Info
Untitled 9

به پاس كدام آهنگ دلنشین و دل انگیز بود كه قربانی شدم نمیدانم
گفت كه خواستن ِ او بود برای بودن
و دوست داشتنش برای شناخته شدن
و بعد ها یادم هست كه آب آئینه ی مان شد و خاك قفسی سخت برای پوشاندنمان
و آن زمان كه حس را به دوازده پنج گاه بر خاك وجودمان چیره ساختند، باد به نواختن بود
و یادم مانده كه ما در این بیراهه ی گرفتار و زنگار بسته آمدیم تا دیگر بار بگذریم از آتش سوگند
و این بار با بند و غُل و زنجیرهای پنهان
او خواست و مهم شاید همین تنها گذشتن بود كه دلیل پاكی گشت
آن زمان كه كسی یاد ندارد را یادت می آید؟
فریاد در آسمان پیچید كه همه تن ها باید بگذرند
و پیش تر ، عبور تنها چاره بود برای گذشت
اطمینان داشتم
و بعد آتشی بود كه نوشیدم
آن همه رنج برای شناخت و مهربانی
و اكنون در كرانه ی سرخ دریای جنون بر تخته سنگهای سخت امید به نظاره اش نشسته ام
قضاوت از آن اوست
                            


نوشته جناب Lord در تاریخ: June 17, 2005 11:21 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/674


نظرها:
1-

عاشقانه نوشتــهايتان را دوست مي دارم.
بوي دلنشيني مي دهند , تـمامشان.


نوشته جناب روشنک در تاریخ June 17, 2005 8:24 PM

2-

آقا خيلي قشنگ بود
اين نوشته هات رو دوستشون دارم
ممنون


نوشته جناب نويد در تاریخ June 17, 2005 9:45 PM

3-

واقعا قضاوت از ان چه کسی است و ایا همه درست می گویند و یا همه اشتباه می کنند حقیقت چه هست شاید همانی است که تو احساس می کنی شاید خودت بهترین ترازو باشی؟


نوشته جناب مریم در تاریخ June 12, 2006 9:05 PM

4-

برای بار دوم ارسال می کنم من احتیاج شدید به پروژه هتل داری دارم لطفا هر چه سریع تر برای من بنویسید.با تشکر


نوشته جناب مجید فیض آبادی در تاریخ April 26, 2008 9:03 AM


نظر شما