671


نظرها:
1-

khaste nabashid
indafe entekhabat che khabare ke inhame waqt sarfe neweshtane matlab darbarash kardin?!
khoobe ma oonja wa ya oonjayi nistim khialemoon az in babat rahate


نوشته جناب دختركي از ديار غربت در تاریخ June 16, 2005 1:29 AM

2-

گاهي اوقات اين شيوه هم خوبه...منم هنوز به نتيجه اي نرسيدم.خيلي سخته.


نوشته جناب حسين زيارتی در تاریخ June 16, 2005 8:20 AM

3-

بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن عرض سلام خدمت دوستان گرام!
عرض شود که آدام گاهی اوقات واسه خیلی چیزا که مجبوره برای فرار از بعضی محدودیتهای احتمالی که براش ممکنه بوجود بیاد تلاش کنه و آخر الامر هم به اون نتیجه مطلوب و دلخواهش نرسه! خوب یه نمونه اش همین انتخابات خودمون بود که دوست گرامیمون چندین و چند بار و بطور مفصتل برامون انواع و اقسام آدماش رو تشریح کرد!
حالا یه سئوال مطرحه که پرسیدنش جالبه و خوب سئوال اصلی امروز صدا و سیما نیز بود ولی خوب حالا تو این مجلس خودمونی میپرسم که آقا ما برای چی رفتیم رأی دادیم؟؟
راستش من هر چی فکر میکنم برام قابل هضم نیست که این آمریکا و انگلیس و اروپا و ..... خلاصه کل دنیا نگاهشون به این انتخابات ما بوده باشه! برای چی باید اینقدر فکر و نیرو و سرمایه هزینه کنن که ببینن کی ریس جمهور میشه . یا مردم رأی میدن یا نمیدن! مگه اونا چی از ایران و ایرانی میخوان که بهش نرسیده باشن؟
نفت میخوان که ارزونی خودشونه و اونقدر هم حریصانه دارن چپاول میکنن که منِ ایرونی دیگه قیدش رو زدم! گاز میخوان که دارن از ایران به گوشه گوشه دنیا لوله کشی میکنن! ذخایر و معادنش رو میخوان که بحمدالله ماله خودشونه و ما رو اصلا این وسط چه کار؟ شاید تنها انگیزشون از این همه توجه ملت شهید پرورش باشه؟ آره؟ به چه دردشون میخوریم؟ با سوادهامون که فرار میکنن میرن! حالا 4 تا بیمخ و گروه فشار میخوان واسه چی؟؟ واقعا از اینکه مسئولین گرام اینطور ما رو مضحکه خودشون کردن که آقا مواظب باش که شیر پیر اروپا در کمینت نشسته و ...... !!!
من حاضرم تمام دنیا در کمینم باشن اما کمین گاه خودی نباشم! عزیزِ من، ما تو این ایران امنیت نداریم از دست خودیها اونوقت چطور مواظب اروپا و امریکا و .... باشیم؟
این مسخره بازیی که اینروزا و علی الخصوص امروز صدا و سیما در آورد واقعا مسخره ترین تراژیدی کمدی ما نبود؟؟
حالا من رفتم رأی دادم برای چی؟ راستش من فکر که میکنم میبینم که معین در بین این کاندیداها بی خطر ترینشون هست! یعنی چی؟ عرض میکنم خدمتون! یعنی اینکه اگه منفعتی واسه ما نداشته باشه خطری هم به اون صورت نداره! بقیه یه جورایی خطری هستن!
دوستمون فرمودن که آقای معین در حادثه کوی دانشگاه استفعا دادن! من میخوام از اوشون بپرسم که اگه شما جای اوشون بودین چه اقدامی میفرمودین؟؟
آیا میتونستین قدم از قدم بردارین؟ چه کار میخواستی بکنی وقتی خاتمی داره زار میزنه که آقا نذاشتن من کاری بکنم! یه گروه کج اندیش مانع کار من شد و .....
عزیز من با چه قدرتی میخواست کاری بکنه؟ الان هم با وجود تمام شعارهایی که داده ما انتظار نباید داشته باشیم که همه رو عملی کنه! شاید واقعا قصد انجام کاری رو داره! ولی نمیدونه که نمیتونه! یه مثال میزنم براتون!
فرض کنید قرار هست 10 نفر جمع بشیم و بریم مثلا قله اورست رو فتح کنیم! تا امروز شاید بلندترین جایی که رفتیم بالای چهار پایه بوده باشه واسه عوض کردن لامپ خونه! ولی خوب فکر میکنیم که میتونیم! خوب از اینجا هِلک هِلک بلند میشیم میریم هیمالیا که قله اورست رو فتح کنیم! به پای قله که میرسیم ته دلمون خالی میشه ولی بازم میگیم میتونیم! نه اسبابی داریم و نه آمادگی و تجربه ای! خوب بلند میشیم میزنیم به کوه ولی تا کجا دوام میاریم؟ بالاخره بعد از مدت کوتاهی با موانع صعب العبوری که روبه رو شدیم متوجه میشیم که نمیتونیم! حالا دو کار میتونیم بکنیم!
یکی اینکه مثل آدمای عقده ای از همون وسطای کوه تخته سنگها رو پرت کنیم رو سر مردم بی گناه حاشیه،! یا هم بریم پای کوه بشینیم و چای قلیون رو رو به راه کنیم و یه مدت که قرارمون بوده اونجا استراحت بفرماییم و بعد هِلک هِلک برگردیم خونه!
جریان کسایی که میخوان تو این نظام مسئولیتی رو به عهده بگیرن و حرفشون با حرف حاکم مغایر هست مثل این کوهنوردان عزیز میباشد! پس آقا ما که کنار گود نشستیم و نظاره گر هستیم و شاید همون نظاره گر هم نباشیم چرا اینقدر پر توقع هستیم؟؟اگه خودمون کاری نکردیم انتقاد کردنمون صحیح هست؟
متأسفانه مردم ایران اینقدر درگیر این زندگی کثیف شدن و دست و پا میزنن که خودشون رو از غرق شدن نجات بدن که دیگه کار به کار کس دیگه ای ندارن!!
به امید روز دیدار


نوشته جناب fesgheli در تاریخ June 18, 2005 12:26 AM

4-

انگار از گند کاریهای احمدی نژاد تو شهرداری باخبر نیستی ..
به قول خودت بی خیال ‍!


نوشته جناب Mana در تاریخ June 18, 2005 12:39 AM


نظر شما